۳ پاسخ

ای بابا چقد اذیت کردن

بقیه‌شو گذاشتی ریپ کن بخونم

وای چقد سخته😞

سوال های مرتبط

مامان مهیار🫀 مامان مهیار🫀 ۵ ماهگی
سلام خانوما تجربه من از سزارین اورژانسی


من روز س شنبه رفتم سونو دقیقا 37 هفته 2روز بودم بر اساس تاریخ پریودیم ک تو سونو مشخص شد اب دور بچه کم شده و جفت ب بچه خون رسانی نمیکنه وباید برم بچه رو دربیارم ک هم خودم هم بچه اذیت نشیم
من بعداز هفته 31 ک بچم سفالیک بود دیگه سونو نرفتم چون همه چی نرمال بود و سونو دیگه ای نداشتم اما تو 37 هفته بچه چرخیده بود حالت بریچ گرفته بود همین موضوع باعث شد سز اورژانسی بشم
ی سونو دیگه هم انجام دادم ک مطمعن بشم ک الکی نرم سز ولی تو اون سونو هم اب دورش خیلی کم شده بود منو سریع فرستادن بیمارستان ک باید بچه رو دربیارم 🥲🥲
من ساعت 4ونیم عصر روز 4شنبه 12 شهریور رفتم بیمارستان شوشتری شیراز برای سز اورژانسی ک کاش پام میشکست نمیرفتم
بعد ازاینکه کارامو کردن من زودی رفتم اتاق عمل ساعت 6 تا 7ونیم من عمل شدم موقع سزارین فقط از کمر بیحس شده بودم موقع ب دنیا اوردن بچم همه چی نرمال بود چون تو خشکی مونده بود همینکه بدنیا اومده بود گریه نکرد بعد ی دقیقه صداشو شنیدم فقط ک گریه کرد
مامان سیدائلشن مامان سیدائلشن روزهای ابتدایی تولد
گف بیمارستان خصوصی از ساعت ۷ ب بعد سونو نداره زود برو دولتی تحت نظر بمون ک اونجا سونو شبانه روزی هس
دو روز هر ۴ ساعت سونو انجام بدن اگ نیاز ب زایمان بود بیا بیمارستان خودمون و زایمان کن و اگ نیاز نبود مرخص میشی
همسرم گاز ماشینو گرفت و رفتیم دولتی
تو مسیر ، مامانم من همسرم فقط اشک میریختیم ، رسیدیم بیمارستان و شرایطو گفتم عوضیااااااا منو بردن بلوک زایمان و سرم وصل کردن
دستگاه سونو آوردن و ان اس تی وصل کردن
ی نفر اومد گف از پایین معاینه میکنم پاهاتو باز کن ، گفتم من بسته ام اصلا رحمم باز نشده فقط بچه تکون نمیخوره ، وحشی گف گفتم پاهاتو باز کن خانوم اینجا ماییم ک تشخیص میدیم ن تو
گفتم من برا معاینه و زایمان نیومدم من سزارینم سزارین نیاز ب معاینه نداره
داد زد گفتم پاهاتو باز کن مسئولیت با ماس
من میدونستم بسته ام خودشم دید ولی یجوری معاینه کرد دادم رف هوا گف ی فینگر شد
گفتم بیشور تو دکتری ؟ من میگم سزارینم
گف تو با پای خودت اومدی دولتی و قانون هم اینو میگه ک بچه اول باید طبیعی باشه و علاوه بر این سزارین تو دولتی قدغنه تو طبیعی هستی ، دو سه نفر هم داشتن داد میزدن داااااااااد میگم ا زایمانشون طبیعی بود وحشتناک صدا میدادن جوری ک اصلا ب صدای انسان شبیه نبود کلا
منو خوف ورداشت و داد زدم گفتم من نیومدم ک زایمان کنم من اومدم تحت نظر باشم میفهمین
ی سرم اوردن و اون سرمی ک بهم وصل بود هنوز بیشتر از نصفش مونده بود اونو انداختن دور و سرم جدید رو وصل کردن ولی بازش نکردن ک بره تو رگ

