۲۳ پاسخ

اوخی دو تا قنددد😍🧿

عربزم بچه هات راه میرن در چ مرحله ای هستن

ما با یکی نمیرسیم چیزی بخوریم شما ک‌ دوتاس سخت تره

عزیزدلم خداقوت واقعا سخته ❤

خدا دو عدد قند خدا حفظشون کنه خدا قوت گلم❤️😍❤️😍❤️

واقعا خدا قوت من با یه دونه داغونم دیگه شما که دوتا داری، انشالله تنشون سالم باشه همه بچه ها

حقیقتش تغذیه من از ساعت ۱۱ به بعد شروع میشه مدااااام سر یخچال و کابیناتم🫠😄 الان یکسال بیشتره که با آرامش نمیتونم غذا بخورم. بنظرم آدم وقتی شیر خودش رو هم میده بیشتر اشتها داره. انقد میخورم ولی همه رو میسوزونم

ای جانم
مث دوقلوهای من اصلا هم شبیه هم نیستن😅😍

خدا قوت 🥹❤️

خیلی سخته و خیلی هم شیرین خداروشکر

خیلی خیلیییی سخته👍🥺

الهی ناهمسانن

ای خدا جیگر طلاها

در حالی که خسته ترینی بازم خوشحالی و گله ای نداری..افرین بهت❤️

چقد حس میکنم تو مامان تر از ماهایی🥲🥰
و حس خوب ازت میگیرم

خدا حفظشون کنه برات 🫶🏻😍
منممممم همین مشکلو دارم 🤧😅
در طول روز اینقد خسته میشم الان پسرم یاد گرفته یا میره رو مبل یا رو میز ، یسره در حال خرابکاریه باید بیشتر حواسم بهش باشه
هر کاری میکنه دخترمم از پشت سرش میره انجام میده 🫠
این عکس 11 ماهگیشونه؟ چند کیلو هستن

بچه های من سرما خوردن امروز بردم مطب به نظر خودم وزنشون کمه، دیگه نمیدونم چیکار کنم وزن بگیرن 🥲

منم الان دارم شام دوشب پیش رومیخورم از دیشب گرسنه فقط تنقلات تونسم بخورم عجله ای اونم

منم دوتا شیر ب شیر دارم..پدرمو دراوردن....یکیشون الان خابید...اون یکی انگار دوپینگ کرده😬😮‍💨

موهای اون یکی قل از اول پر بود منم موهای یکیش پر بود ولی همین پوسته ها رو سرشون میزنه رو کندم موهاش کم پشته الان چون همراه پوسته ها موهم کنده میشد

وااااییییی قشنگ درکت میکنم
من با وجود یدونه یک عدد پاره هستم🙋😂
دوتا باشه ک ماشالله ادم واقعا نابود میشه دیگه
خدا قوت بهت عزیزم❤

او خدااااا
ماشاالله بهشون خدا قوت❤️
باهم بازی هم میکنن؟

ای جان خداحفظشون کنه
اینم یه دورانی بالاخره میگذره الان پسر من یکم اذیتش کم شده

والا من از پس یکی برنمیام همش باید بدوم دنبالش جلو ذسشویی حمام آشپزخونه😬😬😬خدا قوت

