سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
فرزندپروری

آموزش احساسات واقعا سه نیاز ضروری برای بچه هاست
اونا باید بدونن الان چه حسی دارن
بازگو کنن
برای کنترلش دنبال راه حل باشن
و آخر با تکرار و تکرار و تکرار جعبه ابزارشون تکمیل میشه و بدون هیچ فکری یاد میگیرن موقع عصبانیت باید نفس عمیق بکشن، نباید به دیگران آسیب بزنن و ...
همون‌طور که الان ما تو جعبه ابزار اخساسیمون اینه که خب تا عصبانی شدی بی توجه داد و بیداد کن😅

من از اول رو احساسات رزا خیلی کار کردم
از حدودا سه سالگی

رزا کلاس زبانش رو تنها نمیره، با اینکه مهد تنها می‌ره ولی اونجا نه
یه روز من کار داشتم و گفتم شما برو تو کلاس تا من برگردم
حالا واکنش رزا و من👇🏻👇🏻
میگم که ایده بشه براتون
رزا: موقع پیاده شدن از ماشین یکم مقاومت کرد و ...
موقعی که پیاده شد تا در کلاس رفت و برگشت و با گریه گفت احساس نگرانی دارم چیکار کنم حالم خوب شه؟؟
واکنش من: بیخیال کلاس نشدم که اکی نرو، عصبانی نشدم، احساسش رو نادیده نگرفتم، با بچه های دیگه مقایسش نکردم
فقط باهاش همدلی کردم و گفتم من باید برم عزیزم
اون گفت پس من چیکار کنم که حالم خوب شه؟( خودش دنبال راه حل گشت)
گفتم نفس عمیق بکش چند تا
بدون که مامان میاد
چند تا هم بپر بپر کن
و بدو بدو برو تو کلاس
تو کلاس وقتی بری حالت خوب میشه
من از همه مامانهای زودتر میام دنبالت

و وقتی رفتم دیدم از پسش برومده، آخر کلاس بهش گفتم آفرین دختر شجاعم، بهت افتخار میکنم، واقعا به کلی کارام رسیدم
و الان حسابی انرژی دارم و میتونیم باهم بریم خونه بازی کنیم
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت دوم

تجربه خود من
رزا به شدت تو کلاس ها کم حرف بود
و نمیتونین از حقش دفاع کنه

یه روز تو کلاس ژیمناستیک، من شنیدم که مربی گفت همه این حرکت رو زدن؟ و رزا بلند گفت نه من نرفتم؛
( رزا کلا بچه خجالتی ای هست، ژنتیکیه من خودمم بچگی خجالتی بودم)
من بعد از. کلاس این رفتار رو بزرگ کردم و گفتم واقعا خیلی عالی بوده
به پدرش هم شب گفتم و اونم تشویقش کرد

از اون جلسه به بعد رزا انقد سر کلاس حرف میزنه که مغز مربی رو میخوره😅
همش نظر میده
و من واقعا خوشحالم که کمکش کردم

باید قبول کنیم که یک سری اخلاقیات ذاتی هستن مثلا دختر دوم من بسیار اجتماعی هست و قطعا نیازی نداره من اصلا کمکش کنم
ولی من چون خودم بچه خجالتی ای بودم و قبل رفتن ب مهمانی همش استرس داشتم الان رزا رو بهتر درک میکنم
اگه بچتون از جمع استرس میگیره حتما بهش کمک کنید چون با کمی کمک خوب میشه

رزا قبلا از مهمونی رفتن و مهمون اومدن خونمون بدش میومد!
ولی الان دیگه انقد که از آداب اجتماعی براش گفتم و با عروسک اش شبیه سازی کردیم مهمونی هارو و همچنین سعی کردم تو جمع بهش توجه کنم نه اینکه رهاش کنم
الان مدام با من چونه میزنه که چرا مهمون دعوت نمیکنی!!