۵ پاسخ

سلام منم اینجوریه نمیدونم دیگه چکار کنه

با شعر نقاشی داستان حتی از خودت بساز گلم بگو کم گم یاد میگیره

داداش من اینجوری بود واییییییییییی یکبار نصف شب تموم شده بود نمی‌کرد ک با مشما الکی ی جور درست کردیم می‌ترسید شدیدددددددد ولی رفته رفته خوب شد بردیم دستشویی آشنا شد گول بزن با آب بازی عذر سمت چاه نباش ک ببینه بترسه

آخی عزیزم😂چقدر گناه دارن این بچه کوچولوها.
من یبار یچیزی خونده بودم که میگفت به این خاطر میترسن چون فکر میکنن دارن جزوی از بدنشون رو از دست میدن. راهکارش یادم نمیاد چی بود اما میدونم علتش این بود بنظرم جوری بهش توضیح بده که اگه پی پی تو شکم بمونه خطرناکه و باعث میشه مریض بشه و این حرفا چندتا نقاشی هم بکش که بچه شکمش درد میکنه یا عکس پیدا کن(بچه ها با نقاشی بهتر کنار میان میتونی بری عکس رو پرینت هم بگیری)

با خودت ببرش،دستشویی تا ببینه براش،جایزه بخر انیمیشن های دستشویی رفتن رو بزار براش داستان براش تعریف کن بگو پی پی کوچولو میخواد بره پیش مامانش

سوال های مرتبط