۶ پاسخ

یکماهی میشه گرفتمش دختر من فقط پستونک میخورد ن غذا میخورد ن شیر کلافه بودم دیگه اگه قصدت جدیه باید سر حرفت وایسی دختر من گریه کرد جیغ زد شب بیدار میشد بهونه میگرفت ولی ندادیم بهش دوسه روزم بیشتر طول نکشید فقط باید دلت نسوزه و صبر داشته باشی

من که فعلا بهش میدم اول شیر دوسالگی رو ازش میگیرم
بعدش پستونک
پوشکش نمیکنم نه بخاطر پولش بخاطری که پسرم بشدت گرماییه و اصلا هروقت پوشکش میکنم جیغ گریه
ولی مرتب میبرمش دسشویی اگرم خطا بده نه دعوایی هست نه دادی
فرشامم میشورم یکی دوماه دیگه
چون خودش دیگه همکاری میکنه کم کم میره رو قصری میشینه با شلوارش جیش میکنه پا میشه😂 میگه مامان جیش

چ عجله ای دارید زود از پوشک بگیرید پستونک بگیرید شیر شب بگیرید چ خبره مسابقس
من تا حر وقت بخواد بهش میدم
حتی شیر شبم بش میدم بش اب میدم پشتش
پوشکم تا هر وقت بخواد میخرم براش
هدف من ارامش بچمه

خواهر روز به روز وابستگیشون بیشتر میشه 😫
پسر منم وابسته تر شده 🤦‍♀️

دختر منم خیییلی وابسته اس و همش تو دهنش بود، هرچی بزرگتر هم میشد وابسته تر میشد
منم از جمعه که رفتیم خونه خواهرم گفتم مونده اونجا دیگه بهش ندادم و رو حرفم هم وایستادم، امروز گریه کرد و می‌خواست گفتم مونده اونجا و هروقت رفتیم میاریم. شما هم هرچه زودتر بگیری به نفع بچه اس
پستونک مثل پوشک نیست ک بگی هنوز زوده یا شیر نیست بگی گناه داره

بخدا بچه به موقع خودش زده میشه و نمیخوره انقد منو سر این پستونک هی میترسوندن ولی من اصلا اهمیت ندارم خداروشکر پسرم اصلا خودش دیگ خیلی پیگیرش نیست صبح تا شب شب تا صبح باید تو دهنش بود ی مدت ولی الان خودم فقط میارم موقع خواب اونم باز خودش خیلی دوست نداره دیگ نگران نباش گلم بعد ی چند وقت میتونی پستونکشو دو سه جاشو ی ذره سوراخ ریز ریز مخصوصا سرشو بزنی خودش زده میشه و میندازه کم کم ولی در کل خودش ب موقعش زده میشه و نمیگیره نگران نباش

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۱ سالگی
تجربه از شیر گرفتن قسمت دوم:

بعد اینکه شیر دادنو به ۳ بار تو روز باید برسونیم اولش و شیر های اضافه که میخوادو قطع کنیم، من همه ش این مدت تا بهونه شیرو میگرفت بهش ژله و کیک خونگی و پفیلا و خوراکی هایی که دوست داشت میدادم یا بیرون میبردم پارک یا خونه مامانم اینا سرشو گرم میکردم، تا رسید به ۳بار در روز صبح ها و عصر ها و شب قبل خواب،. و نصفه شب هم که شیر شبو میخورد، بعد شیر صبحشو قطع کردم تا بیدار میشد سریع میاوردمش بیرون سرگرمش میکردم و خوراکی میدادم شیر یادش بره، ۴ ، ۵ روزی اینجوری بود بعد شیر بعد از ظهرشو قطع کردم، ( ظهرا اکثرا چون میبردمش بیرون تو کالسکه از خستگی خوابش میبرد) بعدم هم شیر قبل خوابشو، بعد هرکدوم که قطع میکردم ۳، ۴ روزی طول میکشید بعد وعده بعد قطع میشد، در آخر برا قطع شیر شب پسرم خودش دیگه ۱ بار بیدار میشد، اتفاقی ۱ روز از سینه چپم شیر نخورد و خوابید فرداش دیدم سینه م پر نشده دیگه ۳ روز از سینه چپم نصف شب شیر ندادم دیدم درد ندارم و اینا سینه راستم دیگه ۲ روزه الان بهش ندادم اونم درد ندارم و پر نشده، بچه هم فقط شب اولش یذره اذیت شد بیدار شد ، فرداش دیگه میبردم سر یخچال بهش آب میدادم میخوابید بعدش

در تمام این مدت هم البته از اول بهش گفتم نیکان تو دیگه پسر بزرگی شدی کم کم دیگه کوچولو کوچولو باید میمی نخوری، بعد میگفتم مامان که میمی نمیخوره، بابا که میمی نخوره، دادا که میمی نمیخوره، خاله که میمی نمیخوره همه افراد فامیلو عروسکاشو اسم میبردم اینم خودش خیلی تاثیر داشت تا کنار اومد الانم دیگه تا یادش میاد میگم نیکان که میمی نمیخوره میره دیگه
خلاصه این بود از تجربه ی من امیدوارم به دردتون بخوره