۷ پاسخ

کارش که خوب نیست، کار شما سخت میشه
خیلی مهمه بفهمه غریبه ها غریبه هستن، نمی‌دونم این راه حل حساب میشه یا نه :
من به دخترم یاد دادم غریبه ها خانم آقا
عمو دایی عمه مشخص
بقیه مثل شوهر عمه اسم داره آقا محمد، بابای فلانی
دوستامون میبینه عمو دایی نیستن آقای مهربون
خانم
خانم مهربون
مامانه فلانی
فلانی جون

افراد بیرون کار میکنن رستوران ،رفتگر نگاهش میکنن خانم یا آقای زحمتکش

حس میکنم با این کار مرز مشخص شده خودبخود
می‌فهمه غریبه ها کی هستن و با اونا بازی نداریم....اجازه نداریم... توی کارگاه مادر و کودک هم معلمش مریم جون

فککنم دومی برامنم پیش بیاد

آره صد درصد بخاطر اونه آوام با خواهر زادم بازی میکنه ۱۰ سالشه بعد هر پسر بچه ی اون اندازه ببینه قشنگ باهاش اوخت میگیره و بازی میکنه .هی براش قصه بگو بهش ک نباید با غریبه ها حرف بزنی و فلان

هنوز پستونک میدی؟؟؟

عزیزم چرا تاپیک هات برام نمیاد و نیمتونم درخاست بدم؟

درمورد دومی. با غصه باری یادش بده بوس بغل کسی جز پدر مادر خوب نیست انجام نده

بچت اجتماعیه خب ...تا ی سنی بده بزرگ تر ک شد خوب و بدو فهمید اجتماعی بودن خوبه

سوال های مرتبط

مامان یاس مامان یاس ۱ سالگی
مامانا درددل دارم...
همسایه طبقه پایین ما یک دختر داره که از دختر من(۵ساله) سه سال بزرگتره.
بعد مدل تربیتی ماها فرق داره و کلا ذات دو تا بچه هم فرق داره. اون از اون بچه هاست که دل و روده همه وسیله های برقی و غیر برقی رو میریزه بیرون، به همه چی کار داره، وسایل آشپزخونه رو میریزه، مدادا رو نصف میکنه نمیدونم از اون یکی سرش تراش میکنه، خرده ریزه ها رو آتیش میزنه ،هرچیزی رو خراب میکنه حالا از روی کنجکاوی یا چی.
دختر من اما بی آزاره از این جهت
با وسایل خونه کاری نداره با اسباب بازیاش بازی میکنه و چیزی رو هم خراب نمیکنه. اون دختره هم اصلا حرف گوش کن نیست. دختر منم خیلی علیه السلام نیست ولی ببینه داره آسیب میزنه ادامه نمیده و حرف گوش میده.
ساختمونمون فقط همین دو تا بچه هم سن هستن
دختر کوچیکمم که ۴ ماهشه.
اون دختر همسایه خیلی علاقه داره بیاد بغل کنه و رو پاش بذاره و ...
الان مشکل من اینه که دخترم دوست داره با این دختره بازی کنه،
ولی هم کل خونه زندگی منو به هم میریزن
هم اینکه دائم باید نگران بچه کوچیکم باشم، رو دختر بزرگمم اثر میذاره، چون بزرگتره میترسونتش و ... اصلا روح و روانم رو به هم ریخته
گاهی لعنتش میکنم
از اینورم دخترم عاشق اینه باهاش بازی کنه
و من نمیذارم فکر میکنه من چقدر ظالمم