۴ پاسخ

بعضی از پدر ها نبودنشون بهتر از بودنشون
اگر برگردی دخترت پس فردا به میگه چرا تو همچی زندگی ای برگشتی

رضایت بدی تمام دیگه دستت به هیچی بند نیست کلا بسته میشه پرونده ها
حداقل بزار ازش تعهد بگیرن بخدا بدتر میشه بهتر نمیشه اشتباه میکنی

اگر دست خالی برگردیو کوتاه بیای مطمعنی درست میشه و بچت تو خونه ایی ک احترام و عشق نباشه بزرگ نمیشه میگن جدا نشید تا حد امکان تا بچه طعم پدر ومادرو باهم بچشه یعنی محبتو عشق و صمیمیتو درک کنه ن دعوا و جرو بحث و بچهای طلاقی میشناسم ک از خیلی از بچهایی ک تو خونه ایی ک جروبحث بوده بهتر بزرگ شدن لطفا خواهرانه میگم اگر ب فکر بچتی تمام و کمال حرفتو بزن و ب دخترت یاد بده حقشو بگیره ن اینکه ب خاطر بچش یا خیلی چیزای دیگ ک بعدا تو زندگیش تجربه میکنه از خودش بگذره

عزیزم ببخشید میپرسم چیکار کرده که دیه و شلاق داره؟

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۴ سالگی
خیلی دلم گرفته
انقدر میشینم با خودم فکر میکنم سردرد میگیرم
اصلا نمیدونم چیکار‌کنم واقعا تو دو راهی سختی گیر کردم
شاید مسخرم کنید بگید تو این شرایط به فکر چی هستی ولی واقعا دلم به حال حسین میسوزه
همش گریه میکنه میگه تنهام یکسره دعا میکنه بارون میاد از پنجره بیرون رو نگاه میکنه میگه خدایا بهم داداش بده یه جوری مظلوم از تنهاییاش میگه دلم به حالش کبابه گریه میکنه میگه من آدم تنهایی هستم همه داداش و آبجی دارن من ندارم 😔😔
از طرفی خودمم هیچ وقت نظرم روی تک فرزندی نبوده و آرزومه یکی دیگه هم بیارم ولی تو این شرایط واقعاااااا میترسم از لحاظ مالی میتونیم ساپورت کنیم ولی از لحاظ شرایط مملکت که رو هواس میگم
از طرفی سنم داره میره بالا ۳۴ سالمه و تنبلی تخمدان شدید دارم که احتمال داره اصلا ماه ها طول بکشه تا باردار بشم،
همسرم میگه بسپر به خدا اقدام کنیم بچه داره بزرگ میشه گناه داره ولی من‌ نمیدونم کدوم کار درسته😭😔
هر جا میریم حسین التماس بچه ها میکنه باهاش بازی کنن ولی اونا چون چند تا بچه هستن تو خونه خودشون بازی میکنن دیگه به حسین میرسن تحویلش نمیگیرن میگن باهات قهرم اینم میشینه یه گوشه گریه میکنه😔😔😔
مامان فنقلی مامان فنقلی ۴ سالگی
خانوما ببینین حرف من اشتباهه یا نه

طبقه ما ۸ واحده بعد هرکسی درو باز میکنه سریع پسرم میره درو باز می کنه ببینه کیه البته باباش اجازه داده اولین بار پرسید باباش گفت برو من اجازه ندادم بعد دیه گوش نمیکرد می گفت بابا اجازه میده من کلا اجازه نمیدم یه مدت یاد گرفته بود به باباش می گفت برم دمپاییمو بزارم جا کفشی یا دوچرخمو ببینم که بتونه بره
امشبم رفت میگم چرا بهش میگی برو بده هرکسی اومد سریع ببینه کیه فضول میشه میگه اشکال نداره بهتر از دروغگو بشه
من یک بار نشستم برای بچه توصیح دادم که اگر در خونه مارو زدن درو باز کن در بقیه صدا شنیدی نباید بریم دم در یا الکی رفتن بیرون بهانه چیز دیگه نباید بری دم در
یکیم غذا رو با دست میخوره پسرم مثلا ماکارونی فرمی با دست جدا میکنه میخوره بازم باباش بهش گفته میگه اشکال نداره با دست بخور
وقتایی نیست حرف گوش نیده وقتایی هست پسرم میگه من حرف بابارو گوش میدم میگم بد تو این سن با دست بخدره جدا کنه
دیگه معمولا جلو همسرم چیزی نمیگم فک کنم پسرمم فهمیده جلو اون حرف منو گوش نمیده