بخش دو
توی بخش هشت ساعت هیچی نخوردم و بعدش بهم نسکافه و چای و.... دادن و بعد از دو ساعت هم سوند رو برداشتن و راه رفتم.
سوند برداشتن هم ی کم سوخت ولی راه رفتن واقعا سخت بود.
بعدش دیگه شیاف و مسکن و اینا باعث شد بهتر بشم و راه برم. ملین هم خوردم تا شکمم کار کنه.
فرداش ساعت دوازده مرخص شدم. ی چیزی بگم ماساژ شکمی درد داشت واقعا ولی سه چهار باره تحمل کنید.
دکترم خانم عابد واقعا عالی بود و بیمارستان هم خوب بود.
هزینه اش با بیمه شد 15 تومن.
خیلی هزینه های اضافی داشت مثلا ساک همراه ساک وسایل و....ولی باید میگرفتی.

رسیدگی هم خوب بود، همه جا بعضی پرستار ها خوبن بعضی بد ولی به نسبت خوب بود من راضی بودم و رسیدگی داشتن دائم حالتو میپرسیدن . کارهامو انجام میدادن مثلا جا به جایی و.... من اتاق خصوصی نگرفتم مثلا تو اتاق ما سه نفر بودیم من زایمان بودم یک نفر فشار خونی یک نفر هم عمل زانو. خب این بد بود دیگه ولی اونا اذیت شدن نه ما😂😂
انشاالله سلامتی همه ی مامان های باردار و نی نی ها ❤️

۵ پاسخ

به سلامتی عزیزم
بهترین و‌شیرین ترین قسمت بیمارستان که پاتو ‌میزاری توش بخش زایمانه که همه خوشحالن
ایشالا که همیشه شاد و سلامت باشین در کنارخانوادتون

همسرت رو‌موقع زایمان میزاشتن بیاد اتاق عمل؟
بدون بیمه میدونی چقدر میشد؟
اتاق خصوصی هم قیمت گرفته بودی؟