سوال های مرتبط

مامان علی اصغر مامان علی اصغر ۲ سالگی
سلام..خب تاپیک قبلیم عکس قبل و بعد لاغریمو گذاشتم ..همه گفتین بگم چیکار کردم..الان کامل براتون توضیح میدم..
من چیزیو حذف نکردم..فقط ب اندازه و ب موقع میخورم..مثلا قبلا چیپس و پفک هر هفته می‌خوردم الان شده ماهی یه بار..یا بستنی و سه روز تو هفته می‌خوردم الان شده ده روز یه بار..
آب زیاد میخورم ..دو لیوان آب ولرم ناشتا...نیم ساعت قبل ناهار و شام دو لیوان آب میخورم...قبل اینکه ناهار یا شام بخورم حتما سالاد میخورم..اگ سالاد نباشه اسفناج پخته با کرفس پخته..وعدهامو ب پنج وعده تقسیم کردم..صبحانه..میان وعده..ناهار و عصرانه و شام..ببین این وعده ها ب جز آب و دمنوش چیزی نمی‌خورم فقط این پنج وعده رو میخورم ...بینشون تقریبا دو نیم تا سه ساعت فاصلست،ساعت 8 شب شام میخورم دیگ بعدش چیزی نمی‌خورم حتی میوه..تا روز بعد ساعت 8 صبحونه میخورم..ک میشه فستینگ 12 ساعته...یک روز درمیون فستینگ 14 ساعته میرم..تو بازه فست مایعات زیاد میخورم..هر ساعت یک لیوان آب میخورم و دمنوش..
دمنوش میخک و دارچین..چای سبز و زنجبیل ..برای کاهش اشتها خوبه روزی یک لیوان مجازید ب خوردن اونم عصر یا صبح..برای کاهش میل ب شیرینی قرص جوشان منیزیوم ب 6 با دانه چیا رو میریزم تو یه لیوان آب صبح یا عصر ک ولع ب شیرینی دارم میخورم..خیلی تاثیر داره..
پروتیین زیاد مصرف میکنم..صبحونه بجای کره خامه مربا..کره بادوم زمینی یا تخم مرغ..یا املت میخورم..
در هفته 4تا 3 روز برنج میخورم ک اونم فقط تو وعده ناهاره...روغن خیلی کم مصرف میکنم..بعدشم جوری میخورم ک حس گشنگی نداشته باشم در حد ترکیدن نمی‌خورم😂بعدشم برنج و با روغن خیلی خیلی کم درس کنید اینجوری چاق کننده نیس من بدون روغن درست میکنم..غذای سرخ کردنی
مامان هرچی خدابخواد۲ مامان هرچی خدابخواد۲ ۱۷ ماهگی
خب خب باز شب شدو من موندم و تنهاییی و سکوت خونه 🥹و گلپسرای که خوابیدن🙃تا مامانشون با خیال راحت یه چای بخوره😅یکم بیاد گهواره🥴😎
میگم بیاین از جای خواب بچه هاتون بگید .کی دوست دارید جدا کنید ؟یا اصلا جدا نمیکیند ؟
من جفت پسر بزرگما چون از ۶ ماهگی دیکه شیر شب رو قطع کردن خودشون(شیر خشکی بودن)🥴خیلی راحت توی اتاق خواب میخوابیدن و راحتم جدا شدن تا ۸ صبح که من میرفتم پیششون😍
حالا این پسرمم از ۴ ماهگی شیر شبش که قطع کرد .من جای خوابشم مشخص کردم یعنی یه جوارییی اتاق خودمونو مختص این آقا کردم .الان ۶ ماهه پسر من هیچ جای خونه به جز داخل اتاق ما راحت نمیخابه🤷‍♀️
ده شب نزدیک ۱۵ شب راحت خوابید و خیالم راحت بود .اما متاسفانه یکدفعه ای توی یه ماه دوسه بار مریض شد و مجبور شدیم کنارش بخوابیم تااااا ۳ شب پیش🤕
الان خداروشکر باز خودش میخابه.اصلا به من وابسته نیس .چون حتی روزا هم که شده نیم ساعت یا چند ساعت بخوابه .بدون من داخل اتاق میخابید .واسه همون عادت کرده به تنهایی خوابیدن😘
اها اینم بگم .من بیشتر وقتا تا ساعت ۳ یا ۴ یا حتی ۵ هم خوابم نمیبره🤦‍♀️🤦‍♀️هواسم هست به بچه .واینکه دوربین داره داخل اتاقا روی یه گوشی دیگه وصله و تکون بخوره یا صداش در بیاد کامل میفهمیم😍😘
فقط اینو بگم شاید با خودتون بگید چقد بی رحمی و سنگ دل
ولی خداشاهده من از رو تجربه که بچه هامو جدا کردم خیلی راحت تر با یه سری چیزا کنار اومدیم .هم بچه هام الان جای مشخص دارن و اعتماد به نفس به شدت بالایی دارن و میدونن کنار پدرو مادر جای خواب اونا نیس.هم خودمو همسرم همه جوره راحتیم و استرس اینو نداریم که بچه ها بیدارن 🥴🤦‍♀️
