عزیز 23 سالته یه خانم بزرگ و بالغ هستی فکر میکنی سنت کمه؟؟؟سن کم به زیر 18 میگن
عزیزم به سن ربطی نداره منم ۳۲ سالمه بچه دار شدم، حس میکنم دیر شده، کم حوصله تر از مامانای جوونم😁 ولی خوب هر سنی برا خودش یه خوبیا و یه بدی هایی داره😉 خلاصه که بچه داری سخته خدا خودش توان بده بهمون❤️❤️❤️
ببین رفتی به سن ندارهمن توی ۳۲ سالگی بچه آوردم باز قبلش اینقد سرگرم بودم که الان یهو دل کندن ازون همه سرگرمی برام سخته.....میدونی باید سعی کنیم هرجور شده برای خودمون سرگرمی هایی که دوس داریم رو داشته باشیم با وجود بچه .واقعا هم با همکاری پدر بچه و خانواده ها میشه ولی اگر این همکاری نباشه واقعا سخته
من وقتی به زایمان تا الانم فک میکنم مبگم چجوری من هنوز زندم و نمردم😀
همه الان ب من میخندن ولی برام مهم نی میگن گیر کردی تو بچه ها خودتو پیر میکنی ولی ب این فک میکنم بچه ها سن الان من باشن من سی و چند سالمه و بچه هام بزرگن هماونا ی مادر جوون دارن هم من حوصله همه چیو میشم ی رفیق واسشون
بجاش هنوز جوونی بزرگ میشه میری راحت تو اوججوونی پی عشق حال
این اتفاق میتونست تو خونه بیفته بچها شیطون و کنجکاون دوست دارن به همه چی دست بزنن پسر من روزی ده بار میفته دیروزم خونهدمامانم رفت دستشو زد به بخاری یکم دیگه راه میفته باید حوصله تو بیشتر کنی
عزیزم این روزایی که باید سپری کن سعی کن لذت ببری خیلی زود میگذره ومیشه خاطره من یه بارداری وحشتناک یه زایمان وحشتناک تر داشتم پسرم ۱۵۰۰ وزنش بود دست تنها بودم کولیک رفلاکس شیر نخوردن نخابیدن همه این باعث شده بود رفته رفته عصبی بشم تازه شوهرم راننده س واکثرا خونه نمیشه دیدم ممکنه به بچه وخودم اسیب بزنم تحت نطر شدم وارام بخش صعیف میخورم خداروشکر الان فقط دارم از بچم لذت میبرم حتی از سختیاش
بخدامنم بایه پسر۸ساله ویکی ۹ماهه حتی حموم هم نمیتونم برم دوتاشون هم مریض شدن دست تنهام کسی روهم اینجاندارم جزخداشوهرم همش ب فکرخودشه
همه همینقدر خسته ایم ناشکری نکن میگذره اینام
سخت میگیری نمی دونم چرا وقتی بچه میارین باید خودتونو زندانی کنین خوب عزیزم سخت میگذره دیگه وقتی سخت میگیرین نمیدونم طرف حاضر نیس وسواسیش بزار کنار یا اینکه فکر میکنه بچه اومده باید بشینه تو خونه نه عزیزم بچه اومده زندگی شیرین تر کنه اگه غیر از اینه یعنی داری راه اشتباه میری من خودم خیلی اوایل اشتباه کردم از بس خودم با کار خونه خسته میکردم سخت نگیر خیلی زود بزرگ میشن و اینکه بیرون رفتن با این فسقلی ها خیلی خوش میگذره اگه کمی سخت باشه
میگذره این روزا
دقیقا بچه همینه
حالا کم سن باشی یا سن دار فرق نداره
بچه ها بدون فکر بدون ترس از خطر خیلی کارا میکنن
یعنی تا بیای یه بچه رو به جایی برسونی که به روش زندگی خودتون عادت بدی و بارش بیاری
زمان و اعصاب میخواد.
فقط اینو بدون صبور باش و آروم
من چند ماه اول بدنم که داغون بود .از نطر روحی روانی حالم بد بود
پر از خشم و افسردگی.همش عصبی بودم سر بچن بد اخلاقی میکردم
جاابه که اونم بدتر میشد . از یجا که مشکلاتمو حل کردم ذهنم اروم شد
بچمم اروم تر شد
مشکل خوابش شیرش همه چیش بهتر شد.
