۱۲ پاسخ

من شوهرم ازشون سراغ میگیره هفته ای یه بار میریم خونشون
ولی من مادرشوهرم دوس داره با زیرکی و شیطنت پسراشو سمت خودش نگه داره
بعد چندساله از کمر به پایین فلج شده
از همین مریضش مثل ابزار برای این هدفش استفاده می‌کنه
با این که پدر شوهرم مثل پروانه دورش می‌چرخه
بعد از همه بدتر خیلی سنگین وزنه همش انتظار داره پسرا برن مدام بلندش کنن بزارن رو ویلچر و همه جا ببرنش حتی اگه اون خونه میزبان پله داشته باشه خب خیلی بالا بردنش سخته
اصلا به فکر سلامتی بچه هاش نیس
خیلی خودخواهه
منم اوایلش خیلی حرص می خوردم الانم میخورما اما تودلی چون اصلا فهم و شعورنداره
خیلی رفتارهای اشتباه و مزخرفی داره خیلیییی اما خب درست بشو نیس
خیلی دخالت گره خیلیییی فضوله

خدا هرچی مادرشوهر بده بگیره
تا رفتم از خونشون نصف عمر شدم
الان خواب بچه رو بهونه میکنم نمیرم
شوهرم دوست نداره ها، ولی انقد سیریشه ول نمیکنه
وقتی یه ساختمون بودیم عذابم داد
از پر روییش بگم، روز بعد عروسی مون، یعنی فردای شب زفاف، ساعت9 بی خبر اومد تو. زغال آورده بود واسه یخچالمون، رفت باز کرد گذاشت🤣🤣

تو چقد مث منی
من دیگه کم آوردم هر روز سرش خونمون دعواست همسایه هستیم همش اینجا پلاسن یه ساعت برن خونشون زنگ میزنه چیکار میکنین
شوهرم هم آمار همه چیو بهش میده از پول تو جیبش تا خوردو خوراکمون
برای خودمون هرچی بخریم حتی یه شکلات برای اونا هم میخره خواهر شوهرم طلاق گرفته بوس پیششه خونه پدر شوهرم میمونه برای لاوین یه جغجغه بگیریم برای پسر اونم میگیره
من دیگه خسته شدم بخدا

من شوهرم اگ یسال هم از مادرش بی خبر باشه ی زنگ نمیزنه سراغشو بگیره
منم همیشه دعواش میکنم ک ی زنگ به مادرت بزن
یا یوقتا ک با مادرشوهرم تلفنی حرف میزنم الکی میگم مادر گوشی دستتون و گوشیو به زور میدم دست شوهرم تا حالشو بپرسه
اگ من نگم ک بریم ی سر به مادرت بزنیم اون اصلا نمیگهههه
مادرشوهرم ن خوبه ن بد
کلا اهل رفت و امد نیستن ما هم با اینکه ۱۰ دیقه باهامون فاصله دارن خیلی کم میریم پیشش
یوقتا روزا تنهایی میرم خونشون ک از وقتی دخترم بدنیا اومده نتونستم تنهایی برم
من خوشم نمیاد ک ادم از هم بی خبر باشه
الان ۴ ماهه خونه ما نیومدن و ما شاید از وقتی دخترم به دنیا اومده ۳ بار رفته باشیم خونشون اونم در حد ی شب نشینی
بدم‌میاد همش میگم ینی پسرشو و نوه‌شو دوست نداره ک نمیاد خونمون
یوقتا ک‌میاد شام خونمون من به زور نگهش میدارم میگم باید شب بمونی😂
تقریبا ۷۰ سالیش میشه حوصله بعضی کاراشو هم ندارم ولی میگم هرچی‌باشه مامان شوهرمه دوس دارم بیشتر پیشمون باشه

ولی تو شرایط تو قرار نگرفتم ک ببینم چ حالی
شوهرم سرکار هم ک هس عادتشه چندباری زنگ میزنه حالمو میپرسه
ولی مامانم همش میگه مردی ک مادرشو نخاد زنش هم نمیخواد🫤😂

خانواده شوهر کلا خیر ندارن بره کسی

اووووف، همشون بعد از ازدواج یادشون میفته مامان دارن ، من که توی یه ساختمونم باهاش 😭😭

بهش بگو دوست نداری این کارشو خوب واقعا هم بده ابن کارش عزیزم

میفهمم چی میگی👌👌🤕

ای خواهر عین شوهر من

بسلامتی خدا حفظش کنه
منم همینطوریم طبیعیع تو این دوران حالت بد شه

واااااای از دست این مردای بچه ننه😤😤

الان بارداری با زایمان کردی ؟؟؟؟

سوال های مرتبط