دقیقا این ساعت از شب با صدای گریه الیسا از خواب پریدم
چه خوب که بیدارم کرد وگرنه نمیدونم چه اتفاقی پیش روم بود
دست زدم بهش دیدم بچه داره توی تب میسوزه سریع بغلش کردم بردم تبشو گرفتم ۳۹ بود شیرش دادم پاراکید دادم خوابید دیگ چراغارو روشن کردم مطمئن بودم تا صبح باید کشیک بدم بالا سرش 🤕
نمیدونم شانس چی شد رفتم پانیسا رو چک بکنم دیدم اون بچم هم توی تب داره میسوزه 🤦‍♂️
اون دیگ تبش ۳۹ و ۸ بود🥲
خلاصه با شوهرم نوبتی پاشویه کردیم شیر دادیم آب دادیم دارو دادیم نصف شبی آب سیب گرفتیم الان خوابن جفت تبشون هم اومده پایین اما مادری که مطمئنم تا صبح نمیتونه از استرس یک دقیقه هم بخوابه 🫠
آنقدر دقیق مریض شدن با همدیگه آخه 😩💔
خلاصه وسط اسباب کشی قراره با دوتا بچه مریض دهنم سرویس بشه 😫
آها در ضمن جفت بچه هارو آوردم توی تخت پیش خودم پدر گرامی هم پرت کردیم پایین تخت 😂
ای کاش واقعا هیچ بچه ای مریض نشه🙂




بارداری زایمان آنومالی فرزند پروری دختر

تصویر
۸ پاسخ

عزیزم الهی شکر که بیدار شدی منم که خوابم سنگینه و کم امکان داره اتفاقی بیدار بشه ی روز دم دمای صبح ی لحظه بیدار شدم دیدم پسرم ناله می کنه دست زدم دیدم تبش خیلی بالاست خدا خودش مواظب این فرشته ها هست

انشاالله ک زودی خوب بشن گلی😍🥰

چقدر رنگ اتاقت خوب ارامشبخشه
انشالله ک‌زودتر خوب بشن قبل اساسکشی

من از تب خیلی میترسم انشاله ک تا صبح بهتر بشن منو دخترم همیشه باهم میخوابیم ولش پدر گرامی رو خخخخخ

انشالله تا صبح خوب یشن ولی نشدن حتما ببر دکتر کع بعدا اذیت نکنن
همه میگیرن این ویروس زو

ابشالله تا صب خوب میشن و سبکه مربضیشون

دقیقادرکت میکنم من هی حس کردم ک دخترم داغه سر شب پروفن دادم بعدگفتم شاید ازهوای خونه اس حالا هی توخواب گریه وناله میکرد پاشدم دیدم تب داره دارم پاشویه میکنم و سربت دادم تا فردا ببرم دکتر

اره واقعا مخصوصا تب که من خیلی ازش میترسم

سوال های مرتبط

مامان پانیساوالیسا🧸 مامان پانیساوالیسا🧸 ۲ سالگی
سلاممم❤️
حال احوالات 😁
من که امروز از صبح مهمون هی داشتمم🙂‍↕️
من عاشق مهمونم ولی خیلی زحمت داره اونم با دوتا بچه کوچیک
امروز یکی از مهمونامون گفت سارا چطوری همش خونت تمیزه
مبلات روشن بدون کاور تمیز قالیات روشنن🥴
راستش اونموقع خندیدم و گفتم مراقبم دیگ هی مدام حواسم به بچه هاست 🫠
حقیقتا بیست چاری توی این وضعم جارو و قالی شور 😩😒
الیسا هم امروز چهار دست و پا رفت و رسما ریخت پاش اونم شروع شد🙂
مهمون سر زده هم داشتم برای نهار هول هولکی نهارم هم پختم این وسط مسطا
الان مهمونامون که رفتن اول آشپزخونه برق انداختم بعد پذیرایی و دستشویی شستم همسر هم بچه ها رو خوابوند اتاقا رو تمیز کردم عود روشن کردم توی خونه و جارو هم کشیدم فردام لکه گیری شد با جارو😎
الان مونده من و یه کوه ظرف قرار بود کلثوم جان (ماشین ظرفشویی ) زحمتشونو بکشه که تیر خوردم دیدم قرص تموم شده😒😩
چرا کار خونه تمومی ندارههه🤕
تازه امروز پانیسا هم از اون دنده چپ پاشده بودااا🥴🤦‍♂️
شما چه خبرااا؟!
فرشا روشن ترن رو به سفیدی میرن نمیدونم چرا تیره افتاد🥲




بارداری زایمان آنومالی فرزند پروری طبیعی سزارین پوشک شیرخشک انومالی بارداری زایمان آنومالی زاییدم زاییدی زاییدیم...
مامان پانیساوالیسا🧸 مامان پانیساوالیسا🧸 ۲ سالگی
مامان گوجه سبز مامان گوجه سبز ۲ سالگی
امشب چه شب بدی بود من صبح بعد دو ماه اومدم دوباره شیر گاو تست کنم ببینم بهش شاید بسازه این دفعه ،بهش صبح شیر دادم امشب شوهرم سرکار بود گفتم پاشم تا میاد دو استکان واکتز بزنم واکتز ریختم داخل نلعبکی،گوشیم زنگ خورد لیوان گذاشتم تو همون ظرف که تمیز بشه برم جواب بدم یه دقیقه صحبت کردم رومو برگردونم دیدم دخترم لیوان داخل واکتز کرده دهنش ولی نلعبکی دست نخورده بود سریع از دهنش گرفتم و چیزی تو لیوان نبود ولی همون دقیقه آورد بکم بالا بعد انقدر ترسیدم بهش شیر دادم خودش هم ترسیده بود نمیخورد شیر دهان باز نمیکرد با سرنگ دادم سریع هر چی خورده بود آورد بالا حالا نمیدونم واکتز خورده یا نه یا شاید یه قطره خورده باشه سریه زنگ ز دم اورژانس گفت اگه خون تو استفراغ نباشه یا گریه وجیغ نزنه مشکلی نیست ولی میخوای باز به دکتر نشون بده حالا شوهرم خسته اومد خونه بگذریم که با مادرشوهرم با ترس بهش گفتم خسته بود دیگه گند شد حالا دخترم از اون موقع خیلی خوب بود نه گریه نه هیچی اما نمیدونم ترسیده یا شاید جایش میسوزه شام نخورد شیر خم نخورد شیر میبینه فرار میکنه کیک هم یکم گذاشت دهانش نتونست بخوره به شوهرم گفتم ببریم دکتر گفت نه احتمالا نخورده وگرنه آروم نبود با خودش بازی نمیاد اینم بگم موقع خوابیدن یکم نق نق میکرد حالا نمیدونم از همون شیر که صبح تست کردم یا قضیه شب چون دوماه قبل شیر گاو دادم شبش خیلی اذیت کرد دیگه امشب استا دادم راحت بخوابه اما خیلی میترسم اگه فردا هم این بچه هیچی نخوره یا گریه کنه یا هر چیزی شوهرم پدر درمیاره فقط دارم امام ها صدا میزنم به خیر بگذره هم بچه زجر نکشه هم شوهر احمق دیوانه نشه همیشه حواسم به همه چی بود امروز نمیدونم چرا غافل شدم 😭😭😭😭😭😭