بهشون نگفتی ماساژ شکمی رو بی حس بودی انجام بدن؟یا گفتیو قبول نکردن

بعد اینکه اسم بخشی ک بودی چی بود؟

بسلامتی عزیزم انشاالله قدمش پر خیر و برکت

بسلامتی عزیزم
چه خوب که رسیدگیشون خوب بوده کی مرخص فرداش؟

سوال های مرتبط

مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۱ ماهگی
بیمارستان نجمیه تهران:
اتاق عمل کامل مجهز برای من سزارین اورژانسی شد دو نفر دکتر متخصص زایمان بودن و همزمان متخصص اطفال هم تو اتاق عمل بود و متخصص بیهوشی و حدودا تو اتاق عمل ۱۰ نفر بودن
برخورد پرستار ها و ماما ها (البته نه همشون) در کل خوب بود
دکتر قادری قبلش خوب بود ولی موقع زایمان اخلاق نداشت ولی تخصصش خوب بود
اتاق های بخش کوچک بودن و تو هر اتاق دو نفر بودیم
تفاوت اتاق vip با معمولی این بود که داخل اتاق vip توالت فرنگی داشت و پنجره به سمت خیابان بود و همراه آقا میتونست بیاد و تک نفره بود
سزارین با اتاق معمولی و پمپ درد و شکم بند و جوراب واریس و دارو ها حدود ۷ تومن شد
بخش دائم نظافت میشد و تمیز بود
و پرستار های بخش مدام سر میزدن و پیگیر بودن
ولی قبل زایمان شب بلوک زایمان بیمارستان سوت و کور یه اتاق ۵ تخته بودیم با ۳ نفر بیمار ماما هم خواب
اتاق سزارین و طبیعی هم جدا بود و نمیذاشتن همراهم بیاد داخل
اتاق زایمان یه تخته و دو تخته هم بود ولی خوب خیلی خلوت بود اون روز فقط من طبیعی بودم
ساعت ۷ صبح تا ۲ دکتر متخصص تو بلوک زایمان بود
مامان مامی پَناه💝 مامان مامی پَناه💝 ۲ ماهگی
بعد بخیه زدن و اینا بردنم ریکاوری
بعد از 10دقیقه هم بردنم بخش
تا 12ساعت دکترم اجازه خوردن غذا و مایعات نداد
بعد از 12ساعت گفت میتونی شروع کنی مایعات بخوری
بعدش هم راه بری
بلند شدن و راه رفتن خیلی سخت بود واقعا سخت بود بعد از 12 ساعت خوابیدن رو کمر
هیچ‌کس هم نمی تونه کمک کنه برای بلند شدن چون خیلی فشار میاد
من با کمک خودم بلند شدم
راه رفتم خم بودم برای راه رفتن
بعد از چند ساعت درست شد
وقتی راه میرفتم خوب بود دیگه میخواستم بشینم مکافاتی بودد خیلی سخت بود انگار باز شکمم رو پاره کرده بودن
من پمپ درد نگرفتم چون گفتن عوارض داره
بعد یه نفر بود از منی که پمپ درد نداشتم بیشتر درد داشت اون پمپ درد داشت
با شیاف خیلی خوب بود واقعا اروم میشدم
بخاطر یبوست بعدش هم
شیاف بزارین کارتون رو راه میندازه راحت
3روز بیمارستان بودم اتاق خصوصی گرفتم عالی بود حتما بگیرین
از دکترمم خیلی راضی بودم خیلی تمیز برام بخیه زده
خب خلاصه همین دیگه 😁
تاریخ 1405/4/17 🥹❤️
مامان هیرمان مامان هیرمان ۹ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان گلبرگ مامان گلبرگ ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان_سزارین
بیمارستان_انصاری
پارت_۴
اینو یادم رفت بگم ک پرستارا داشتن با هم میگفتن ک مثل اینکه اینجا هم زایمان طبیعی اجباری شده ک من پرسیدم واقعا ک گفتن اگر دکترت دلیل داشته باشه نه حالا صدق و صحت این ماجرارو من اصلا خبر ندارم فقط شنیده رو انتقال دادم
تو ریکاوری ک بودم چون فشارم بالا بود ی رگ دیگ ازم گرفتن برای تزریق سولفات ک فشارم پایین بیاد دوباره نی نی رو اوردن و من دیدمش باز هم تماس پوستی دادن این کار رو ۳ بار انجام دادن تو ریکاوری انجام دادن اصلا درد اونجوری ک قابل تحمل نباشه نداشت ساعت ۱۱ و نیم منو وارد بخش کردن ک ما اتاق خصوصی گرفته بودیم اینم بگم ک اینجا دو مدل اتاق خصوصی داره ی vip ی دیپلمات ک ما vip گرفتیم شبی ۳ تومن
از ساعت ۱۱ و نیم شب ب من سولفات تزریق شد همراه سرم تا فردا پمپ درد هم گرفته بودم ولی خب ب نظرم همچین اثر گذاری خیلی بالایی نداره پمپ درد رو تو اتاق عمل باید اعلام کنید ک میخواید یا ن
نی نی هم همراه من داخل اتاق شد و اونجا موند از نظر تمیزی اتاق ها و رسیدگی پرسنل همه چیز خوبه ولی پرستارا و ماماهای این بخش ی مقدار حواس پرتن
مامان یزدان‌وآیهان مامان یزدان‌وآیهان ۱ ماهگی
تجربه زایمان دوم من بیمارستان ۱۷ شهریور با خانم دکتر موهبتی


