۷ پاسخ

من تا الآن چند بار معاینه م کردم انقد داد زدم خودمو جمع کردم که نگو خیلیییی درد داره

من که سزارین بودم هیچیش اذیتم نکرد فقط سردردبعدش پدرمو دراورد بطوریکه بیمارستان بستری شدم دگزامتازون زدن برام تا اون سردردای کوفتی رفت فقط بخاطر این بود بعد زایمان نباید تا۸ ساعت سرمو تکون میدادم که متاسفانه تکون دادم من هیچی از دردبخیه و ۷ لایه شکمم پاره شد هیچ دردنفهمیدم سردردش آسیم کرده بود اروم و یرارنداشتم چشمام داشت درمیومد بخلطر اون آمپول کوفتی

منم اصلا از زایمان و این حرفا نمیترسیدم وقتی هم تو خونه کیسه آبم پاره شد هیچ نترسیدم با آرامش کامل رفتم بیمارستان اما امان از وقتی دردا شروع شد و به اوج خودش رسید دکترو واگذار میکردم به دستای حضرت عباس😂😂😂😂
به خدا داشتم میمردم دوبار غش کردم منو بهوش اوردن بچه سرش اومده بود بیرون تنش مونده بود وایییی که مرگ و به چشم دیدم آخرشم با اسم حضرت عباس زور آخرو زدم بچه انگاری پرت شد بیرون الان به شدت از زایمان میترسم شوهرم الان میگه یکی دیگه میخوام بهش میگم غلط کردی فقط جلو چشام خفه شو ولی نمیدونم چرا میخنده😕😒

من دیگه عمرا بزام

من خیلی زایمان برام سخت بود ولی درداشو یادم نیس انگار😂😂

طبیعی بود یا سزارین
اگه طبیعی بود بگو معاینشون چیبوده و چجوری بوده😕

من درداشو دوس دارم بخدا دلمم بری درداش تنگ شده فقط بخیه بعدا که میان میبینن بخدا خودمو توی دستشویی بیمارستان مخفی کردم یکی دوبار😂😂😂😂دیگه فوری گفتم مرخص بشم برگردم خونه

سوال های مرتبط