۱۷ پاسخ

من رفته بودم دندون پزشکی با مادرشوهرم پسرم خونه خالم موند بعد ی خانوم کمتر از 30 سال من ک رفتم داخل کارمو انجام بدم منو از ماادر شوهرم خاستگاری کرده بود فک کرده بود مجردم مادرشوهرم گفته بود عروسمه بچه داره گفت باورش نمیشده🤣🤣

رفته بودم معاینه چشم
دکتر به همسرم گفت حاج آقا دیگه دخترتون بزرگ شده خودش می‌تونه این کارا رو بکنه
من😵‍💫
همسرم🤨
دکتر 😶‍🌫️
دیوارهای مطب🫠🫠🫠🫠

خواهرشوهرام ۱۲ ساله بودن رفتیم مغازه خرید .زنه به بچه ها گفت مامانتون .....
من ۲۸ساله قودم

زمانی که ۲۰ سالم بود تو یه جلسه ای کنار یه خانمی نشسته بودم، اون موقع یه کار خفن رسانه ای کردم و داشتیم درباره همین صحبت میکردیم، حفت دستیم ازم پرسید چندسالته منم خندیدم گفتم بقول معروف چند میخوره؟ گفت بهت میاد متوجه ۶۸ یا ۶۹ باشی😐من هاج و واج موندم از یجاعن خندم گرفت گفتم خودت متولد چندی گفت ۶۷، گفتم آها پس یسال بمن تخفیف دادی گفت نه واقعا همین سن بهت میخوره، حالا منو بگو متولد ۸۱، طرف باورش نمیشد گفتم یعنی اینقدر پیرم😂😂😂😂
جز این مورد دیگه بقیه پایین تر از سنم گفتن


همسرم ماشاالله هیکلیه و ریش داره بخاطر همین خیلی سنش بالا میزنه و اوایل کل فامیل میگفتن من با یه پیرمرد ازدواج کردم درحالی که متولد ۷۶😂

🤕🤕🤕من اولین بچم و دوتا داداش کوچیکتر دارم...آخرین بار زن پسرعمو مامانم ک چند سال بود رفت و آمد نداشت اومد خونمون و گفت میخوره از داداشام کوچیکتر باشم 😑😑😑ینی زیر ۲۰
و من ۲۸سالمه
یبارم رفتم بانک متصدی باجه گفت تو ۱۸سالت شده اومدی دنبال صندوق امانات🫠🫠🫠اینجا ۲۲سالم بود
ریزه هم نیستم اصلا

من و همسرم هر دو متولد هفتادیم بعد فامیلا همسرم ک نمیدونن سنمو، بش میگن چه خانومت بچس ،خوب کردی کم سن گرفتی 😂😂 ماهم زیرزیری میخندیم میگیم اره دیگه

یه بار گوشیم بردم تعمیرات درستش کنه بعد من عزا دارم اصلاح و آرایش نمیکنم آقاعه بهم گفت چن سالته منم گفتم ۲۸ بعد آقاعه برگشت گفت خیلی بیشتر نشون میدی مال اینه به خودت نمیرسی به خودت برس فردا شوهرت زن میگیره منم فقط نگا میکردم نمیدونم قصدش چی بود دفعه بعدی با ماسک رفتم گفتش چرا ماسک زدی یکی دو بار دیگه رفتم همش سن منو میکشید وسط و میگفت به نظرت من چن سالمه یعنی خودش ها منم دفعه بعدش با شوهرم رفتم 😂😂😂😂

یعنی من دقت کردم دهه هفتادی ها اکثرا کوچیکتر از سنشون میخورن ولی ما دهه هشتادی ها اکثرا بزرگتر از سنمون

مرد ک خوب باشع زن جوون میمونه تامامممم

ی زنه تو ارایشگاه به من گفت خودت کوچیکی چرا زود بچه اوردی گفتم ۲۷ سالمه دیگه بچه چیه🫥

بمن همه میگن بهت نمیاد بچه داشته باشی. تنها دو نفر حسود دورم دارن که میگن قشنگ بهت بالای ۳۰ میخوره. منم میگم آره چهرم پخته شده. حالا صورت یکیشون پر چاله چوله‌س انگار آتیشش زدن. اون یکی ام متولد ۶۱. خودشونو با من مقایسه میکنن

