نصف شبی اومدم درد دل بعد مدت ها بچم بهتر خوابیده من نتونستم بخوابم بخاطر حرف مردم.... امشب رفتم مهمونی هی از بچه داریم ایراد گرفتن.... اا چرا بچت هنوز شیشه نمیگیره دستش بخوره.... گفتم خب بچم موقع شیر خوردن دوست داره ی پارچه بگیره تو دستش هی بازی کنه و پارچه رو بکشه رو صورتش یا سرشو بخارونه... گفتن خوب تو بهش یاد دادی گفتم نه ... من همش رو بالشش پارچه میزارم ک بالش کثیف نباشه خودش اینکارو یاد گرفت... بعد گفت بچه من از دو ماهگی خودش شیشه میگرفت... واای چرا پستونک میدی من ندادم میدونی چقدر سخته پستونک گرفتن..... بعدم براش عادت میشه... من ی نفر رو میشناسم بعد ۵۰ سال هنوز موقع خوای پستونک میخوره... مادرشوهرم هم گفت من اون موقع یواشکی میرفتم تو دستشویی مدرسه پستونک میخوردم... بچم زیاد دوست نداره فقط موقع خوابیدن پستونک میخوره اونم قبل خواب شب هم نمیخوره...... خودمم مامانم گفت پستونک تا دو سالگی خوردم پس چرا الان شصت نمیخورم.... اما خب از بچگی عادت داشتم ی بالش کوچولو رو بغل کنم بخوایم الانم بغل میگیرم....میگن بچه رو عادت ندی پتو یا بالش بغل کنا پسره بده ، براش میمونه.... خب من عادت نمیدم بعضی کارارو خودش دوست داره انجام میده..... از ساعت ۷ ونیم تا ۱۱ شب بچم بیدار بود و مدام تو بغل این و اون رفت خسته شده بود شروع کرده بود به گریه ... گفتن واااای چرا اینقدر گریه میکنه هرکی ی کاری میکرد دورش بچم بدتر میکرد سر آخر گفتم دور بشین رفتم تو اتاق تنها آرومش کردم ... لباس پوشوندم اومدیم خونه ی ربع تو ماشین بچم خوابید سرحال شد... بچم حتی موقع گریه هم پستونک نمیگیره اونا هی میاوردن میگفتن بنداز دهنش گفتم بابا بچم اینجور مواقع پستونک نمیخوره دور شین هم گریه میکنه هم خونتون گرمه

۱۵ پاسخ

آدم چرت و پرت گو همیشه همجا هست از هر مسئله ایی هم برای چرت و پرت گفتن استفاده میکنه بهرحال هر بچه ایی عادت های خاص خودش و داره
هیچ مادری هم صد در صد کامل نیست اما همه همه مادرا صدشون و برای بچشون میزارن و هیچکس خارج از حریم مادر و بچه حق دخالت تو کارای اونا رو ندارن

خیلیم مامان خوبی هستی ازصب تاشب سرپا مونذن واسه بچه انقد سخته بجای خسته نباشیدشونه، بمنم میگن غذا بده چرا موقع خاب اهنگ میذاری میگم مدلش۴۰۴جدیده، هی جوایشون میدم، خودتو ساده نگیر

بعدم دختر منم بستونک میگیره اونم وقتی میخواد بخوابه تا میخوابه پرتش میده اونوررر دیگ نمیخوره. یا شیشه شیرشو نمبگیره . ب منم جاریم یبار گفت بزار خودش بگزره یاد بگیرهههه مث دختر من . منم گفتم عب نداره پس من چیکارام بزار مث خانی بخوابه خودم میزارم داهنش .

منم متنفرممم هیچ دوس ندارم برم جای تا میرم هیچکییی هیچیییی نمگه همه دوسش دارن فقد پدرشوهرم اینا بخاطر اینکه حرص منو داررن میگن ن دماغش بزرگ ..... لاغره.... نمیدونم چیه .... منم میگم اتفاقااااا هیچکییی این دماغو ندارههه . منم برعکس چیارو میگممم و خوششمم نمیااا. چون ایراد میزارن رو بچم .. چطور بابای خودم تا میگم اینطور گعتم میگه اتعاقاا خیلی دماغ قشنکیه هیچم لاغر نییی چون دلسوزمه. اینایی که ایراد میزارن رو بچت بدون خوبتو نمیخوان

عزیزم منم همینجورم هر کی یه نظری میده ولی چیکار میکنم اهمیت نمیدم اصلاااا چون کی بیشتر از همه بچمو میخواد خودم کی بیشتر از یه مادر نگران بچشه هیشکی پس هیچ مادری کار بدی نمیکنه ک بچش اذیت شه اونا گوه میخورن فقط

