۷ پاسخ

سخت نگیر عزیزم بچه تربیتش مهم تره ولی بزار بچگیشو بکنه .همه بچها همین جورن تمام این روزا میانو میرن کثیفی تمیز میشه ولی بچگی دیگه برنمیگرده .بهش سخت نگیر ولی آسونم نگیر عزیزم . بزار بریزه ولی خراب نکنه شکست بشکنه ولی به خودش آسیب نزنه دماغش کثیف بود اشکالی نداره وقتی خوابید بیدار شد یادش میره بعد بشین رو حوصله تمیزش کن . ن انقدری وا بده ک زورت بهش نرسه و خراب بشه تربیتش ن انقدری هم سخت بگیر ک بشه عقده و بعدا تلافی کنه

وای دقیقا کارای حامی 😭من اصلا صبرم زیاد نیست همش در حال جیغ کشیدنم البته دخترم بی تاثیر نیست دوسالگی یه طرف دختر کلاس اولی ام یه طرف دیگه خیلی کم آوردم.....

من تو خواب مجبورم بگیرم بیداری اصلا نمیزاره

تو تنها نیستی عزیزم هممون همینیم

واقعا تهش یه جمع کردنه دیگ بچه باید لذت ببره و روانشم سالمه از بچگیش هر چی بگی نکن نکن بدتر میشه منم صبرم زیاده زنداداشم میگه خیلی صبوری ولی این صبوریه نتیجه میده ولی بعضی وقتا هم دیگه ناچارنا سیم هام قاطی میکنه که اونم طبیعیه

پسرمنم نمیزاره من ناخوناشو بگیرم باید باباش بیاد😑

واقعا ب منم میگفتن دوقلوهات یکساله بشن راحت میشی دوساله بشن راحت میشی ولی سختر میشه ..مراقبت بیشتری احتیاج دارن .کنجکاون. حسادت هم میکنن.دعوا میکنن 🫠🥲😍بزرگتر بشن ک سختر میشن🥹

سوال های مرتبط

مامان ❀بنـد انگشتے❀ مامان ❀بنـد انگشتے❀ ۲ سالگی
آخر شب بچه خوابید نشستم به شوهرم میگم من تایمی برای خودم ندارم صبح تا شب با بچه تنهام
همشم باید بپزم بشورم بچه داری کنم این وسطا بچه گریه های شدید میکنه و منم کار دارم نمیتونم به موقع آرومش کنم و میترسم آسیب روحی ببینه بیشتر از هر چی وقتی میبینم محرومم از زمانی برای خودم حتی چند دقیقه بیشتر عصبانی میشم با اینکه باهاش بازی می‌کنم پارک میبرمش از پوشک دارم میگیرم که اصلا همکاری نمیکنه روزی هزار بار شلوار میشورم الانم عذاب وجدان دارم که دعواش کردم چون میخوام مادر بهتری باشم اگه یه تایمی برای خودم داشته باشم مثلا نیم ساعت در هفته بگیریش برم پیاده روی که آروم بشم بهتر مادری کنم رابطم ترمیم بشه
اصلا نگاهم نکرد وقتی حرف میزدم باهاش میگفت خب میگی چیکار کنم برو باشگاه میگم خب کی بچه رو نگه داره یه چیز بگو شدنی باشه وگرنه کافه و کلاس موسیقی هم میشه رفت هیچکدومم عیبی نداره ولی من میخوام تنها باشم
بعد سکووت میکنه هیچی نمیگه منم گفتم اگه کمکی نمیتونی بکنی بگو تا خودم یه فکری بکنم اما بعدا حق اظهار نظر نداری
مامان آنیل مامان آنیل ۲ سالگی
دخترم خیلی خسته می‌کنه واقعا گاها به خودم حق میدم که عصبانی بشم
از صبح که پا میشیم با همه چی کار داره صبحانه درست کردن تا غذا پختن و رابطه من و شوهرم سعی میکنم تو بعضی کارا که خطر نداره ازش کمک بخوام ،مای بی بیشو پدرمو در میاره تا عوض کنم ،موقع بیرون رفتن لباس میدم خودش بپوشه چون اگه من بپوشونم در میاره امروز اسنک پختیم باهام ولی می‌گفت باید چاقو هم بدی تا قارچ خورد کنم آنقدر توضیح دادم اون کشید من کشیدم خسته شدم باید غذاشو بدم خودش بکشه ، واقعا کوچک تمرین کارها گاها هر منم آدمم عجله دارم ، استرس دارم مهمونیه نمیشه یا براش خطرناکه هزار جور توضیح نمی‌فهمه آخرش مجبور میشم عصبی بشم موقع خواب گاها لگد می نه تو صورتم خودشم بازی می‌دونه واقعا خسته شدم الان جمعه می‌گفت من باید گوجه سیخ بزنم خب تا جایی که برام مقدور باشه اجازه میدم سفرو میدم دخترم بچینه ولی واقعا خانما خستم خسته و ناراحتم که سرش داد زدم امروز
چون واقعا دیگه نمی کشم
مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۲ سالگی
سلام خانما خواهشا راهنمایی کنین دیگه من رد دادم🤦🏻‍♀️
الان حدود دوهفته هست پسرم همش بهونه های الکی میگیره مثلا صبح بلند میشه گاهی اوقات با گریه هر چی میگم چی میخای فقط گریه بغلش کنم نازش کنم باهاش حرف بزنم بدتر میکنه جیع و گریه اش رو..باباش بنده خدا ۳ از سرکار میاد ناهار ک اولش نمیزاره بیارم با هزار ناز و ادا سفره رو پهن میکنم بعد گریه میکنه ک نخورین بابا نخوره مامان هم نخوره باید یواشکی شوهرم بخوره بره باز سرگرمش کنه که من بخورم🤦🏻‍♀️ یا خودش میگه بریم بیرون حاضر میشیم بریم میگه من نمیام ..حالا الانا دیگه مخم نمی‌کشه ب شوهرم میگم نمیاد ولش کن بیا ما بریم درو می‌بندیم میریم میگه منم میام خلاصه میبرمش اومدنی باز داستان داریم از خونه طرف باشیم نمیاد همین داستانا رو داریم تو ماشین هم بریم دور بزنیم بعد که میرسیم خونه میگه نمیام از ماشین نمیاد پایین من که حوصلم‌نمیکشه میرم خونه...باز شوهرم درماشینو میبنده خودش میره پشت ماشین که فک کنه کسی نیست بعد پسرم صدا میزنه بابا بابا ...که بیاد پایین....الانم بالشت و پتو وسط خونه میگه جمع نکن میگم باشه صبحونه آوردم بخورم از ساعت ۱۰ میگه تو نخور گفتم باشه حالا میخام جمع کنم گریه میکنه جمع نکن🤦🏻‍♀️بخدا دیگه صبرم تموم شده اصلا این بچه با اسباب بازی هاش بازی نمیکنه فقط دنبال منه🤦🏻‍♀️ دیروز اینقد دعواش کردم و حتی زدمش 😔 روانشناس اینستا دیدم میگه با یه جیز سرشو گرم کنین بخدا سرشو گرم میکنم یه لحظه برمیگرده باز یادش میاد گریه و جیغ که چرا مثلا فلان کارو کردی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️دیگه رد دادم ...چکار کنم بجه های شماهم همینن یا نه ؟