تجربه و نظر شخصی ام در مورد زایمان طبیعی

زایمان طبیعی روحیه به شدت بالایی و کلی ورزش تو ماه های اخر لازم داره یعنی باید از هر نظر اماده کنی خودتو ،
حداقل ۲ ماه کار کنی رو خودت چه از نظر جسمی چ روحی

من یهویی بخاطر ضربان قلب بچه بستری شدم و تو معاینه گفتن ک ۳ سانت هستم بدون درد
خلاصه یک روز و یک شب پدر منو در اوردن با معاینه هاشون روحیه ام بشدت ضعیف شد اخرش با رضایت شخصی بیرون اومدم ،( چون درد نداشتم و تو یک روز از ۳ سانت هیچ فرقی نکرده بودم )
اومدم بیرون انقدر منو اذیت کرده بودن ک شده بود برام کابوس همه چی
میخاستم برم عمل سزارین ک کیسه آبم بعد یک روز مرخصی پاره شد و بازم مجبور ب زایمان طبیعی شدم
خیلی سخت بود مامای همراه هم داشتم ولی هیچ کمکی نکرد ب من
باعث شدن ک پارگی از مقعد و واژن زیاد داشته باشم
الان بعد ۱۲ روز ن میتونم صاف راه برم و نه میتونم عادی بشینم
روحیه ام ک حداقل یکسال لازمه به خودم بیام
خیلی سخته خیلی
بنظرم سزارین و طبیعی هر دو یک اندازه عوارض داره
درسته شاید تو سزارین چسبندگی اینا بیاری ولی تو فشار های طبیعی میتونی افتادگی مثانه و بواسیر بیاری .
بنظر من طبیعی خریت محضه و تمام

۱۱ پاسخ

طبیعی بد نیست که خدا راهشو داده فقط تو ایران هیچی سر جاش نیست

عزیزم ماما همرات کی بود

خب برا همه متفاوته ..من‌ خودم دو ساعته زایمان کردم ماما همراهم داشتم خیلی کمک کرد
اصلا خاطره بدی برام نموند خودمم خیلی خیلی همکاری کردم
بنظرم تجربه قشنگیه
همش میگم زایمان طبیعی همین بود ..اینقدری ازش غول ساخته بودن

چقد سخت گذشته بهتون درک میکنم طبیعی تماما تکنیکه باید پزشک وارد باشه پوزیشن بده متاسفانه کمتر دکتر و مامایی بهش بها میدن

دقیقا تجربه منم‌ مثل شما بود
کاملا باهاتون موافقم

عزیزم🥲چه تجربه سختی داشتی...🫠
انشالله که زودتر بهتر بشی🥹💖خدا فسقلیتو برات حفظ کنه💖🌺
چقدر سخته هم طبیعی هم سزارین..🥲🥺وایی من ک هنوز نی نی هم ندارم ولی به شدتتتت فوبیا زایمان دارم خیلی میترسم از جفتش..😣🤦‍♀️

عزیزم چقدر سختی کشیدی امیدوارم زود زود خوب شی

من دو بار تجربه طبیعیو داشتم و به جرات میگم بعدش انگار که نه انگار بچه ای تو شکمت بود انقد راحت شدم.ولی کاملا درسته که همش بستگی به روحیه و فعالیتت داره

خدا رحم کنه

عزیزم چقدر بد
امیدوارم هرچی زودتر خوب بشی❤️
و اینکه من دوتا رو سزارین شدم چسبندگی درصدش خیلی کمه
و کم پیش میاد معمولا برای بچهای سوم و بعد پیش میاد
عالیه سزارین
انقد پیشرفته شده که بعد زایمان اصن دردی احساس نمیکنی

انشالله زودتر خوب بشی بله همینطور اطرافیانم هرکی طبیعی انجام داده تجربه تلخی داره😒