منم بعد ۸ سال تصمیم گرفتم باردار شم ولی دقیقا همین حس شمارو دارم فک کنم این حس ثابته که هر زمان بچه بیاری فک میکنی زود آوردی کاش دیرتر میاوردی من خانوادم ازم دورن ولی اگر خانوادت کنارتن ازشون کمک بگیر و اگر ماشین دارین دور دورای کوتاه برید مثلا برای خرید خونه ، یه قدم زدن ساده که هر حال روحیت بهتر شه نزار احساس ناراحتیت تلمبار شه
بچه بدنیا میاد قرار نیس خودتو محدود کنی من از اول با بچه همه جا رفتم یا گذاشتمش خودم رفتم
بچه به نادر شاد وپرانرژی میخواد نه افسرده همش تو خونه
پماد کالاندولا بزن سوزش زخمش کم بشه من هروقت دستم میسوزه از پماد کالاندولا دخترم بش میزنم زود خوب میشه
عزیزم به خودت سخت میگیری
هم مسافرت میشه رفت هم کافه هم رستوران هم پیک نیک
سخت تر از قبل شده قبول دارم
ولی باید به خودت بقبولونی که باید کنار بیای باهاش
منم همسن توام سنت کم نیست
حال روز هممون همینه .همسری ک درکت نمیکنه یه جایی توی کارای خونه رسیدگی به بچه خودمونو گم کردیم زمان میبره تا با خود جدیدمون کنار بیایم
عزیزم منم خسته شدم مخصا که میبینم شوهرم راحت میبینم میشینه بازی میکنه با لب تاب و فیلم میبینه. بعدم دو دقه بچه رو نمیگیره. پریودم دلم درد میکنه گریم گرفته دیگه
عزیزم منم همسن توم بخدا منم از بارداری تا الان هیچ جا نرفتم ماشین مونم فروختیم حتی ی دور دورم نمیرم خیلللللی سخته برام ولی چ میشه کرد
همه ما همینیم
مخصوص مامانایی که تنهان مثل من
نه مادری هست نه کسی که کمک کنه جز شوهرم که خدایی اگربتونه کمک میکنه
من خودم چند وقته روزی سه ساعت کلا میخوابم پوستم کلفت شده
گاهی میگم چطور این همه کارو انجام دادم
هر دردی داشته باشم
باز مجبوریم به زندگیو بچه رسیدگی کنیم
ولی خوب به سن و سال نیست
من 5سال اول زندگیم بچه نیوردم
الان حس تو رو دارم
پس فرقی نمیکنه
فقط نباید ناشکری کرد چون خدا زودی قهرش میاد
درکت میکنم ، به خودت سخت نگیر این چیزا هزاران بار پیش میاد ، خداروشکر حالش خوبه اتفاق بدی نیوفتاده ، تو نمیتونی همیشه نزاری یه خط هم رو بچت بیوفته هزارتا چیز پیش میاد ، زندگی همینه ، ولی مسافرت برو اتفاقا ، شاید سخت باسه ولی خوش میگذره ، منم خیلی حالم خراب بود ، بچم سه ماهش بود رفتم شمال دو هفته ، سخت بود ولی خیلی خوش گذشت ، از ذوق دخترم ما هم ذوق میکردیم چیزای جدید میدید ذوق میکرد کلی
اخ اخ🤦♀️😱ماهم تفریحاتمون دونفرمون درسته خراب شده.ن شب داریم ن روز.ولی شکرخداکه یه بچه سالم داریم..این روزامیگذره بزرگمیشن ناراحتی نکن گلی😘الان بچه چطوره
حق میدم بهت عزیزم
منم اینجوریم خیلی خسته
عکسامو نگاه میکنم قیافم خیلی عوض شده
تفریح ندارم
خواب ندارم
حالا تازه از وقتی زایمان کردم خانواده شوهرم همشونو افتادن تو جونم باهام بد شدن
ولی باز خداروشکر خدا صبرشو میده به ادم
عزیزم همه اینجوری هستیم ولی اگر برنامه ریزی کنی ب همه کارات میرسی کسی نیست یکم کمکت بچه را نگه داره؟
خب چرا تو این سن بچه دار شدی ؟😅
نمی دونستی ؟
مگه چند سالته
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.