حالم از این آدما بهم میخوره
چرا محکم جوابشونو نمیدی؟؟؟؟
من هرچی میگن میگم دوست داشتم
میگن چرا بغلیش کردی میگم دوست داشتم بغلی بشه همش بیاد بغلم
میگن چرا پستونکیش کردی میگم دوست داشتم پستونک بخوره خوشم میاد
میگن چرا شیشه نمیگیره چرا عادت دادی رو پا بخوابه و هزارتا چرای دیگه که بهشون مربوط نیست اصلا
من همه رو جواب میدم
به کسی ربطی نداره تو بچتو چجوری بزرگ میکنی
مگه موقع سختیا کنارتن که الان اظهار نظر میکنن؟؟؟؟
قوی باش بابا عین ماست نگاشون نکن بخوان نظر بدن
حاضر جواب باش کسی جرات نکنه حرف بزنه

هر مادری بهترین مادر دنیاس برای بچه ش،چون فقط ماداران ک قلق بچشونو میدونن و میفهمن بچشون چجوری و با چی راحت تره،از تجربیات مفید استفاده کن ولی حق دخالت و فضولی نده به هیشکی،چون تو خودت بهتر قلق بچتو میدونی و ما مادرا از هر کی ک فکرشو کنی دلسوز تریم برای بچمون پس دهن بعضی آدمها رو باید گل گرفت و اجازه فضولی نداد بهشون،اینو ب عنوان ی مادر ک تجربه بزرگ کردن دوتا بچه رو دارم ،بهت میگم

بیجا کردن پسر منم دوس یه پارچه نخی دستش باشه باهاش بازی کنه دقیقا مثل شما منم میزارم زیر سرش ک بالش کثیف نشه الان عادت کرده باهاش بازی میکنه
دقیقا خصوصیات پسر منو داره بچه شما اصلا به هیچکی توضیح نده ب اونا چه بچه شماس😐😐

من دکترش تاکید کرد تا موقعی که تست الذژی نگرفتی حق نداری غذا رو براش شروع کنی هرکی میرسه ولکن دکترو یه چیزی میگه بچه رو غذا بده وقتی شیر. نمبخوره ولکن ازمایش برا چیش ولکن فلان ....

همینایی که دارن این حرفارو میزنن خودشون هزارتا ایراد دارن تو تربیت بچشون باورکن بعد میان بقیه رو نصیحت میکنن هربچه ای با بچه دیگه فرق داره . منم پسرم جای شلوغ کلافه میشه نمیخوابه گریه میکنه .موقع خواب باید صدای سشوار باشه تا بخوابه دیش کسی نمیمونه مدادم بغل میخواد خیلی چیزای دیگه .پسرم چپن کولیک شدید نفخ الرژی رفلکس پنهان کلا نوزادی پر چالشی داشت برا همین سخت نمیگیرم و هرکاری میکنم که راحت باشه دوس داشته باشه حتی اگه خودم اذیت بشم بقیه نبودن اون موقع که پسرم تا صبح جیغ میکشید از درد وقتی با سشوار اروم میشه چرا دریغ متن یا با بغل دور زدن محیط اروم . ولکن منم مدام میگن بچه رو بد عادت کردی فلان ال بله اهمیت نمیدم یه بار بیشتر زندگی نمیکنیم زندگی کن برا خودت نه بقیه خوب بود انجام بده بشه تحربه نبود بنداز پشت گوش

امان از این فضول خانما بیزارم ازشون
امشب خواهزشوهرم اومد این یکی هنوز بچه نیاورده منظورم اینه تجربه ای نداره هر بار میاد میگه اینکار کن اونکار کن از یه طرفم شیرخشک های بچه رو میخوره
شوهرم گفت نخور گفت مگه چنده
من گفتم قیمتی نداره ولی گیر نمیاد
هی میگفت جوراب پاش کن گفتم توام مث زن عمو شدیا (زن عموی خودشون ) تا میبینه اینکار کن اونکار کن
خیلی دوست دارم همیشه پرو جواب بدم

وای کافر بشی بچه تشنه هس تو چرا آب نمیدی آخه مگه من یزیدم که به بچه م آب ندم بخوره

وای بخدا فامیلای ماهم دقیقا اینجورین وای چرا تو آب نمیدی به بچه و چرا ی جوشونده دم نمیکنی برا بچت وای این غذاها چیه میدی به بچه نه نمک داره نه ادویه وای تو چرا اقد ظلم می‌کنی به بچه منم خیلی ناراحت میشم آدم حس ناکافی بودن بهش دست میده نمیدونم چرا فک میکنن از پدر مادر اون بچه برا بچه دلسوز ترن

گ خوردن. میگفتی دلم میخاد اینجوری کنم اصن گ. ا. ه. خورا

بچه بردم تو اتاق تنها آروم کردم لباس پوشوندم رفتیم خونه تو راه بچم ی ربع خوابید سرحال شد
الان هی فکر میکنم نکنه مادر بدی هستم نکنه اینکارا برای بچم بد باشه... از فردا پستونک و ملافه رو کم کم بگیرم ازش... پریود هم الان شدم قشنگ بی اعصابم...
میترسم مادر بدی باشم بچه ها😓😓😓
من بعد ۱۰ سال با هزارتا دکتر و دوا درمون خدا بهم ماهان منو داد
واقعا ماه شبم شد... روشنی زندگیم شد..... نمیخام کاری کنم ک برای بچم بد باشه😭😭😭

سوال های مرتبط