سوال های مرتبط

مامان آیلین🩷 مامان آیلین🩷 ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
من از روز اول ک باردار شدم میگفتم باید طبیعی زایمان کنم و همونطور بود ک بچم سفالیک بود و لگنمم برای زایمان طبیعی خوب بود روز جمعه با درد از خواب بیدار شدم فهمیدم دردام مث دردای قبلا نیست زیر شکمم درد داشتم بیدار شدم رفتم دوش گرفتم وقتی از حموم اومدم بیرون ترشح خونی ازم اومد مطمئن شدم دیگه باید برم بیمارستان ساعت ۳بعدازظهر بود ک رفتم بیمارستان وقتی معاینه داخلی کردن گفتن دردت درد زایمان ولی فعلا دو سانت رحمت بازه برو بگرد راه برو دو ساعت دیگه بیا منم رفتم بعد دو ساعت ک اومدم هنوز دو سانت بودم و دردام شدیدتر میشدن فاصله بین دردام هم کم تر میشد ولی هربار معاینه میشدم فقط دو سانت بودم اخرش دیگه به گریه افتادم من درد شدید داشتم ولی اینا میگفتن ما با این دردا بستری نمی‌کنیم حداقل باید ۴یا۵سانت رحمت باز بشه ک بستریت کنیم خلاصه ساعت ۱۱ شب بود ک با درد زیاد رفتم واسه معاینه گفت تازه رحمت ۳ سانت باز شده گفت برو بگردم رفتم دو ساعت دیگه گشتم وقتی اومدم هنوزم سه سانت بود با درد های شدیدتر بلاخره ساعت ۳شب یکی از ماماها گفت من معاینه تحریکی میکنم تا ۳ سانتت حداقل یشه ۴سانت ک بستری بشی بعد معاینه تحریکی شدم ۴ سانت کیسه آبمم پاره کرد و لباس تنم کردم رفتم تو یکی از اتاق های زایمان از ساعت ۴تا ۶ صبح همون ۴سانت بودم بعد ساعت ۶با معاینه های تحریکی شدم ۷سانت دیگه از درد زیاد به هیچ جا بند نبودم اینقد حالم بد بود ن میتونستم بشینم ن پاشم ن دراز بکشم فقط همه جا رو چنگ مینداختم
مامان برسام🥹🫠 مامان برسام🥹🫠 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ک ب سزارین ختم شد 💔
من ۳۹ هفته و یک روز بودم ک رفتم بیمارستان ان اس تی بدم !
من هیچوقت فشارم بالا نبود و‌ورم شدید نداشتم
اون روز شانسم فشارم بالا بود ۱۳ بود و دکتر گف باید ازمایش بدی ازمایش دادم‌و دفع پروتئین خفیف دیده شد و بله پره اکلامپسی !
من سفتو سخت خواهان زایمان طبیعی بودم و دکتر معاینه کرد همونجا و گف لگنت جالب نیستا ولی حالا بیفت تو پروسه زایمان ببینیم چی میشه !
منم ۹ ماهه تماااام ورزش کردم و خودمو اماده کرده بودم !
هیچی بستری شدم و امپول فشار زدن
تا ۴ سانت اوکی بودم
از ۴ سانت ب بعد انگار عزراییل دستمو‌گرفته بود و منو داشت بزور میبرد و ماما گرفته بود نمیراشت من بشدت ادم صبوری هستم اما زایشگاه رو از شدت دردو فشار گذاشته بودم رو سرم از بیمارستان و پرسنل بشدت راضی بودم اما امان از زایمان طبیعی ک وحشتناک بود بعد چند ساعت تحمل درد و فول شدن
هررررررچی زور زدم بچه نیومد ک نیومد دکتر دید نمیشه گف اتاق عملو اماده کنن و بردنم سزارین … بقدری تجربم از طبیعی تلخ بود ک ‌حاضر بودم چند ماه نتونم با بخیه سزارین راه برم اما یک ساعت انقباض تحمل نکنم
تمومه کسایی ک طبیعی بودن بعدش بهم گفتن چون‌مصمم بودی نمیگفتیم چقدر وحشتناکه خوب شد طبیعی نشد
تجربم از سزارینی ک فوبیاشو داشتم عااااای بود در عرض یک هفته ب وزن قبل بارداریم‌رسیدم بخیمو‌سر یک هفته کشیدم و‌بعد از دوروز از جراحی خودم‌روپا بودمو کارامو میکردم
و بخاطر دردای طبیعی و ترسی ک تو‌جونم مونده بود افسردگی گرفتم متاسفانه 💔🥲
مامان آراد جون مامان آراد جون ۴ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....