چرا هرچی میریم جلو این بچه داری سخت‌تر و پرچالشتر میشه🤐 😪
مهتا نمیدونم ترسیده یا بخاطر چیه خونه هیچچچکس بند نمیشه تو هیچ جمعی نمیاد جایی میریم میچسبه بهم و گریه میکنه میگه بریم ظهر رفتیم باغ پدرشوهرم کس غریبه هم نبوده فقط میگف بغلم کن و گریه میکرد دیشبم خونشون رفتیم همینطور یه سره گریه کرد مجبور شدم برگشتم..
ناگفته نمونه مادرشوهرم فیبروز ابرو کرده یکم پهن شده ابروش خارشوورم شب اول که اومده به مهتا نشون داده گفته ببین چجوری شده مامان جون اینم خیلی نگاه کرده یهو گریه کرده خیلی که شوهرم آوردش خونه
ولی خب مهتا قبلا هم یه مدته خونه کس دیگم میرفتیم میچسبید بهم ولی انقد گریه و اذیت نمیکرد
خونه مامانمم اومدم ببرمش از ماشین پیاده نمیشد و گریه میکرد که بریم خونه💔 😢

ظهر اومدم خونه انقد فشار بود روم کلی گریه کردم، مهتام افتاده بود رو لج و یه سره گریههه سر هر چیزی منم باید غذا میپختم اینم نمیذاشت پریودم هستم.. گرفتم زدمش و انقد داااد زدم صدام درنمیاد
دفه اولی بود که انقد خشمگین شدم تو عمرم نمیتونم این وضع رو تحمل کنم نمیدونم چیکار باید بکنم من از اول بیرون زیاد بردمش وقتی بچه یا کسی میدیدم جلو مهتا باهاش خیلی حرف میزنم که ببینه ارتباط گرفتنو و...
الان هم پشیمونم هم حس بد دارم هم سردرگمم و... 🤦🏻‍♀️ 😮‍💨

۵ پاسخ

وای چقدر بده پسر منم اینجوریه منم کلافه شدم ...اصلا نمیفهمم چکارکنم ..همش گریه میکنه .الکی نق میزنه ...جایی میرم دقیقا اصلا نمیذاره از در برم داخل خونه ی کسی ..از همون اول جیغ میزنه تا آخرش..یه روز رفتم روستا مادر بزرگم از صبح رفتم همون اول جیغ وگریه ..تا عصر گریه کرد ..دیگه رفتم توماشین نشستم دیگه گریه نمی‌کرد. اشک منم در آورد...

حالا پسر من از اون ور بوم افتاده
ولش کنی تا کابینت های صاحب خونه رو میگرده

غصه نخور خواهر هممون یه دردی داری بچه ها هرچی بزرگتر میشن اذیت وغصه دادن هاشونم بزرگتر میشه من پسرم برعکس دختر شماس هرگونه ای میبرمش نمیاد گریه میکنه میگه بمونیم اصلا خونه نمیا با گریه میارمش

چقدر اینجوری سخته امیدوارم زود از این حالت در بیاد

درکت میکنم عزیزم منم خسته ترینم
پسرمو از شیر گرفتم شیر خشک میخورد
از اول همیشه بد غذا بود روزی یک وعده غذا به زور میخوره اونم نه غذای دریت و حسابی تخم مرغ یا سیب زمینی نهایتا پلو سفید
الان همونم نمیخوره اینقد روحیه ام خرابه که نگم برات سر هر چیزی اشکم در میاد
پسرم بهونه گیر شده الکی نق میزنه میدونم واسه اینه که تو ترک شیر هست
ولی خیلی خسته ام اعصابم دیگه نمیکشه 😭

سوال های مرتبط

مامان S A M Y A R مامان S A M Y A R ۲ سالگی
مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
یه چیزی تعریف کنم بخندید.

پریروز یارا رو مامتنم برد با خودش خوپه خاله م (یارا اونارو خیبی دوس داره) ما هم با مادذشوهرم رفتیم براش موبابل نو خریدیم برگشتنی یارا رو برداریم ک بچه خودشو کشن هلاک کرد که نمیام و‌شبو مونده خونه مادرم.

دیروز ظهر هم یارا رو‌ خواستیم برگردونیم خونه ک باز گریه و جیغ خودشو هلاک کرد ک نمیام. راستش دلم شکست و ناراحت شدم اول خواستم الکی ادای گیه دربیارم واقعا گریه‌م گرفت و گریه کردم.

مادرشوهرم بیرون بود بعدا اومد چشمای قرمز منو دید هی اصرار ک چی شده. هرچی منو و شوهرم گفتیم بخاطر گریه یارا گریه کردم باورش نشد.
اول فکر کردم ناراحته ک منو یارا گریه کردیم؛
که چند دیقه بعد منو کشیده تو آشپزخونه میگه تورو خدا اینجور وقتا گریه نکن بچه م (همسرم) فک میکنه دستش اونجوری شده تو گریه میکنی

من 😐
دستش😐
شوهرم 😐
یارا 🖕

😂😂😂
کدومتون به چیزی ک تو ذهن مادرشوهرم بود فمر کرده بودید؟





نتیجه : الهی مادر آدم تا آخر عمرمون زنده بمونه که هیشکی مارو اندازه مادرمون دوست نداره...🥺
مامان مهتا کوچولو🌙🐣 مامان مهتا کوچولو🌙🐣 ۲ سالگی
خانمایی که بچتون همسن دختر منه اخلاقشون چجوری شده؟؟
دختر من چن روزه باز موقع تعویض پوشک از دسشویی که میایم دیگه نه پوشک میشه نه شلوار بیشتر از دو بارم اصرار کنم یا بخام از اتاق بیام بیرون یه جیغایی میزنه و گریهایی میکنه.. میگم باشه پوشک و شلوار پا نکن
یه سره جیغ و گریه میکنه میگه بیا میرم اتاق میگه نهه برو رفتن رو مبل دراز کشیدم انننقدر جیغ و گریه کرد اومد بیرون ینی شدیدااا بیس دیقه ولش کردم دیدم آروم نمیشه نمیذاشت برمم پیشش عصبی شدم زدمش باز همچنان جیغ و گریه... هرچیم میگم پاشو آماده شیم بریم بیرون پارک فروشگاه و.. باز جیغ میزنه و میگه نههه دهنش خشک شده بود از صبحم فقط چنتا لقمه نون پنیر خورده بود گفتم بیا غذا بخوریم بازم جیغ و گریه..
اومدم گرفتمش گفتم اگه آروم نگیری میندازمت بیرون از خونه بغلش کردم گذاشتمش پشت در بلکه آروم بگیره هی باهاش حرف زدم دیدم فایده نداره آوردمش تو یکم که تن صداش آرومتر شد بغلش کردم و بوسش کردم و ناز و... دیگه گفتم ببین خسته شدی گشنتم شده میخای بریم تو ماشین غذا بخوری کم کم آروم گرفت غذاشم یکم خورد رفتیم دور بزنیم خابید تو ماشین

انقدررر پشیمونم که زدمش و انداختمش تو ایوون و.. از طرفی نمیدونم این مواقع چیکار کنم😪 هیچی جواب نمیده نه بغل و نوازش نه بی محلی نه سرزنش و...

بچهای شمام اینجورین
روزی دو سه بار سر یه موضوعی و پوشک این بساطه اعصاب نمونده برام

فرزندپروری، پوشک