۱۵ پاسخ

سختیش یه شبه

خخخخخخخ
من فوبیاشو داشتم
میگفتم نمیکنم اصصصصلا همسرم مجبورم کرد ، و من اونروز خیلی قوی تر همسرم بودم وقتی مادر میشی برا بچه ات انگار ترست میریزه
نترس همون لحظه درد داره و یشب

دختر داشته باشی دغدغه سوراخ کردن گوش داری پسر داشته باشی استرس ختنه رو داری باید اینارو ب موقع ب وقتش انجام داد

من هنوز نکردمش طاقت گریه هاشو ندارم گذاشتم حداقل یکم بزرگ تر بشه بلکه کمتر گریه کنه

منم نکردم

من خودم پسر خواهرم موقع ختنه کردنی پیشش بودم.خواهرم نتونست بیاد و ببینه تو ماشین بود.هر کاری و هر چیزی فقط وقتی نوزادن

بزرگتر بشه سخت تر میشه تا بچه اس باید انجام داد

بچه های که پسره تو فامیل ما
یه هفته باشن ختنه میکنن چون کوچیکن و خیلی ظریفن اصلا دردی حس نمیکنن و دو روزه خوب میشن

من کلا قرار نیس ختنه کنم

من شش ماهگی انجام دادم فقط همون لحظه سخته مثل سوراخ کردن گوش. دختراست

منم هنوز ختنه نکردم

من دیاکو رو دوماهگی بردم ختنه کردن فقط موقع آمپول بی حسی گریه کرد همین انقدم راحت بود پنج روزه حلقش افتاد اون موقع بچه ن چهاردست پا میرفت ن سینه خیز ک دردش بیاد هرچی کوچک تر باشن راحت تره
واسه مادر سخته اون لحظه صدای جیغشون من ک از مطب دکتر رفتم بیرون تو خیابون دلشو نداشتم🫠

۴۵ روزگی برخلاف میلم و به اصرار شوهرم ختنه کردم اگه به خودم بود هیچوقت نمیکردم😄
گشتم بهترین دکترو پیدا کردم با هزار تا پرسو جو و واقعا راضی بودم پسرم اصلا اذیت نشد برا واکسناش بیشتر گریه کرد به حرف هیچکس گوش ندادم که میگفتن بچه من فلان جا ختنه شد توسط دکتر عمومی بی دانش و همشم میگفتن چون زیاد انجام داده بلده و همشونم میگفتن بچمون غش کرد از گریه نمیفهمم خوبیش کجاشه😐

من پسرمو ۴۵ روزگی ختنه کردم مادرشوهرم و شوهرم بردنش تو مطبب من تو ماشین نشستم چون دلشو نداشتم وقتی اومد اروم بود بهش شیر دادم خوابید بعدم دیگه اذیت انچنانی نکرد خداروشکر من قبلش بینهایت میترسیدم و فوبیا داشتم از ده روزگی اطرافیان مدام میگفتن ببر ببر اما من از ترسم هی بهانه میاوردم میگفتم نه هنوز بچم کوچیکه و.. تا ۴۵ روزگی که دیگه حریف نشدم دلو زدم به دریا اما پسرم صبوری کرد و اذیت نکرد تو مطبم گفتن فقط موقع زدم امپول یکم گریه کرده

منم نکردم طاقتشو ندارم🥲

سوال های مرتبط