بچه منم دقیقا میگم ببرم با بچه خواهرم یکمدبازی کنن به محض اینکه میشن سه نفر یه داستانی درست میکنن اصلا نمیشه جمع بشن از طرفیم دوست داره باهاشون بازی کنه خونم خیلی تنهاس مثلا میگم مامان رفتیم دیگه لج نکنید یا بازی کنید ولی همون دقیقه های اول شروع میکنن
همه ی رفتاراش مثه پسر منه منم هیچ جا نمیرم دیگه واقعا کشش ندارم پنج ماهی بودشهرستان نرفته بودم خانواده هامون اونجان اونم برا مراسم پدرشوهرم رفتم خیلیی اذیت میکنه
هی خواهر عین دختر من یعنی اون هفته دوتا خواهرام اومدن خونه ما اونا هم همسن دختر من یکی پسره یکی دختر ستایی زیر و زبر کردن خونمو ته بازیشون هم میشه دختر من داد گریه که چرا میخان برن خونه یه مراسم عزاداری هم بعد رفتن هر کس اجرا میکنه به هیچ وجه گوش به حرف نمیده،تازه دختر من زیر نظر مشاور هم هسته مشاور خیلی کمک میکنه
انگار پسر منو گفتی😫😫😫
پسرمنم همینطوری من هیجانمیرم غیرخونه خودم
همه بچه ها همینن خواهر
دختر منم با دختر خواهرم اصلا راه نمیان همش حسودی میکنه
پسر منم عین این رفتارا رو داره با بچه داداشم که ۲ سال کوچیکتره
به قول شما اصن نمیتونیم خونه هم بریم
احساس میکنم چون دیر دیر همو میبینن اینجوریه
سلام همه اینایی که گفتی دختر منم همینجوریه.هرجا میریم از دستش سردرد میگیرم .یا بچه ای بیاد خونمون همینطور.انکار اقتضای سنشون هیت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.