مامان مانیاد مامان مانیاد ۱۴ ماهگی
پارسال در چنین شبی درست حوالی همین ساعت ها یه موجود زنده ۲۸۰۰گرمی که ناتوان ترین موجود دنیا بود و در همه چی به من وابسته بود رو در آغوش کشیدم و من شدم یک عاشق همیشه نگران به نام "مادر".تا قبل ازون هیچ تصوری از مادر بودن نداشتم و از همون لحظه درس های جدید زندگی شروع شد .انگار که اون موجود اومد تا علاوه بر فرصت زیستن ؛من رو هم در تکامل زندگی یاری کنه.توی این یکسال یاد گرفتم که باید صبورتر باشم.یادگرفتم که بارها و بارها برای رسیدن به خواسته ام زمین بخورم و از نو بلند شم.فهمیدم که دنیا در عین جدی بودن خیلی پوچه.فهمیدم فاصله بین سلامتی و مریضی خیلی کوتاهه و باید شکرگزار باشم.یادگرفتم چجور بعد از شب بیداری و دوندگی و خستگی و بغض و گریه؛ لبخندم رو نثار زندگی و موجود کوچولوم کنم و به صبح سلام کنم.
انگار دارم زندگی رو مجدد زندگی میکنم اما اینبار آگاه تر و محتاط تر چون که جز خودم مسئول زندگی موجود دیگه ای هم هستم.
باهمه استرس ها و خستگی ها و لبخند ها و گاهی کم آوردن ها و غر زدن ها الان میدونم که من عاشق "مادر " بودنم.عاشق زندگی ام.توی سال دوم تصمیم دارم در کنار موجود کوچولوم که الان توانمندتر شده و داره مستقل تر میشه بیشتر از سال قبل برای خودم وقت بذارم.بیشتر خودم باشم تا بتونم با کیفیت تر از قبل مادری کنم.خدارو بابت هدیه قشنگش شاکرم و امیدوارم این حس ناب رو هرکسی که آرزوش رو داره تجربه کنه
تولدت مبارک کوچولوی من👼امیدوارم دنیا برای تو و هم نسل هات جای قشنگترین باشه عشق مادر❤️
مامان کوچولو بچه🧸 مامان کوچولو بچه🧸 ۲ سالگی
به وقت یک سالگی 🩵🩵
پسر کوچولوم چند روز مونده به تولد یکسالگیت
یک سالی که هم سخت بود هم شیرین من با هر بار مادر شدن قوی تر شدم
با وجود شما ها چیزهایی تو خودم پیدا کردم که هیچ وقت فک نمیکردم بتونم انقد راحت تحمل شون کنم باهاشون کنار بیام
یک سال گذشت و تو وروجک خونمون با این که کوچولو ترین عضو خونه بودی ولی خیلی چیزها را بهم یاد دادی
یاد دادی میشه تو اوج گریه خندید میشه میشه حواست به همه چیز بود میشه عشق داد با یه لبخند خستگی از تن خسته بیرون کرد
از کجا با تو بودن بگم پسر گلم وقتی میبینی آجی ناراحت هر جا خونه باشی خودت بهش می رسونی سرت میذاری رو پاهاش یا از اون چشمک زدن هات که دل همه مون ضعف میره باهاش 😋😋😋
جانان مادر تو برایم طعمی دیگر می‌دهی ،تو همان شکوفه های بهاری ،تو همان شربت خنک وسط تابستانی ،تو همان لذت راه رفتن روی برگ های پاییزی که صدای خش خشش آرامت می‌کند، تو همان قهوه وسط سرمای زمستانی ، همان آخيش بعد از خستگی کاری ،تو همان لذت شیرینی که نمی شود بت هیچ چیز معامله کرد ....
یک سال گذشت یک سالی که دیگر هیچ وقت تو به آن روزهایش برنمیگردی روزهایی که نمی دانم برایت مادر خوبی بودم یا نه اما تمام تلاشم را کردم تا در آغوشم باشی تا حس بودنم آرامت کند و تو لحظه ای نترسی 💓💓💓💓
آرام مادر می خواهم بدانی هر لحظه خدا را شکر میکنم برای بودن تو و خواهرت می خواهم بدانی شما تمام امید من و‌بابا هستید 👨‍👩‍👧‍👦
شکر برای بودن شما 🩷🩵🩷🩵
الان که برایت می نویسم تو کنارمی و میون اون همه اسباب بازی ،،برس مو برداشتی داری بازی میکنی جوجه کوچولوم 😅😅😅
اولین هدیه آجی وقتی فهمید داری میای کنارمون 🩷🩵🩷🩵