۱۱ پاسخ

عزیزم بهش بگو خاله جون وزنمو لازم دارم اگه میشه برام بیار

بگو حس میکنم یکم وزنم رفته بالا بی زحمت ترازو رو بیار برام
اصلا خجالت نداره
اون باید خجالت بکشه مالت و برده به روشم نمیاره

روم نمیشه چیه حق گرفتنیه .زنگ بزن بگو فردا بیارش یا میام میگیرم

وا مگه رو داره چطو اون روش شده به تو گفته بده حالا تو روت نمیشه بگی تو باید برای بچت یه الگو باشی اگه تا اخر عمر بخوای اینجوری رفتار کنی بچتم بزرگ بشه نمیتونه از حقش دفاع کنه حالا هرچی که باشه دیدیش بهش بگو خاله ترازومو نیاز دارم وزن پسرمو میخوام بگیرم

شاید یادش میره
بهش رک بگو ایشون ک با شما راحتن دیگ شمام راحت باش
بگو خاله جون ببزحمت ترازمو برام میارین ی مدته خودمو وزن نکردم نگران اضافه وزن هستم

برو دم در خونه ش بگو از اینور رد میشدم گفتم بیام ترازو رو هم ببرم

باید بگی دیگه کلنجار نرو

روت نمیشه ت پیام بگو بهش

بهش بگو

من جای تو بودم اصلأ نمی‌دادم بهش حتی موزن اصلامو

پیامش بده بگو خاله لازم دارم میشه بیاریش برام

سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۲ سالگی
من همیشه لباسامو انلاین میخرم راضی هم هستم امروز میخاستم برا پسرم برم لباس خونگی بخرم گفتم بذار اینبار برم بیرون ببینم چی هست یکمم هوا بخوریم رفتم تو مغازه یه دختر از پسر خودم کوچیکتر بود شاید یکسال و پنج ماه اینا بود پسرم عاشق بچه هاس رفت پیشش گفت نینی خوشکله. و میخاست دستش بگیره رفت جلو دختره پسرمو چنگ زد پسرم ترسید اومد عقب اخه یه دختر عموهم دارم از شاهان کوچیکتره خیلی شاهان میزنه شاهان دیگه ترسید ازش اومد کنار من اما هی دلش میخاست بره پیشش و هی میگفت نینی خوشکله بعد اینم مامانش و خاله اش و مادربزرگش ک یه ۲۰۰ کیلو وزن داشت اومدن یدونه شلوار فقط برا این بخرن دسته جمعی😂این مادربزرگ گامبو ب پسر من گفت بیا پیش نینی حالا با لبخند پسر منم بمن نگاه کرد گفتم برو مامان باش بازی کن اخه پسرم عاشق اینه با بچه ها بازی کنه همین رفت سمتش مادربزرگ بیشعورش ب دختره گفت دلسا بزنش منو ببینی اینقدر عصبی شدم گفتم خانم از سن و سالت خجالت نمیکشی از هیکلت بکش یعنی چی ک بهش میگی بزنش واقعا نمیدونم مریض بود روانی خر