۷ پاسخ

من دیشب لج کردم ندادم نمیخوابید رفت بغل شوهرم خوابید وای داشتم ازعذاب وجدان میمردم😭

امروز صبح تقریبا بعد دو ماه از شیر گرفتن مهراد بیدار شد اومد رو تخت یادش رفته بود دیگه شیر نمیخوره پیرهنمو داد بالا یه ذره خورد دید نداره گف نه روشو کرد اونور خوابید من پاشدم نشسته بودم گریه میکردم🥲

چطوری گرفتی؟ من چند روز پیش زردچوبه زدم تا ظهر دوام آورد از ظهر تا ۴ آنقدر گریه کرد که بهش گفتم بخور طفلک دلم کباب شد منم گریه میکردم😭 الانم اصلا دلشو ندارم با اینکه واقعا اذیتم

طبیعیه منم یه مدت افسرده شدم، قوی باش این دوره هم میگذره

منم گریه میکردم خیلی حس بدیه انگار ازم جداش کرده بودن ، فکر میکردم دیگه دوسم نداره،

یعنی منم گریه میکنم برای از شیر گرفتن
الان همش میگم کاش زودتر از شیر بگیرم

طبیعیه عزیزم حق داری🥹🥺

سوال های مرتبط

مامان روشنک خانوم🥰 مامان روشنک خانوم🥰 ۲ سالگی