من که چون هیکلیم یکم همه خیلی بیشتر از سنم بهم میگن
یبار با شوهرم رفتم دندون پزشکی اون ۱۱سال ازم بزرگتره بعد زنع گفت خانوم بده پدرت بره حسابداری حساب کنه یعنی مونده بودم با خودم گفتم یعنی سن منو کم دید یا سن شوهرم و زیاد بعد دید تعجب کردم خود دندون پزشکه بهم گف بده برادرشون حساب کنع گفتم عزیزم همسرمه 😂😂

به من میگن ۱۸ یا ۱۹بهت میخوره.بیبی فیسم

یبار شوهرم عکس منو استوری کرده بود دوستش گفته خانمت از خودت بزرگتره😐😐😐😐

من کلا بهم میگن ۱۸
از ۱۸سالگی رو ۱۸موندممم
دقیقا همه یه جوری نگام میکنن که این خودش بچه س😭😭😭😭
انگار کوووودک همسریه به قول شما

همیشه بهم میگن زیر 20 بهت میخوره
چون بی بی فیسم😂

23.

سوال های مرتبط

مامان علیسان 🐣👶🏻 مامان علیسان 🐣👶🏻 ۱ سالگی
امشب خجالت و گذاشتم کنار به شوهرم گفتم بیا بریم تو فکر بچه دوم 🫠 کلا بچه با تفاوت سنی سر دوسال موافقم ینی این یکی دوسالش میشه یکی بعدی دنیا میاد یه ساله که روش فکر هم کردم ولی خوب چون روم نمیشد در مورد فکرهایی که برای آینده م داشتم حرفی بزنم هیچی نگفته بودم الان دیدم دیگه وقتشه که بگم و خوب گفتم و با جوااااب نهههههه رو به رو شدم واقعا خورد تو پرم دوست داشتم ۲۵ سالگی بچه دومم بغلم باشه ولی خوب با این شوهری که من دارم نمیشه اینقدر بدم میومد تفاوت سنی زیاد داشته باشیم با بچه هامون 😫 وقتی فک میکنم که شوهرم ۳۵ سالشه و آخر امسال ۳۶ ساله میشه حس میکنم خیلی داره پیر میشه برا بابا بودن نیاین بگین ما تازه تو این سن داریم بچه میاریم هرکی تصورات و ذهنیاتش یه جوره🥲🫠
از اونجایی که من بابامو تو سن کم از دست دادم و سنش خیلی بالا بود متنفر شدم از تفاوت سنی زیاد و اینو شوهرم درک نمیکنه 💔💔🫠🥲

کسایی که دوتا بچه دارین تفاوت بینشون دو سال و سه سال لطفا بیاین بگین راضی این سخت بوده یا نه!؟ مخصوصا اونایی که بچه اول پسر بوده آخه معمولا دخترا خیلی مسئولیت پذیرن کمک میکنن با سن کم ولی معمولا پسرا نه اینجور نیستن🙂‼️
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل
لپ بچه رو میکشه یا پای بچه رو نیشگون میگیره مثلا فکر میکنن خیلی کار بامزه ای انجام میدن
مثلا الان میام میخورمتا یا فلان کارو میکنم و بچه با این حرف ها می‌ترسه اذیت میشه و به شدت روی بچه تاثیر منفی داره(فکر کنید تو بچگی های خودتون چند نفر این کارهارو باهاتون میکردن و چقدر شماها اذیت می‌شدید.)
پس حواسمون به ارتباط بچه با دیگران باشه و نداریم هر حرفی بهش بزنن
یکی دیگر از عامل هایی که میتونه باعث بدرفتاری بچه ها بشه اخیرا اتفاقی در زندگیشون افتاده باشه و اون اتفاق به کودک تنش وارد کرده و باعث ایجاد یه سری مشکلات شده باشد
مثلا یه بچه ای بوده که خانوادش بعد مسافرت وارد خونه میشن و میبینن خونه رو آب برداشته و این بچه از ترس لکنت پیدا کرده
پس اگر بچه ای خوب بوده و یکدفعه اینطوری شده باشه باید ببینیم اتفاقی افتاده که بچه بهش تنش وارد شده
مثلا مرغ یا جوجه داشته باشید و مرگ اون باعث بشه حالش بد بشه
مثلا مادربزرگش پیش شما زندگی می‌کرده و الان نیست
یا مثلا میخواد بره مهد و بهش فشار زیادی اومده پس مهمه که ما شرایط زندگی کودک رو هم بررسی کنیم و ببینیم اخیرا چه اتفاقی برایش افتاده و حالا اگر هیچ کدام ازین ها نبود اونموقع باید با یه روانشناس کودک صحبت کنید