۶ پاسخ

مشکلتون چیه ؟ حق با شوهرتونه؟ الکی با این حال و روزت حرص و جوش نخور قریونت برم حالا اینبارو بگو سرما سخت خورده بعد بشین باهاش صحبت کن برای دفعات بعد

همسرمنم بیسترجاهانمیادخودم میرم باپسرم ولی سمت کس وکارخودش میره همیشه منم دیگه عادت کردم دیگه فامیل وخانواده ام هم کناراومدن

واای خدا بهت صبر بده خیلی سخته
مشکلش چیه باهاشون؟؟
باهاش حرف بزن

والا شوهر منم عروسی و تولد و.. نمیاد من با پسرم میرم خیلیم خوش‌میگذرونیم😀

ببين اصلا بهونه لازم نيستا هركي پرسيد بگوكارداست نيومد يا سرماخورده بود هردفعه يه چي بگو بعد يه مدت خودشون ميفهمن ديگه نميپرسن ولكن بالا مگه مهمه برو خوشم بگذرون كاملا بي تفاوت بگو ميري؟اگه گفت نه بگو باشه پس من ميرم چندباراينجوري بري خودش مياد ازاين به بعد توام يه باردرميون بگو خونه خانوادهت نميام بهشونم رو نده اتومات درست ميشه

خب نیاد خودت و بچه ات برین فقط

سوال های مرتبط

مامان فسقلی مامان فسقلی ۳ سالگی
میشه من راهنمایی کنید هرجا میریم دخترم‌چیزی‌میخاد میگه تو بگو هرچقدم‌میگم من نمیتونم بگم باااید کارات خودت بگی حرفات خودت بزنی نمیفهمه
نمیدونم اصرار اصرار بیایم خونه‌مادرشوهرم میایم میرسیم میگه بریم‌خونمون
بدون خودم خونه مادرشوهرم مثلا از حال ب اتاق نمیره مگر دخترعمو پسرعمو هاش باشن ک اونام باشن فقط دعواش میشه باهاشوک زور میگه
میگه فلانی بیا با من گوشی نگا کن نیاد گریه جیغ داد بیا با من بازی هرچی‌من‌میگم‌بکنید
پدرش بهش دس میزنه بغلش میکنه میزنه نمیزاره باباشو ولی یکوب میاد میچسبه ب من فقط بوسم میکنه بغلم میکنه‌
پدر شوهرم التماسش میکنه بیا پیشم نمیره
میگه با من دوست نیستی میگه با مامانم دوستم نمیدونم حیاط بدون من نمیره اصلا هیجااا کلافه شدم نمیدونم چیکاار کنم راهنمایی میکنید لطفا
سرهرچیزی گریه میکنه میریم جایی میخایم بیایم باید دخترعمومم مثل بیاد نیاد گریه بیاد خونمون برگرده باز گریه اصلا نمیدونم چ رفتاری کردم اینجور شده یا چ رفتاری بکنم بخدا روانی شدم لطفا اگر چیزی میدونین راهنمایی کنید