واسه اسم دخترم. من از اول که توی شکمم بود و جنسیتش معلوم نبود به دلم افتاده بود که دختره و رقیه صداش کردم ،با اون اسم باهاش صحبت کردم
هروقت سر اسم با شوهرم صحبت میکردیم اونم به این اسم راضی بود و میگفت باشه میزاریم رقیه و من خوشحال .
چند بار گفت که اگه نیمه شعبان به دنیا بیاد میزارم نرگس
منم چون مطمئن بودم شب نیمه شعبان یا روزش به دنیا نمیاد گفتم باشه ...
ولی
دخترم ۶ بهمن به دنیا اومد و خانواده همسرم چون علاقه منو نسبت به این اسم میدونستن نزاشتن شوهرم به حرفم کنه و رقیه بزاره
من خیلی ناراحت شدم و هستم
نمیتونم به اسمی که براش گذاشتن صداش کنم
وقتی بهش فکر میکنم واقعا ناراحت میشم قلبم درد میاد و ناخودآگاه اشکم جاری میشه مثل الان😭
یعنی وقتی بهش فکر میکنم میگم اذیتاش واسه من بود ، سختیاش واسه من بود ،درداش واسه من بود ولی یه اسم هم نزاشتن من بزارم
ازشون نمیگذرم
نرگس اسم قشنگیه ولی من نمیتونم بپذیرمش

۱۶ پاسخ

عزیزم درکت میکنم من خواب دیدم مهدی اسم بچمو خودمم دوس داشتم همسرم گف باشه تا اینکه خانوادش و دورو بریا چرت گفتن تا نزاشت و شد پوریا خیلی زور که تو ۹ماه نگه داری اسمشو واست خانواده همسر انتخاب کنن دیگ چیزی نگفتم سپردم خدا گفتم مهم نیتمه و بعدم گفتم پوریا به نیت پوریای ولی
نرگس هم اسم قشنگی عزیزم اسم مادر. حضرت مهدی پس ناراحت نباش

عزیزم به حکمت خدا دل بسپار شاید حکمتش این بوده نرگس خیییلی قشنگه صدا کردنی خیلی خوش آواس و اینکه بنظرم بچه رو دو اسمی نکن همون نرگس صداش بزن

ببین قشنگم من خودم محرد بودم چندبار خواب دیدم ک دختردارم و رقیه صداش میکنم الان ک ازدواج کردم شوهرم بشدت مخالف اسم عربیه
میدونم اگ مطرح کنم با مخالفت شدید روبرو میشم و هرگز نمیذارع و فقط حال خودم گرفته میشه و اوقاتم تلخ میشه و دلم میشکنه،پس تو دلم بیمه حضرت رقیه اش کردم و ان شاالله زیر سایه اش بچم سالم و صالح باشه
اسم نرگس هم اسم قشنگیه در کنارش بیمه حضرت رقیه اش کن و دلتو صاف کن عزیزم

به نظرم خودت صدا بزن رقیه

الانم بزار نشه عقده برات به خانواده‌ت هم بگو رقیه صدا بزنن
بخدا بچه به اونی که مادر انتخاب میکنه علاقه داره.
من مادرم برای من اسم نیکی دوسداشته بود اما عموم پیشنهاد داده بود مریم دیگه هیچ نگفته بود
خب به به نطرم نیکی قشنگتره

زنعموم برای بچه هاش اسم انتخاب کرده بود اونم اون زمان زووود ۳۰.. ۴۰ سال پیش
عموم رفته بود ثبت احوال یه چیز دیگه گذاشته بود
زنعموم به اسمی که خودش انتخاب کرد صدا میزنه
همه هم به همون که زنعموم صدا میزنه صدا میزنن

الانم رقیه صداش بزن
والله
بگو میخواستی حرفمو گوش کنی
بخدا بزرگ بشه اگه اسم رقیه رو دوسداشته باشه خودش میره عوضش میکنه

