عااالی من انقد ترسو بودم ینی هیشکی مثل من ترسو نیس ولی این و بدون خدا خیای کمکت میکنه من هسچی نفهمیدم ولی بعدش درد سینه هام از صدتا عمل بدتر بود زخم کرده بود بچه
انقددد راحته من یه درصدم درد نداشتم حتی موقعه ایی ک باید پاشی رابری ک همه میگفتن سخته درصورتی ک برای من خیلییی راحت بود حتی از فرداش سرپا بودم هرکی میدید فکر میکرد طبیعی زایمان کردم ک انقد زودخوب شدن
چند هفته ای
همه چی خیلی عالی پیش رفت
ولی بعد از دو روز التهاب سینه پدرمو دراورد ۳شب بستری شدم
من از سوند میترسیدم گفتم تواتاق عمل بزارن
هیچی نفهمیدم
بعدشم مورفین زدن کلا گیج بودم تو خونه هم دردام باشیاف کنترل میشد
وای خوش بحالتتتتت
ای جانم بیا مفصل بهت تعریف کنم
من سزارینی بودم خب
دو روز از نوبت دکتر کیسه آبمپاره شد رفتیم بیمارستان همه لباس هامو در آوردن بردنم نوار قلب از نی نی بگیرین بعد سوند وصل کردن سوزش زیاد داشت ولی قابل تحمله بعد تنهایی یعنی شوهر اینا پیشمنبودن بعد منو رو تخت دیگه گذاشتن بردن اتاق عمل آمپول بیحسی به ستون فقرات من زدن خیلی سوزش داشت ولی بازم قابل تحمل بود خب دیگه دراز کشیدم گفتن پاهات سنگین میشه و بی حس و یه شال رو به رو بستن ک نبینم بعد دیگ من دعا میکردم اونا عمل 😂 و تنگی نفس گرفتم یکم ترسیدم از تنگی نفس ک گفت طبیعی و اکسیژن بهم وصل کردن بعد چند دقیقه صدای گریه نی نی من اومد 🥺 و بعد بردن تمیز کردن و آوردن دیدم کنارم همون موقعع م بخیه میزدن
خلاصه خوشحال بودم وای هیچی دردی ندارم عاشق سزارین شدم و خوشحال و شاد و پمپ درد هم گرفتم ولی وقتی رفتم بخش و بعد سه ساعت درد بی حسی رفت مردم از درد 🤕یعنی عجیب بخیه هام دزد میکرد و فقد گریه میکردم فردا گفتن باید راه بری ک مردم
موقع سوند گذاشتن و موقع آمپول بی حسی آروم باش و به چیزای خوب فکر کن بقیش راحته هیچی نمیفهمی
منم ان شاالله شنبه هستم
سزارین و طبیعی هر دو درد داره بدون درد کسی زایمان نکرده
ولی من دو سز داشتم راضی بودم
الهی بسلامتی ودلخوش بغلش کنی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.