خانوما امشب واقعا حال بدی دارم
من و شوهرم ازدواجمون فامیلیه
یعنی مادربزرگ مادری شوهرم میشه مادربزرگ مامانم
مامانم و شوهرم دخترخاله پسرخالن
امشب خونه مادرشوهرم بودیم مادربزرگ شوهرمم بود(همینکه فامیل مشترکیم) دخترم موقع شام خوردن اب پرید تو گلوش هرچی خورده بود بالا اورد اینقدر سرفه کرد
حالا مادربزرگه اومده میگه این اشغالا چیه میدی به بچه؟ فقط باید حریرش بدی
حالا شام بچم چی بود؟ شوید پلو با سیب زمینی و مرغ و هویج پخته بودم با کره له کرده بودم میدادم به دخترم خیلیم دوست داره
این به کنار، اخری که میخواستیم بخوابیم درومده به دخترش که مادرشوهرم باشه میگه دیگه نزار غذای سرد شده به بچه بده، خودت بچه رو بزرگش کن
فقط خدا میدونه که چقدر قلب من با این حرف شکست، مادرشوهرمم که از حرفش کفری بود جوابشو داد باشه هرچی تو بگی انجام میدم(به کنایه)
خیلی حالم بده با این حرفاشون ادم واقعا اذیت میشه💔 خودشونو از چشم میندازن
انگار فقط خودشون بلدن بچه داری کنن

۱۳ پاسخ

منم تو این شرایط بودم
من موندم چرا ساکت بودی اون لحظه
از حق دخترت دفاع کن
اگ ساکت باشی و هیچی نگی فردا دخترت هم از تو یاد میگیره فک میکنه باید هرکی هرچی گفت سکوت کنه
حداقل الان زانو غم بغل نمیگرفتی اگ جواب داده بودی
من سر بچم با هیچ احدی شوخی ندارم
ی بار خواهر شوهرم گفت چایی شیرین بده ب بچه
گفتم ن ضرر داره
گفت حتما اینن تو گوشی خوندی
چون خیلی سرچ میکنم وقتی می‌خوام ی چیزی ب بچم بدم بعدم اینو گقت و خندید
منم با خنده گفتم ن فک کردی بچه های الان مثه خودمونن همچی بهشون بدیم
ن الان علم پیشرفت کرده دکتر تغذیه هست
دکتر تغذیه اش
گفته
اینجور موقع بگو دکتر تغذیه براش برنامه نوشته

ناراحت نشو بابا زیاد میگن
حالاگاهی از سر پیری گاهی کنایه
ولی پیر ها اصولا چیزی تو دلشون نیس فقط بد حرف میزنن

ببین هیچ چیزی مهمتر از خودت و خونوادت نیست..بخدا هیچ کس ارزش نداره که بخاطرش خودتو ناراحت کنی..

عیبی نداره اعصابتو با این چیزا خورد نکن..بچه شیر میده ریلکس باش.ادم هایی که تنش دارن رو حذف کن رفت و امد نکن باهاشون..اگه هم مجبوری به دیدن شون اصلا اهمیت نده بهشون

مگه الان دوره ی قدیم انقد دخالت کنن تو کار ادم...واااا..ولی غذای سرد به بچه ندی خیلی بهتر عزیزم..عزیزم از این گوش بشنو از اون گوش بده بیرون..اهمیت نده..مهمم نباشه واست

متاسفانه بعضیا حد خودشونو نمیدونن

بابا پیرزنه دیگه چقدر حساسی بابا بگذر ازش
ما هم پیر بشیم فکر میکنی اخلاق الانمون رو داریم!!!!؟؟؟؟؟؟؟
برو از زندگیت وبچه ات مثل گل خدا بهت داده حاااالشوووووو ببر ولشششش کن این حرفای صد من ی غاز رو بابا ......

اگر مادرشوهرمن بود فک نکنم اصلا چیزی میگفت 😷😂

نسل قدیمه دیگه عزیزم سخت نگیر کلا همه نظر میدن کار خودتو بکن

قدیمیا اینجورین ولش

اونا افکارشون در همین حده
منم پسر عمو دختر عموییم ،من که اصلااااا از ازدواج فامیلی راضی نیستم تازه دلم خونه

مهم مادرشوهرته که خوب گذاشته تو کاسش تو جوش نزن بزار هرکی هرجور دلش میخواد حرف بزنه و نظر بده کارخودتو بکن به تخمتم نباشه

