۱۳ پاسخ

شما وقتی بچه رو از پوشک میگیری اصلا تحت هیچچچچ شرایطی دیگه نباید بچه رو پوشک کنی حتی شورت آموزشی هم خوب نیست بچه همش دچار دوگانگی میشه ، باید کامل باز کنی بچه بفهمه اگه نگه ندارد می‌ریزه تو شلوارش اگه نمیتونی پوشک نکنی باید یکی دوهفته اصلا بیرون نری تا مجبور نشی پوشک کنی
دوم اینکه تحت هیچ شرایطی نباید دعوا کنی ممکنه بعدا شب ادراری بگیره
هیچی حالا که گرفتی بگو‌چند وقته گرفتی بگم

ببین پوشک رو کلا بذار کنار
کم کم یادآوری بهش رو هم بذار کنار باید خودش دستش بیاد کی دستشویی داره
مثلا قبلا هرنیم ساعت میگفتی الان بکن 40دقیقه
با بازی با شعر با ادا با عروسک که جیش داره ببرش
اگه بیشتره زمان رفتنش مثلا‌چندساعت هست و از علایمش میفهمی جیش داره این دفعه دیدی باز نگو وایسا خودش بگه

عزیزم تو داری میگیری کلا باید بگیری نه خونه نگیری بیرون بگیری دو تا شورت اموزشی بگیر بکن بشور ی مدتم مهمونی نرو فقط خونه مامانا شورت اموزشی هم در میده ولی هواست باشه فقط ب لباس میگیری که عوضش کن

چند وقته گرفتیش؟

چندسالشه

بچه ها اکثرا سردی دارن بعضی وقتا واقعا خوب احساس نمیکنن که دسشویی دارن سعی کن وقتی میخواین از پوشک جدا کنین آب آبمیوه چیزای سرد ندین بهشون هرچقدر گرم باشن بهتره براشون

دختر من ۳ سالشه..اصلا همکاری نمیکنه...میبرمش میگه جیش ندارم...انقد نگه میداره تا بریزه

راستی اینکه گفتی خطا داره چطوریه کامل می‌ریزه تو شلوار یا نه در حد چند قطره می‌ریزه یا نصفش می‌ریزه می بری دستشویی بازم داره؟

من زیاد دعواش میکنم دست خودم نیست

دخترم ۲ سالو ۳ماهشه گرفتم ازش الانم با اینکه ۱ ماه گذشته هر ی ساعت میپرسم جیش نداری

من شورت اموزشی گرفتم ولی بهش نگفتم تو این میتونی جیش کنی گفتم اینم باید تمیز باشه

اییی خداااا🥺
عب نداره عزیزم خودتو سرزنش نکن همه ی ما آدمیم بالاخره عصبی میشیم یه جاهایی صبرمون ته می‌کشه از این به بعد یکم بیشتر صبوری کن

ادمی اهن ک‌نیستی کلا این خوددرگیرب همه مامانا دارن چجوری گرفتی من کابوسمه گرفتنش

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق روزهای ابتدایی تولد
سلام خانما من دیشب با شوهرم بحث کردم البته خودشم مقصر بود دو تا سیلی هم به من زد و وایساد داد و بیداد کردن منم خیلی گریه کردم یه بارم اومد تو اتاق بغلم کرد بوسم کرد گفت بیا بریم تو سالن گریه نکن ولی من محلش نزاشتم سرش داد زدم گفتم برو بیرون و ای حرفا اونم رفت خوابید تو سالن من خوابم نمیبرد تا ساعت ۳ داشتم گریه میکردم البته بیصدا در اتاقم بسته بود صدا بیرون نمیرفت تا شوهرمم نخوابیده بوده اومد تو اتاق دید من بیدارم گریه میکنم اومد بغلم کرد بوسم کرد گفت بیا بریم بخواب پیشم گفتم نمیام ولم کن خوشم ازت نمیاد دیگ اون بغلم کرد آورد تو سالن بوسم کرد گفت ببخشید عصبانی شدم و ای حرفا دیگ من خیلیم گریه کردم اون هی میگفت گریه نکن دیگ بسه ببخشید نباید گریه کنی خوب نیس فشار به خودت نیار دیگ منو گرفت تو بغلش خوابم برد صبم من خواب بودم رفته سرکار به نظرتون باهاش آشتی کنم یا ن خودم ک میگم نکنم شما نظرتون چیه البته تاپیک های قبلیمم بخونید دلیل بحث رو گفتم