ادامه در بعدی
هفته ۳۵ و ۴ روز
مامان ماهلین🩷ماهور🩵 مامان ماهلین🩷ماهور🩵 ۳ ماهگی
پارت اول زایمان
طبق گهواره ۳۸هفته و ۶ روز بودم ک ب خاطر ضعیف شدن حرکات راهی بیمارستان شدم ..بیمارستان آرش
وقتی رفتم ساعت ۳ و نیم بعدازظهر قسمت پذیرش همه چیو گفتم و گف برو بشین فشارتو بگیرم .وقتی گرفت گف برو داخل برا معاینه و گفت فشارت ۱۴ احتمال بستری داری.وقتی رفتم پیش دکتر گف سریع برو رو تخت آخه خیلی شلوغ بود سریع رفتم و اومد تو دستگاه حرکات و ضربانشو دید و شروع کرد ب معاینه کردن ک برگشت گف آبریزش هم داری گفتم نمیدونم من فک میکردم ک ترشح ..دوباره ی دکتر دیگ اومد اونم معاینه کرد و گف آبریزش داری و یهو در کمال ناباوری گفتن ختم بارداری و سریع بستری بشه منم ک استرس گرفته بودم سریع زنگ زدم ب شوهرم و اونم باورش نمیشد خلاصه ازم همون دقیقه آزمایش ادرار گرفتن و من سریع بردن اتاق زایمان .خلاصه همراهم ک اومده بود رفته بود از داروخانه پک کامل لباس مادر و نوزاد و همه چیزایی ک حین زایمان و بعدزایمان لازم رو گرفته بود چون بیمارستان آرش اصلا ساک خودمونو قبول نمیکنن
مامان نیــلمــ🌙ــاه مامان نیــلمــ🌙ــاه روزهای ابتدایی تولد
پارت آخر

تجربه زایمان سزارین اجباری💔

بیمارستان برامون ی سونوی اورژانسی نوشت و گفت همین الان بیرون انجام بدین سونوی بیمارستان دقیق نیست، ما باید از سلامت جنین با خبر بشیم و ببینیم وزنش چقدره...
رفتیم همون سونوی همیشگی هول و هوش ساعت ۱ بعداز ظهر ۴ بهمن
دیدیم بستس ... خواستیم بریم خونه ک ب همسرم گفتم ی چی بخوریم بریم ، من غذا نمیتونم بپزم ،، دردام خیلی رو مخ بود و اذیتم میکرد ...
خلاصه رفتیم ی فست فودی و غذا خوردیم و خوش و خرم داشتیم پا میشدیم بریم خونه ...
غافل ازینکه ک تقدیری برام رقم خورده....
تا از جام پاشدم خیس شدم...گفتم شاید عادیه و ادرارمه ک ریخته ی قدم ک برداشتم دیدم خیلی بیشتر شد🥹
ب همسرم گفتم میرم تا سرویس و میام وقتی ک رفتم سرویس و شورتم و دیدم
دنیا دور سرم چرخید
کیسه آبم پاره شده بود با حجم زیادی از خورده ریزه های مدفوع
ک رنگ مایع رو ب طور کامل قهوه ای کرده بود
سریع رفتم پیش همسرم و گفتم فقط منو برسون بیمارستان کیسه آبم پارست و بچه هم مدفوع کرده ...
رفتیم با بدترین حال و روز
تا رسیدم زایشگاه گفتم کیسه آب پاره شده و قهوه ای رنگه بردن ان اس تی و و معاینه و گفتن حجم مایع خیلی کمه و بچه مدفوع زیادی کرده
تو ان اس تی قلبش کار میکرد منظم و دقیق
و دکتری ک داشت میرفت خونه رو برگردوندن و اومد برا معاینه وقتی آب و دید گفت خطر ایست قلبی جنین سرییییع بفرستینش برا عمل فقط زووووود
و منی ک از ترس فقط اشک میریختم ، ن از عمل ن از جون خودم
فقط بخاطر قلب بچم ک ممکن بود هر آن دگ نزنه...
رفتم اتاق عمل همه چی با سرعت نور آماده شد... و منو همسرم و خانواده هامون ک اشک میریختیم ...
دکتر بیهوشی پرسید چی خوردی غذا گفتم ماشروم برگر گفت وای ، تپل هم ک هستی فقط بمون ک من نخاعتو پیدا کنم ...