خب تو رقیقه صداش بزن من الان دو اسمم تو این شرایط بوده مامانم گفته بزارید حدیث پدربزرگم و زن عموم گفته زینب اونا گذاشتن زینب ولی مامانم حدیث صدام زده دیگ همه بهم میگن حدیث

خب رقیه صدا بزن.
من خیلی رقیه دوسداشتم شوهرم فاطمه
من میدونستم شوهرم فاطمه دوسداره میگفتم لااقل بزار فاطمه رقیه میگفت نه رقیه قدیمیه
گفتم خب فاطمه‌م تکراربه

ولی ته دلم رقیه خاتون دوسداشتم اما به زبان نیاورده بودم پیش هیچکس
بچه بچه منه هرجور صداش کنم گفتم بزاره فاطمه رقیه. رقیه خاتون صداش میزنم توودلم اینارو میگفتم واصلا فاطمه دوسنداشتم میگفتم فاطمه خیلی سنگینه.

دیگه بعداینکه گفتم فاطمه تکراریه ودیگه ادامه ندادم و هیچ بحثی نکردم اما دلم خیلی پر بود
یه دفعه روز آنومالی گفت اسمشو میزارم رقیه خاتون وای من از خوشحالی انقد بغلش کردم

رقیه صداش کن منم دلم می خواست بزارم باران که دختر بزرگم گفت پناه منم دلش نشکستم گذاشتم پناه 🩷 خودم گاهی باران صداش می کنم

غصه نخور عزیزم. به این فکر کن دخترت الحمدلله سالمه و یه اسمی داره که فردا میره مدرسه خوشحال و راضی هست. من اسم دخترم و ریحانه گذاشتم البته همسرم به اجبار انتخاب کرد ولی بازم میگم فردا که رفت مدرسه نگه این چه اسمی یه گذاشتین رو من. به این موضوع هم فکر کن. من تو کلاسم رقیه داشتم، می گفت خانم منو رقیه صدا نکن، تینا صدا بزن

عزیز دلم میدونم اسم رقیه عالیه اسم نرگس هم عالیه هروقت یچیز بخواست تو انجام نشد بزار به پای حکمتی که ما انسان ها نمیدونیم شاید یاد مادر امام زمان که بیوفتی دلت آروم میگیره ناز من

حق داری
منم الان سر بچه دومی میگم عباس
ولی چون شوهرم قبلا گفته مهدی گیر دادن ک باید مهدی باشه💔 دیگه شوهرمم کوتاه نمیاد
چقدر ازاردهندس این موضوع

خوب خودت رقیه صداش کنه بقیه تورو حساب نکردن توهم اونارو حساب نکن

خب تو اونی که دوست داری صداش کن خیلی ها هستن دو اسمین

عزیزمم نرگسم قشنگه. ناراحت نباش

سوال های مرتبط

مامان کنجد مامان کنجد ۴ ماهگی
خانوما دارم دیوونه میشم دیگه
اون از شوهرم که قرار بود اسم بچه رو امیرعلی بزاریم سرخود رفته به اسم علی گرفته( بعدا ازم معذرت خواهی کرد گفت به همه میگیم امیرعلی گرفتیم شناسنامه رو و امیرعلی صداش کنن)
اینم از خانواده شوهرم که هرچقد من و شوهرم میگیم امیرعلی هست اسم پسرمون باز علی صداش میکنن
امروز با مادرشوهرم رفتیم مهمونی اونجا همه به پسرم امیرعلی میگفتن این عمدا شروع کرد به علی صدا زدن، میدونه من ناراحت میشم چقد حرص و جوش خوردم اون اوایل زایمانم سر اسم، باز عمدا علی صدا میزنه
تو ماشین هم پیش شوهرم بهش گفتم مامان اسم پسر ما امیرعلی هست چرا هی اونجا علی صداش میزدین؟ عمدا جواب نداد و خودشو زد به کری
میخواست بگه که ینی تو رو آدم حساب نمیکنیم
چون اون اوایل یه بار از شوهرم پرسیده بود شوهرم می‌گفت از اسم علی خوشم میاد (به گفته شوهرم) ولی اینم بگم از اول ازدواجمون شوهرم میگفت پسردار بشم امیرعلی میزارم، یکی دو ماه مونده به زایمان نظرش عوض شده بود یکم ، می‌گفت علی. نذر کردم و....
روز زایمان هم که اومد ملاقات گفت چرا به همه گفتی امیرعلی (اون شب مونده بود خونه مامانش) برا همین میگم نکنه مامانش رو مخش کار کرده
مامان Nini🩷 مامان Nini🩷 ۳ ماهگی
مامان آقا مبین🥊💥 مامان آقا مبین🥊💥 ۲ ماهگی
داستان بارداری پارت (شانزدهم)