سلام مامانا من برای ۳۱ نامه داد دکتر بستری شدم ۱ عمل شدم
ساعت ۷ نیم شب روز ۳۱ بستری شدم
فقط یک جفت دمپایی خریدم
ساعت ۵ صبح روز بعد سوند وصل کردن آنجوکت زدن
سوند فقط یکم‌سوزش داشت بعدش عادی شد ساعت ۷ نیم منو بردن
ساعت ۸ عمل شدم تا ۹ تو ریکاوری بودم
خانم دکتر بسیار با دقت با حوصله بود دکتر بیهوشی بسیار مهربون بود پرستارا هم خیلی مهربون بودن امپول بی حسی هم اصلا درد نداشت خداشکر
وقتی دکتر شکم رو فشار میداد بچه بیاد بیرون قشنگ می فهمیدم بعد بکه رو به صورتم مالیدن خیلی حس خوبی بود
من حین عمل حال تهوع گرفتم امپول زدن خوب شدم
تا ساعت ۹ تو ریکاوری بودم بعد بردنم بخش شکمم رو هم دو بار توی ریکاوری بی حس بودم فشار دادن
منو بردن بخش بچه رو هم آوردن بعد من
تخت های اتاق من ۵ نفره بود
یکبار دیگم هنوز یکم بی حسی تو بدنم بود شکمم‌رو فشار دادن درد داشت ولی میشد تحمل کرد ۸ عمل شدم سوند رو هم. ساعت ۳ کشیدن
همه چیز عالی بود راضی بودم
با بیمه تأمین اجتماعی رایگان شد
عمل دومم خیلی از عمل اولم بهتر اسون تر بود
بهمراه غذا نمیدادن ولی از شب اول همراه راه دادن ملاقاتی هم اصلا نداشت فقط میزارن بابای یچه بیاد از دم در بخش بیاد ببینش
انشالل قسمت همه چشم انتظارا 🥰🫀😍
خدایا شکرت من فقط خیلی استرس داشتم فشارم توی اتاق عمل رفت بالا ک بعدش خوب شد خداشکر
۳۸ هفته ۲ روز بودم
وزن بچه هم ۳۳۰۰
مامان نینی مامان نینی ۲ ماهگی
تجربه سزارین نیکان سپید پارت ۳
بخش اومد دنبالم دوباره یه ماساژ رحمی داد که یکم درد داشت چون بی حسی دیگه رفته بود،نینی هم گذاشتن تو بغلم و بردنم ، ساک مادر و نوزاد میدن که چیزی نیاز نیست شما ببرید، تو ساک مادر یه دست لباس و شلوار هدبند و پوشک ساک نینی هم یه لباس و شلوار و پوشک و دستمال مرطوب و پتو دور پیچه، رفتیم تو بخش برام دو تا شیاف دیکلو گذاشتن لباسم رو عوض کردن ماما هم اومد برام دارو زد توسرم، ساعت ۸ شب برام چای عسل اوردن گفتن تهوع نداشتی آب میوه بخور، من خوب بودم دیگه برام ساعت ۸و نیم سوپ و جوجه کباب اوردن یکم خوردم ، ساعت ۹ شب هم کمک پرستار اومد بلندم کرد و رفتیم دستشویی، اولین راه رفتن یکم سخته بیشتر حس سوزش بخیه رو دارین ولی اونقدر نبود، کمپوت انجیر حتما بخورین که سریع دفع داشته باشین، حتما حتما تو بخش بلند شین راه برین هردفعه دردتون کمتر میشه، من با همون شیاف اوکی بودم دردش مثل پریودیه اونقدر زیاد نبود ، نینی هم خودشون میان کمکتون که شیر بدین ، کمک پرستار هم میومد چکش میکرد پوشکش رو ، ماما و پرستار ها هم کلی میومدن سر میزدن با اینکه ما اصلا صداشون نمیکردیم، همه هم رفتارشون خیلی خوب بود، صبح پزشک زنان مقیم ویزیتتون میکنه اطفال هم میاد نینی رو میبینه ، شنوایی سنجی و واکسن هم انجام شد، ساعت ۱۲ ترخیص شدم، کل هزینه من با اتاق خصوصی شد ۹۵ تومن بدون بیمه ، نینی من ۲۸۰۰ به دنیا اومد ۳۸ هفته و یک روز ولی همه چیش خوب بود ، پرسنل هم از همون اول تا آخر خیلی خوش اخلاق و خوب بودن ، بیمارستان تمیز بود رسیدگی خوب بود من واقعا راضی بودم ، اگه باز سوالی دارین مامانا جواب میدم