چقدر بد کاش جوابش رو میدادی هیچکی بهتر از مادر صلاح بچش رو نمیخواد

سوال های مرتبط

مامان لارا مامان لارا ۹ ماهگی
میگم چرا مادرشوهر من همش فکر میکنه من بچه داری بلد نیستم...
خیلی حس بدی میگیرم تا چند روز روانم بهم میریزه راجع به جرفای بقیه اینجوری نیستم ولی مادرشوهرم یکجوری حرف میزنه انگار با حرفاش عذاب میکشی....نمیدونم چکار کنم انقدر روانم بهم نریزه از حرفاش...شیر میدم بچه رو میگه همینقدر سیر نمیشه که من بچمو اینجوری شیر میخوردن غذاشو میزارم جلوش سریع میاد قاشق دهن بچه بزارید بچه آب شد هیچی تو دهنش نمیره یا میگه همش همینقدر میخوره تلویزیون روشن کنید آهنگ بزارید پویا بزنید که بیشتر بخوره درصورتی که هرچی بخواد میخوره از اول ۶ هم همین بود غذا جلوش بوده هرچی خواسته خورده...لباس تنش میکنم یکم پاهاش دیده بشه میگه وااای بچه رو به سرما دادی در صورتی که من دخترمو میشناسم که به گرما طاقت نداره لباس میخرم براش میگه واای اینا چیه خریدی براش....دیشب به شوهرم میگم نکنه واقعا من مامان خوبی نیستم بعد شوهرم میگه من میبینم که تو چه مامان خوبی هستی به حرف بقیه گوش نکن ولی حرفای مادرشوهرم خیلی نیش داره نمیدونم شایدم رو اون حساس شدم....
مامان آرکان مامان آرکان ۱۶ ماهگی
امروز ناهار خونه مادرشوهرم بودیم، مادر بزرگ و خاله های همسرمم اومدن ( خاله هاش مجردن و معلم ان)
هرچی می‌خوردیم یه خاله اش به زور می‌گفت به آرکان هم بدین میدید ما نمیدیم خودش میداد، فک کنین شربت خوردنی می‌گفت بزار یذره بدم گناه داره! سر سفره می‌گفت ماست رو نگاه می‌کنه انگشتشو میزد به ماست بده بهش!!! از چایی خودش میخواست بده بهش!!! اصلا یه کارای خاصی میکرد حالا خوبه خدارحم کرده مادرشوهرم اصلا اینجوری نیست بخواد هم چیزی بده میپرسم بدم؟ یا میگه اگه صلاح بود بده
نمی‌فهمم این چرا این جوری میکرد اصلا عجیب اعصابم خورد شد حالا من که مادرشم اصلا تو لیوان خودم یا قاشق خودم بهش چیزی نمیدم
حالا اینش عجیبه بستنی سنتی آوردن میدونستم باز داستان شروع میشه گفتم من نمی‌خورم بخورین میام میخورم رفتم اتاق بچه رو بخوابونم اونم که نخوابید گریه کرد مجبور شدم بیام بیرون!!!
انگشتشو کرده تو بستنی میده به آرکان من جوری عصبانی شدم رفتم بچه رو از بغل شوهرم کشیدم بعد به شوهرم با عصبانیت گفتم تو چرا اینجا اینجوری شدی خب مگه خونه خودمون می‌دیم گفت نه گفتم پس چرا اینجا پایه رفتارهای اینا شدی زود جبهشو تغییر داد ولی با این حال من خیلی کفری بودم بعد که رفتن هرچی از دهنم دراومد پشتش به مادرشوهرم گفتم اونم گفت دلش میسوزه میگه گناه داره منم گفتم دایه مهربان تر از مادر شده پس!!
اینم بگم بچم حساسیت به پروتئین گاوی داره بستنی و ماست هم که سنتی بود دیگه فک کنین چه نورعلی نوری بود
مامان 🍒عطرا🍒 مامان 🍒عطرا🍒 ۱۱ ماهگی
سلام خانما من چندروزه با شوهرم سر مسئله ای مشکل دارم و خواستم ببینم بقیه هم این مشکلات رو دارن یا فقط شوهر منه گیر بیخود میده!!
شوهر من روی بهداشت بچه و ...حساس نیست
مثلا غذایی که بچه داره میخوره یدفعه بریزه روی زمین همونو برمیداره مجدد میخواد بده بچه
یا مثلا پستونکش افتاده باشه روی زمین همونو میخواد بده بچه
مثلا بعضی وقتا میبینم دور از چشم من شیری که ته شیشه مونده و مثلا ۲،۳ ساعت ازش گذشته داره بهش میده و من چندین بار بهش تذکر دادم نده مریض میشه!

حالا قضیه از این قراره که چند شبه شوهرم از من ناراحت میشه که تو چرا فکرمیکنی خودت علامه دهری و همه چی بلدی و من نباید هیچ کاری با بچه داشته باشم!؟ میگم من نگفتم کاری به بچه نداشته باش من میگم بهداشت بچه رو رعایت کن یا
پریشب و دیشب دعوامون شده امشب هم مجدد دعوامون شده! میگه تو احترام به من نمیذاری میگم مگه چی گفتم میگه تو میخوای حرف حرف خودت باشه اصلا برو تنها بزرگش کن!!!!
پیش خودم میگم والا تا الانم تنهایی بزرگش کردم! دوماه اولی که بدنیا اومد یک شب هم پیش من و‌بچه نخوابید که خوابش به هم نریزه! وقتایی که بچه واکسن داشت اصلا نفهمید این بچه چجور بود و‌نبود! نه ماهه بدنیا اومده یک شب هم نگفته تو بخواب من بجات بیدار میشم حتی ایام تعطیلی!!
یه بار هم بچه رو عوض نکرده یا مثلا دوساعت باهاش بازی کنه من استراحت کنم
ساعت۶ونیم از سرکار میاد تا۸شب میشینه پای بازی کامپیوتری بعدم پای فیلم و‌گوشی ساعت۱۰ونیم۱۱ هم میخوابه! علنا هیچ کاری با بچه نداره!! بعدم که من میگم مثلا پستونک کثیف نده بهش برمیخوره!! حقیقتا امشب دیکه اینقدر کفری شدم ازش جای خوابم رو جدا کردم با بچه اومدیم تو پذیرایی
نگید برگردم سرجام واقعا از چشمم افتاده