خب من دوست داشتم اسمی ک انتخاب می‌کنم ایرانی باشه من خیلی انتخاب اسم برام مهم بود چون دوست داشتم اسمی ک میزارم اسمی خوش آوا با معنی قشنگ و مثبت باشه تکراری و جدیدش برام مهم نبود کلی توی اسما میگشتم اسم ویهان یا ایهان پیشم قشنگ بود شوهرم میگفت ن اینایی ک آخرشون هان داره دوس ندارم حس دخترونه میشه (البته توهین نباشه سلیقه ایه) گفتم باشه بعد اسمای مث ایلیا الیاس دوس داشتم چون هم به علی می‌آمد هم قشنگ بود وقتی رفتم راجبشون تحقیق کردم دیدم ریشش برمیگرده ب دین یهود انگار پیامبران یا نوادگان یهودی بودن پس بیخیالشون شدم

بعد گذشت تا یهویی اسم کوروش رو دیدم از نظرم قشنگ بود اسم پادشاه بود اویل زیاد بهش توجه نمیکردم ولی توی گذینه هام بود
بعد نشسته بودم یشب دلم گرفته بود یه لالایی بود ک خیلییی دوسش داشتم همیشه هر وقت دلم می‌گرفت بهش گوش میدادم لالایی این بود
وقتی ک ظلمت میکشه رو صورت خورشید نقاب
پلک هاتو روی هم بزار دنیای من آروم بخواب
فردا اگه مال تو بود خورشیدکم آزاد بتاب
شب میگذره غمیگن نباش دنیای من آروم بخواب
مامان حامی مامان حامی ۵ ماهگی
توهم زدم خدای نکرده چشم بچه ام خراب شده بنظرتون تاثیر بی احترامی بود که به اسم انتخابی پدرشوهرم کردم ؟
من نذر داشتم یه اسمی بزارم روش بعد پدرشوهرم همین که دنیا اومد گفت هر چی من بگم باید بزارید
خیلی تلاش کردم نشد اونم گیر داده بود باید بزارید مجتبی گاهی هم میگفت محمد جواد
دیگه من با شوهرم حرف زدم گفتم باشه بابات بزاره ولی اصلا مجابی و جواد رو قبول نمیکنم
شوهرمم چند هفته تلاش کرد آخرش دیگه محمد خالی میگفت میزارم که باباش یکم قبول کرد گفت بزارید محمد طاها
من میگفتم محمد با یه اسم جدید بزاریم نه طاها
بعد غروب به شوهرم گفتم خوشم نمیاد و فلان اونم گفت لجمو در بیاری میرم مجتبی میزارم اسمشو همینو باید قبول کنی
بعد که رفت من هی غر پمیزدم که طاها هم شد اسم و از این چیزا
که رفتم سراغ بچه خدا شاهده یه چشمش خیلی یجوری دیده شد طوسی شده بود جای رنگیش مردمکش هم انگار مستطیل مانند شده بود
فکر کردم ناخن زده اینجوری شده بعد هر چقدر نگاه کردم دیدم چشمش عادیه
بنظر شما قبول کنم همون محمد طاها بزارم؟قشنگه مگه؟
مامانم میگه لجشو درنیار میره مجتبی میگیره بدبخت میشی