۱۵ پاسخ

منم خیلی سخت بود بارداری با استراحت مطلق اخرم زایمان زودرس توی درمونگاه بدون دکتر ...بعد رفتن بچه ام به ان ای سیو بعد عمل قلب دو ماهگیش ... کولیک و رفلاکس و حساسیت پروتئینی و اسهال خونی و زردی ... هر واکسنی هم که زدم کارمون کشید به بیمارستان ..الانم که نه غذا میخوره نه شیر وزنش خیلی کمه 😭😭😭 بچه اولمم هست و دست تنها بدون هیچ کمکی و شوهری که با یه شوگر مامی دوسته و دست بزن داره و همش دنبال بهونه است

فک کردم فقط خودم خیلی دوران سختی و گذروندم
زردی،کولیک،رفلاکس،حساسیت شدید پروتئین گاوی،اعتصاب شیر،اعتصاب غذا،دندون در اوردن،تب های واکسن،رژیم سخت خودم براحساسیت پسرم،مشکلاتی که تو این یکسال براخودمون پیش اومد ،مریضی مامانم و و و ....امابازم خداروشکر داره میگذره

پسر منم از ۴ ماهگی شیر نخورد تو خواب باهزارتا بدبختی شیرمیدم

من به بچه سخت نمیگیرم‌ پدر خودم دراومده

من خودم پیرکردم صورتم داغون شده تواین ۹ماه همه هم میگن

سخت نمیگیرم.
تنها مشکلی ک دارم غذا نخوردنشه

من دو قلو دارم ، پسرم از اتاق زایمان مستقیم رفت ان ای سی یو ، ده روز بستری بود ، دخترم روز سوم عدد زردیش خیلی بالا بود اونم ۳ روز بستری بود با بخیه هی پله های بیمارستان و بالا رفتم ، بعد این جریانات کولیک و رفلاکس اومد و یه مقدار بعدش هم حساسیت به پروتیین گاوی برا پسرم پیش اومد که تا پایان ۳ سالگی درگیر بودیم، دخترم پاهاش انحراف به داخل داشت البته خیلی کم ، دکتر احمقی که اول بردم گفت نه مشکلی نداره و رفع میشه ولی من دیدم زیاد زمین میخوره تو ۴ سالگی مجبور شدیم هر دو تا پاهاش به مدت ۳ ماه دوره ای گچ بگیریم تا درست شد. خیلی خیلی اذیت شدم دیسک گردن گرفتم ، سیاتیکم درگیر شد ، دیسک کمرم پاره شد ، افسردگی شدید گرفتم در حدی که نیاز به بستری داشتم ولی همش گذشت ، مشکل الانم با پسرم اینه که هیچ لبنیاتی مصرف نمیکنه بخاطر همون حساسیتی که داشت و هر روز باهاش چالش دارم

من سخت نمیگیرم این بچه اس که مثل ادمیزاد نمیخوابه

از ۳ ماهگی تا ۸ ماهگی تو خواب شیر میخورد رفلاکس داشت الانم از اول غذا نمیخوره ینی نهایت ی لقمه کوچیک همین و بشدت بد دارو هست و زیاد مریض میشه منکه افسرده شدم رفت خستمه دیشبم کلی گریه کردم و سبک نشدم

من کولیک سخت و طولانی‌
بیماری های مکرر از عفونت گوش ک ریه مکرر هر ماه دقیقاا

از بسته شدن دهان برای غذا و شیر

تجربه کردم

ولی هیچ چیز ب اندازه کم خواب بودن پسرم منو از پا در نیورد

من‌راحت میگیرم ولی بچم‌خیلی سرسخت و بد قلقه.

همه اینا منم تجربه کردم
از این 👸شدیم این🤶🤣🤣🤣🤣🤣🤣

من سخت نگیرم بچه راحت نمیگیره ، نه میخوابه نه شیر میخوره نه روی زمین میمونه

رفلاکسش همچنان شدیده ، برای همین نه میتونه بخوابه نه شیر میخوره .
به همه چی ام آلرژی داره

من تا ۴.۵ ماهگیش خیلی اذیت شدم
کولیک و رفلاکس و بی خوابی
ولی خداروشکر الان خوبه گاهی اذیت داره ولی خب شیرینه

منم خودمو پیر کردم

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۱۲ ماهگی
تجربه شیردهی | شیر مادر

تقریباً ۱۰ماه کامل به پسرم شیر خودمو میدادم از سینه ، تو شیشه شیر نمیخورد ، پستونک نمیخورد، شیرخشک نمیخورد. شبا تند تند بیدار میشد و شیر میخواست، سینه توی دهنش میموند حتی بیشتر از ۲۰ دقیقه به زور در میوردم تا اینکه مریض شدم و یهویی مجبور شدم بیمارستان بستری بشم و شیردهی برام ممنوع شد. حدود ۳ روز اصلا پسرمو ندیدم، بغلش نکردم، رفت خونه مادرشوهر و حتی عکس یا تماسی هم نگرفتم... خیلی سخت بود.
تو این مدت شیرخشک نان + بیسکوییت مادر + چنتا اسباب بازی که خیلی دوس داشت رو داده بودم گفتم گریه کرد سرشو با اینا گرم کنین.
یه شیشه شیر خیلی ساده توش شیرخشک نان درس میکردن با بیسکوییت مادر میخورد.
خیلی زود عادت کرد و افتاد کلا رو شیرخشک.
اوایل گفتن اپتامیل بده بهتره ولی بچه نمیخورد انگار طعمشو بوشو دوس نداش ولی شیرخشک نان رو راحت قبول کرد.
الان تقریبا ۳ هفته میگذره، پسرم شب شام که خورد معمولا دیگه شیر نمیخوره گاهی اوقات ، با همون غذا که خورده بغلم میخوابه گاهی اوقات هم سرجاش پیش من می‌خوابه. یکی دو ساعت بعد تو خواب ۱۲۰ سی سی شیرخشک نان میخوره میخوابه تا ۵ ساعت بعد باز یخورده شیرخشک میخوره میخوابه. بعدم بیدار میشه یا اول شیر خشک میخوره یا غذا.
واقعا خیلی خوب شده. دیگه شب گشنه نمیمونه راحت میخوابه. خوب هم وزن گرفته واقعا.