۴ پاسخ

مامانت ب ذات خوب خودش نگاه میکنه تو اگه میدونی خودشون تمایلی ندارن کمک کنن نبر

مادر شوهر منم تا بچه گریه میکنه میگه شیر بده عصابم دیگه نمیکشه هی میگم دلش درده هی میگه بچه رو میکشی اسکلن بابا بیخیال شون

الان نی نی دیگ یک ماهش شده بنظرم بهتره سعی کن با این شرایط کنار بیای خودت ی جوری همه کاراتو بکنی ببین یک روز نهایت یک ماه میان بعدش دیگ نمیتونه کسی همش در دسترست باشه بخدا منم بچه اولمع ولی میخام مامانمو زود بفرستم خونش چون بچه کوچیک داره ب غیر اون ازدواج مجدد داشته نمیشه شوهرش رو بخاطر من بندازه بیاد ک دارم خودمو از الان آماده میکنم ب هر بدبختی شده خودم خودمو جمع و جور کنم

بیخیال بابا نبری بچه رو

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۶ ماهگی
من سنگ کیسه صفرا دارم و وقتی دردش میگیرتم و دردم شروع میشه دیگه از درد هیچی حالیم نیس و عین دیوونه ها میشم🥲 امروز دوباره دردش اومد سراغم و ماشین خودمون تعمیرگاه بود زنگ زدم داداشم و مامانم اومدن بردنم دکتر وقتی اومدن مامانم پیاده میشه در میزنه مادرشوهرم باز میکنه مامانم میگه رها دوباره حالش خوب نیس اومدیم ببریمش دکتر مادرشوهرمم یه چیزی میگه نمیدونم چی مامانم میگه تا عمل نکنه خوب نمیشه خداکنه زودتر بهش زنگ بزنه برا عمل مادرشوهرمم میگه نه رها باید بزاره بچش بشه 4.5ماهش بعد بره عمل کنه مامانم میگه اینهمه داره درد میکشه برای چی صبر کنه بشه 4.5 ماهش میگه بچش بدبخت میشه 😑 میگه چرا میگه شیر خشکی میشه دیگه سینه مامانش نمیگیره😐😐 مامانمم میگه وایسه درد بکشه این همه ک بچش شیر خشکی نشه دوای درد این چند روزی ک مامانش و نیس مواد بیهوشی تو بدنش هست چندتا قوطی شیر خشکه
حالا خااااانوم خودش 10 تا بچه داره همشو هم شیر خشک داده بعد میترسه بچه من شیر خشکی بشه😐