۵ پاسخ

بزارش تو تشت بزرگ بگو آب بازی عاشق حموم میشه

شاید از چیزی میترسه
مثلا پسر من یکی دو بار با باباش رفت حموم بخاطر اینکه اب و یهو می‌ریخت سرش و اونموقع نمیتونست نفس بکشه از حموم فراری شده بود دوباره ب زور و با اسباب بازی و ماشین یواش یواش دوباره با حموم اشتیش دادم

وای بچه منم از حموم میترسه از همون اولش😂😂😂😂خیلی کم حمومش میکنم هفته ای ده روزی ی بار دیروز انقد گریه کرد گفتم میخوام ببرمت گفتم باشه بذار فردا دیگه امروز هیچی نگفتم فقط ناهارشودادم گفتم بیا بریم روی دیوارا حموم نقتشی بکشیم با ابرنگ بردمش با رکابی و شورت که نترسه کلی نقاشی کشیدم دوشم میدادم بهش که نقاشیاشو بشوره از دیوار و حباب بازی کردیم در نهایتم مخشو زدم که بیت حمومت کنم از شستن سرش میترسه دیگه ازش میپرسم تو راحت ترین حالتش میشورمش همیشه امروز کل لباسا خودم خیس شد چون هیچوقت تو تشت نمیشه میشینه بغل خودم قبلا درازش میکردک کلشو میشستم اوکی بود ولی امروز میگفت دراز نه نشسته گفتم خب سرتو بگیر بالا اب تو چشکت نیاد و گوشو صورتشو تند تند تمیز میکردم اب نمونه بازم گریه هم میکرد دیگه میگم اشکال نداره خندم میگیره چون میدونم درد که نمیکشه آسیبم نمیبینه درنهایت ی روز عادت میکنن

دختر منم یه مدت اینجوری شد در صورتی که عاشق حموم بود، منم دیگه نبردمش فقط تو خونه من چند بار بهش گفتم وای چقدر بو میدی خیلی کثیف شدیااا دوست داشتی برو حموم تمیز بشی، یه سری بهش گفتم من و داداش میریم حموم کف بازی کنیم توام که نمیای بشین اینجا تا بیایم بدو بدو اومد
دیگه همون شد این اخلاقش و ترک کرد

وای خداا دختر منم اینجوری شده دیگه خستم کرده از بس گریه میکنه که منو نبر حموم دیونه شدم از دستش

سوال های مرتبط