۱۳ پاسخ

عزیزم انشالله خدا صد برابرش رو بهت میده شک نکن بهش بگو که خیالت راحت باشه

اگر بخشیدی دیگه نمو بعدها بهم بده
بگو میبخشم هر وقت داشتی برای خودم و امواتم صدقه بده خیرات بده
اینجوری اونم دینشو یجوری میده و هم تو بزرگیتو رسوندی

خدا انشالله صدبرابرشو بهت میده
اگه برادرته نوش جونش منم خیلی دادم پس نگرفتم گوشی پول طلا
چ میشه کرد برادرای من ازم کوچیکترن مث بچه خودم حسابش میکنم

ببخش خدا از جای دیگه برات میرسونه

عزیزم بگو بهت خورد خورد بده مثلا قسط بندی کن بگو ماهی پنج تومن یا ده تومن بده اینجوری هم پولتو گرفتی هم اون شخص سختش نیست

اگه آدم مطمعنی هس زیرش نمیزنه آره بگو یکی دوسال دیگه با سودش بده من به داداسم سال 99 2ملیون پول دادم بد ادنوکلا یادش رفته بود که من قرض.داره پارسال دیدم وضعش خوبه بهش گفتم گف بیا ببینم اون زمان دلار چقد بود به نرخ روز دلار میدم نگاه کرد حساب کرد شد صد دلار که پارسال 100 دلار داد به شوهرم آورد داد بهم منم رفتم انگشتر گرفتم باهاش زمانی که طلا 6ملیون اینا بود

وقتی بدونم واقعا نداره و داره اذیت میشه بابت بدهی
برای اینکه معذب نشه بهش میگم من فعلا احتیاجی ندارم هر وقت تونستی بهم بده
خانواده برای همین روزاست دیگه

بنظر من نگو ، هر وقت خواست بده بگو من این پول رو قبلا بخشیدم
منتها بهت نگفتم تا اگه روزی دادی شیرینی بدمش به خودت

دیگه وقتی نداره چیومیخوای ازش بگیری

یامثلابری به نرخ امروزبپرسی ببینی چندگرم طلامیشه بعدازسالهاکه به دستش اومدهمون اندازه طلابخره یاپول بده

اون طرف طلایی چیزی نداره بده

حتی نمیتونه خوردخورد بهت بده؟

میگم هر وقت داشت بهم بده

سوال های مرتبط

مامان شنتیاا مامان شنتیاا ۴ سالگی
سلام‌ یه چیزی خیلی نگرانم کرده راجب پسرم میخوام ببینم طبیعیه یا با دکتری مشاوری مشورت کنم. با اینکه از بچگی به حرفاش گوش دادم سریع
تا حدودی جواب گرفته چیزی خواسته تونستم تهیه کردم هیچ وقت چیزی و نذاشتم خیلی بگه اصرار کنه بعد انجام بدم ولی پسرم نمیدونم اخلاق بد یا خوب حرفاش و خیلی تکرار میکنه در حد قفلی زدن یعنی اگه ی چیزی بخواد بگم فردا تا اون روز برسه همش میگه صبح هم یادش نمیره تا اون کارو نکنی براش ول نمیکنه و این موضوع هم خودمو هم بقیه رو ی جاهایی کلافه کرده مثلا میگه بازی کن ب هرکی ک باشه انقدر میگه تا طرف بلند شه بازی کنه خیلی وسط حرفامون میپره اصلا نمیذاره حرف بزنیم یا حتی من با گوشی هم بخوام حرف بزنم یکاری میکنه یا حواسم پرت شه یا قطع کنم سریع البته ک بگم هرچی من منعطف و سریع براش یکاری میکنم شوهرم برعکس زیاد باهاش بازی نمیکنه ی بازی هم بخواد بکنه انقدر بچه باید اصرار کنه بهش تا باهاش بازی کنه یا هرچی ازش بخواد هی باید بگه بهش هم میگیم باشه ولی باز میگه مثلا دیروز رفتیم بیرون خرید گفتیم پسر خوبی باشی اذیت نکنی برات آدامس که دوس داری میگیریم هر ۳ دیقه ی بار میگفت آدامس میخری آدامس میخری انقدر گفت شوهرم عصبی شد گفت اصلا نمیخرم بعد ی وقتایی رفتار شوهرم باهاش ی جوری میشه من فکر میکنم بچه مشکل داره حس منفی میگیرم عصبی میشم دعوامون میشه ی مورد دیگه هم هست ب شدت تنهاس و فقط من و باباشیم ک باباش اصلا براش وقت نمیذاره باز ی موضوع دیگه هم هست مثلا میگه موز داریم میگم نه میره چک میکنه این مثال راجب هرچی باید بهش ثابت بشه خودم این موضوع دوس دارم که اعتماد نداره زیاد ولی خب نمیخوام ب ماهم اینجوری باشه میخوام حرفمو قبول کنه