دوازده سال هست که گواهینامه دارم،
اما هیچوقت ماشین از خودم نداشتم، ازدواج هم کردم، همسرم شغلش طوری بود که به ماشین نیاز داشت،
الان دقیقا سه هفته است که همسرم ماشین بهش دادن و ماشین خودش جلو در خونه هست،
این مدت خیلی به بطالت گذروندم و کاهلی کردم ،نرفتم کلاس با مربی،
الان امروز 27 بهمن هست، از یه طرف
خونه تکونی دارم
از یه طرف میگم برم کلاس بردارم که اونم مستلزم این هست که بچه رو ببرم بزارم خونه مامانم، خودم برم با مربی بعدشم خودم ماشبن بردارم.
نمیدونم چطوری برنامه ریزی کنم؟
اصلا نمیدونم چند جلسه لازم دارم و بعدش روزانه چندساعت با ماشین خودمون تمرین کنم.
میگم تا هوا خنکه و آفتاب شدید نشده،
پروندشو ببندم ،تمام بشه.
لطغعا شما راهنماییم میکنید؟
باید دوتا کمد دیواری و هفده تا کابینت تمیز کنم
دوتا کمد دیواری قدی
موکت آشپزخانه بشورم
روفرشی و لحاف را بدم به خشکشویی
بیشتر کارام این مدلی هست،
سرویس و باقی کارها که همیشه هست.

۸ پاسخ

نیاز به مربی نیست
دو سه بار با همسرت یا یه آدم نترس بشین
از جاهای خلوت شروع کن کم کم برو جاهای شلوغ
رانندگی فقط باید بشینی تا دستت بیاد

روزی دو ساعت بیشتر مربی برات کلاس نمیذاره بقیه روز هم ب خونه تکونی اختصاص بده
منم از عید گرفتم میترسم پشتش بشینم جاهای شلوغ متاسفانه

کار خونه همیشه هست اولویتت ارتقای خودت باشه..همین فردا برو یه مربی بگیر۴-۵جلسه بگذرونی اوکی میشی

من خودم باشم از فرصت استفاده میکنم گواهینامه میگیرم
یه سری شستنیای واجب هم میشورم
یه سری میذارم بعدا میشورم
من الان فرش نمیشورم میذارم خرداد قبل زایمان میشورم

با مربی و روزای تعطیل کنار همسرت راه میفتی

ثبت نام کن

خودتو تو اولویت بذار حتما ثبت نام کنم کار خونه همیشه هست، تیکه تیکه کار بکن مثلا امروز فقط همین کمد دیگه هیچی امروز فقط همین کابینت دیگه هیچی
منم رفتم کلاس برنامه نویسی که یه عمر ارزوشو داشتم ثبت نام کردم گور بابای خونه داری مگه چقد وقت هس که جوونی کنم؟
حتی اگه ب خونه تکونی هم نرسم مهم نیس امسال سال منه

مث من شیا خونه تکونی کن من تا۳بیدار میمونم هرشب یه مقداری از خونه تکونیو انجام میدم

سوال های مرتبط

مامان قندلی🐣♥️ مامان قندلی🐣♥️ ۴ سالگی
سلام به همگی
از شنبه پسرم رو کلاس برای روزهای زوج ثبت نام کردم با این وجود که امروز دومین جلسه بود ولی اینقدر راضیم کلا زندگیم روتین گرفته
صبح ساعت ۹ بیدار شدیم با هم صبحانه خوردیم بعد آماده شدیم ساعت ده رسوندمش کلاسش بعد یه پارک بزرگ کنار مهدش هست یک ساعت رفتم پیاده روی بعد یکسری وسایل لوازم تحریر که مربیش خواسته بود رو خریدم بعد اومدم خونه کل خونه رو جمع و جور کردم و جارو کشیدم و ناهار درست کردم الانم در حال استراحتم همسرمم رفته دنبال پسرم
همه ی اینا رو گفتم که حرف این خاله خانباجی ها رو گوش نکنید که میگن بچه باید خونه باشه و فلان و غیره اتفاقا بچه نیاز به ارتباط با همسن و سالاش رو داره
البته لازم به ذکره که بگم یهو نفرستادمش از مهر سال قبل اول با کلاس مادر و کودک شروع کردم بعد نم نم دیگه خودم حذف شدم و کلاساش شده هفته ای یک جلسه یک ساعت بعد دو جلسه و نم نم زیادش کردم الان رسیدیم به سه جلسه ۲/۵ ساعته در هفته
شما از تجربیاتتون بگید شاید به درد یه مادر نگران بخوره که اینقدر عذاب وجدان مهد کودک رو نداشته باشه☺️