۷ پاسخ

مم ماسغژ شکمی ک دادن مردم و زنده شدم مشکوک بودم به آمبولی رحم دکترا با بی رحمی داشتن رحمم و ماساژ میدادن منم جیغ میزدم گفتن طاقت بیار وگرنه باید بری اتاق عمل رحمتو برداریم . خیلی سخت بود یادم میاد تنم میلرزه

ن اصلان نفهمیدم ولی دیگه بی حستی باز میشود می‌فهمیدم بعد دوساعت داشت کم کم باز میشود

ا‌ون‌موقع هیچی متوجه نشدم اما الان دوساله همش کمردرد دارم

نه اصلا دکتر بیهوشیم خیلی خوب بود تا آخرم پیشم بود

آره متوجه میشی یه کمی ولی بی حسی بعدش کمر درد میگیره اولی بی هوشی بودم خوب بود

ن تا وقتی بی حسه اصلا نمیفهمی من دوبار تو بی حسی فشار دادن یبار بعدش

نه عزیزم

سوال های مرتبط