۶ پاسخ

وای خدا لعنتت نکنه😂😂

دمت گرم

بنظرم فعلا بهش نگو 😂😂😂😂

حالا خودتم خیلی خوشحال نباش یهو واقعا حامله ای و الان مشخص نیست. آخر هفته یه تست دیگه بزن اگه پریود نشدی

وای عجبا ،یه دفعه دیدی دفعه دیگه درس شدا

🤣🤣🤣🤣گناه داره بیچاره

سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۲ سالگی
من همیشه لباسامو انلاین میخرم راضی هم هستم امروز میخاستم برا پسرم برم لباس خونگی بخرم گفتم بذار اینبار برم بیرون ببینم چی هست یکمم هوا بخوریم رفتم تو مغازه یه دختر از پسر خودم کوچیکتر بود شاید یکسال و پنج ماه اینا بود پسرم عاشق بچه هاس رفت پیشش گفت نینی خوشکله. و میخاست دستش بگیره رفت جلو دختره پسرمو چنگ زد پسرم ترسید اومد عقب اخه یه دختر عموهم دارم از شاهان کوچیکتره خیلی شاهان میزنه شاهان دیگه ترسید ازش اومد کنار من اما هی دلش میخاست بره پیشش و هی میگفت نینی خوشکله بعد اینم مامانش و خاله اش و مادربزرگش ک یه ۲۰۰ کیلو وزن داشت اومدن یدونه شلوار فقط برا این بخرن دسته جمعی😂این مادربزرگ گامبو ب پسر من گفت بیا پیش نینی حالا با لبخند پسر منم بمن نگاه کرد گفتم برو مامان باش بازی کن اخه پسرم عاشق اینه با بچه ها بازی کنه همین رفت سمتش مادربزرگ بیشعورش ب دختره گفت دلسا بزنش منو ببینی اینقدر عصبی شدم گفتم خانم از سن و سالت خجالت نمیکشی از هیکلت بکش یعنی چی ک بهش میگی بزنش واقعا نمیدونم مریض بود روانی خر
مامان توت فرنگی


🍓مه 🌙وا مامان توت فرنگی 🍓مه 🌙وا ۲ سالگی
خانوما من حدودا یکماه پیش با شوهرم دعوامون شد سر یه پنهان کاری ک با خانوادش کردن و ب من نگفتن این وسط پای مادرشوهرمم اومد وسط و هرچی اون بی احترامی کرد منم جوابشو دادم با بی احترامی و داداشم بخاطر اینکه شوهرم منو وسط بیابون پیاده کرده بود بهش کفت بی غیرت حالا شوهرم میگه باید ازم عذرخواهی کنه داداشمم میگه اون خواهر منو وسط بیابون پیاده کرده اون باید عذرخواهی کنه …منم با مادرشوهرم رفت و آمد نمیکنم دیروز ب بهونه کفشای دخترم اومد بالا هی خندید ک اره ب دخترت میگم کفشای نیس مامانتم ک با من قهره .اثاث جمع میکنی تنهایی سخته نمی‌دونم دخترت این شیرین بازی رو‌دراورد منم خیلیییی سرسنگین باهاش رفتار کردم دخترمم رفته بود پایین جیش کرده بود هرچی گفتم بیا بالا عوضش کنم نیومد مادرشوهرم گفت بیبی بده عوض کنم منم ندادم (چون تو دعوا منت گذاشت) حالا اولین تولد دختر کوچیکمه نمی‌دونم خودمون ۴ نفره بگیرم یا مادشوهر و خواهرشوهرامم دعوت کنم از طرف من فقط مامانم و داداشم ک میدونم داداشم نمیاد ..نمی‌دونم قهرمان تموم کنم یا همچنان مادرشوهرمو محل ندم
کودک شیرخشک فرزندآوری سونوگرافی آنومالی گهواره
مامان نفسم مامان نفسم ۲ سالگی
زردی زردی زردی نوزاد زردی زردی زردی
خانوما شماخواهرتون هنچین کاری کنه چیکارمیکنید
روز دوم عیدزنگ زدم خونتون هستین بیایم گفته خونه خودتونه ولی شیرینی نخریدیم روز ۴ ام یا۵ ام میشینیم همه بیایین یعنی اونروزدیگه .منم گفتم باشه بعد دیروزصبح پیام دادم امروز خونتون هستین گفت ارع یه سافت بعدزنگ زد گفتم بخاری مون خرابه شوهرم درسته کنه صبحونه بخوریم میاییم بعد ۱۲ صبحونه میخوردیم زنگ زد گفتم صبحونه میخوریم یکم بعدبیاییم احساس کردتامابریم ۱ظهرمیشه وقت ناهار گفت ما میریم خونه خواهرشوهرم امسال عزادارن فوتی دارن بعدبیایین گفتم ارع برید ماهم میریم خونه دایی ازاونجا میایم خونتون فک کزد که مثلا خعلی وقت ناهارمیشه گفت مادیرمیکنیم ساعت ۳.۳۰ خونه ایم بیایین یعنی کامل گفت که یعنی بعدناهاربیایید .بعددیگه خواهربززگم اومد گفتم ناهاربمونید ناهارخوردیم مهمونم اومد باخواهربززگم مجبورشدیم ۸.۴۰ بریم رفتیم زودگفت اگه بچههاتون گرسننن عداهستا ماامروززود شام خوردیم .
انقدرناراحت شدم مگه ما گداگسنه غذات هستیم خداروشکروضعشونم خوبه ها هردوکارمندن توبهترین جای شهرم هستن شوهرمم دیروز به خواهر بزرگم گفتم الکی گفتن میرن تعذیه که ناهار نریم