۴ پاسخ

همه میگفتن بچمون نبود نمیدونیم چجوری زندگی میکردیم من میگفتم چرت میگن الان ولی میگم که واقعا انگار دخترم نبود یچی تو زندگی کم بود انگار از اولش باید اینطوری میشد از اولش باید میبود

همه میگفتن با هنه سختی هاش شیرینه میگفتم الکی میگن ولی واقعا همینه …ولی شبا اول واقعا کمک داشته باش خیلی سخته

من فردا زایمانمه
همه حس هام قاطیه
هم ذوق دارم هم ترس

از موقعی که اومده درسته بی خوابی میکشم درسته بخیه هام هنوز درد میکنن و سردرد و کمردرد و گردن دردم ولی انگار سالم ترین آدم روی زمینم میمیرم براش با اینکه بیشتر اوقات خوابه تو خواب هم نگاش میکنم قربون صدقه اش میرم و هنوز باورم نمیشه مادر شدم و مسئولیت یه دختر ناز کوچولو موچولو گردنمه

سوال های مرتبط

مامان جانا مامان جانا هفته سی‌وهشتم بارداری