خانووووما 🥹😭
روزه بارونیمو یه ساعته ر ی د روی اعصابم شوهرم
میگم بریم یه قدمی بزنیم با لعن اعصبی میگه مگه تو لیاقت داری که باهات برم بیرون خیلی خودتو دسته بالا نگیر
تو ۷ سال توی دلم موند یه هوای دو نفری بریم فقط رفیقاش براش مهم
حتی نشده به یک حرفم حمل کرده باشه از سرکار ۶ بعدازظهر میاد دوش میگیره غذا میخوره می‌ره دورهمیه رفیقاش بعد ۱۲ شب میاد خونه هر شب کارش همینه شبای پنج شنبه عرق خوری دارن تا ۱ شب نمیاد دیگه خسته شدم چندساله که اینطوری اصلا به من توجه نمیکنه فقط میگه تو زنی تو باید به شوهرت برسی تو ر ا ب ط ه فقط از طرفه تو باشه روزه تولدم تو مستی با ماشین دوستش تصادف کرد و همه النگو هام فرختم تا ماشین رو از نو بسازه روز تولدم بود اینم از شانسم روزی هزار بار به خ و د ک ش ی فکر میکنم دیگه بریدم 😭 به مادرم هیچی نمیگم خودش ناراحتی قلبی داره
خانوماااا تو هر جمع منو سکه یک پول می‌کنه
از همه چیز خستم دلم پره😭😭😭😭 اگه طلاق بگیرم بچه هامو نمیده
فقط بخاطر این دوتا پسرام کوتاه میام همش چیکار کنم 😭😭😭😭

تصویر
۱ پاسخ

عزیزم ما زنا از چی شانس آوردیم 💔💔💔💔💔

سوال های مرتبط

مامان ایلیای من🫀 مامان ایلیای من🫀 ۱۳ ماهگی
انقد خنده ام میاد از بعضی نظرات نمیدونم چرا گهواره انقدر برنامه مزخرفیه که وقتی یکیو بلاک میکنی باازم میتونه برات کامنت بذاره😐دیشب من گفتم پسرم شبا همه اش بیدار میشه چند نفر اومدن گفتن که وا خب معلومه بچه روز بخوابه شب نمیخوابه!! وا ما بچه هامونو روز اصلااا نمیخوابونیم که شب بخوابه کاری به سوادشون ندارم ولی تو چقد میتونی ظالم باشی که بچه ات از ۷ صبح بیدار شی تو تا ۱۰ شب نخوابونیش که شب بخوابه؟! منِ آدم گنده نمیتونم این همه تایم یه سره بیدار باشم بعدازظهر میشه میخوام غش کنم از خستگی بعد تو بچه ات بهونه خواب و میگیره سرگرمش میکنی تاااا شب؟😐فکر کنم اینا تو عمرشون فقط تجربه رویارویی با یدونه بچه که اونم بچه خودشون بوده رو داشتن چون بچه ی من حداقل اگه هر ۳ ساعت نخوابه نه اخلاق داره بازی کنه نه حتی یه ذره سینه خیز و چهار دست و پا میره نه شیر میخوره نه غذا میخوره فقط یک سره گریه میکنه چون خوابش میاد چون بچه ۱۱ ماهه س و یه بچه ۱۱ ماهه به صورت طبیعی باید ۱۳ تا ۱۴ ساعت تو شبانه روز بخوابه دو سوم این خواب و تو شب داره بقیه اشم در طول روز و من وااااقعا آرزو میکنم کاش همچین آدمایی برای من کامنت نذارن که وقتی جوابشونو میدم هزار تا چرت و پرت دیگه بهم بگن
مامان دردونه مامان دردونه ۱ سالگی
چند وقته که خواب پسر کوچولومون کمتر شده که البته عادیه. قبلا دوتا چرت دو ساعته داشت و الان تقریبا سه هفته است بیشتر از یه ساعت چرت نمیزنه. قبلا موقع خوابش کارها رو میکردم و وقت برای استراحتم بود. الان دیگه فقط بخشی از کارهام در طول روز انجام میشه و استراحتم تعطیل. خواب شبشم از ساعت ۷ ونیم شده ۹ ونیم شب. خودش دیرتر میخوابه. و همه کارهای باقیمونده خونه رو اگه از ۹ تا ۱۲ شب انجام ندم میمونه برای فردا که بدتر از قبل میشه‌.
امروز عصر اینقدر خوابم میومد و اون میخواست بازی کنه که زنگ زدم به خواهرم که براش کلاغ پر بگه و شعر بخونه من ده دقیقه دراز بکشم و حرف نزنم. حجم این کارها به کنار، اینکه به خاطر بچه داری از باشگاه و خرید و شاگردهام‌ و خیلی کارها دیگه هم افتادم و رسما تو خونه حبس شدم هم علی حده است. روحت که خسته باشه، جسمت خسته تر میشه.
ولی این چند روز یه فکری خیلی کمکم کرده. اینکه تو اوج تنهایی و بی کمکی به این فکر میکنم الان خیلی از زنهای دیگه، خیلی از مامانهای دیگه دقیقا مثل من و شاید بدتر از منن. تو اوج خستگی باید برای بچه ها بپزن و بشورن و لبخند بزنن. این چند روز وقتی میخوام از شدت خستگی بزنم زیر گریه با خودم میگم خودمو به نیروی زنانه همه زن ها وصل میکنم و انرژی میگیرم. واقعا توان ما زنها بی پایانه. خدا این توان رو به ما بی‌پایان عطا کرده‌.
از من مادر به توی مادر، به گوشی؟ تو تنها نیستی. همه ما باهمیم فقط کنار هم نیستیم. به نیروی زنانه جهان وصل کن خودتو تا شارژ بشی و ادامه بدی.‌
خدا قوت به همه تون❤