سلام مامانا بیاین یه کم درددل کنم آروم بشم دخترمن ۶ساله هست فوق العاده اجتماعی وباهوش هست توخونه خوبه بریزوبپاش داره ک دیگه اقتضای سن هست وبازی میکنه امانگم ازوقتی ک جایی میریم یاکسی بیادخونمون خیلی اذیت میکنه مثلا پسرخواهرم ۵سالشه پابه پای اون شیطنت میکنه گریه میکنه دادمیزنه تاجایی ک نه من میتونم برم خونه خواهرم نه خواهرم میتونه بیادخونه من البته بگم ک پسرخواهرم هم خیلی شیطون هست مثلا امشب باخواهرم وهمسزش رفتیم خونه خواهرهمسر من اونم یه پسر۳ساله داره دخترم همش گریه میگرد ک نباید پسرعمه م باپسرخاله م بازی کنه یا اسباب بازی ها روازشون میگرفت من واقعا احساس بدی دارم بس ک دخترم گریه میکنه عصبی شدم کلا تاجایی ک اصلا به بچه دوم فکرنمیکنم شمابگیدمن چیگارکنم؟قبل ازاینکه بریم جایی بهش میگم مامان دخترگلم مثلا رفتیم خونه عمه دست به وسایل نزن اذیت نکن ولی میریم اونجا کلا میشه یکی دیگه تاجایی ک من دوست ندارم اصلا جایی برم

تصویر
۹ پاسخ

بچه منم دقیقا میگم ببرم با بچه خواهرم یکمدبازی کنن به محض اینکه میشن سه نفر یه داستانی درست میکنن اصلا نمیشه جمع بشن از طرفیم دوست داره باهاشون بازی کنه خونم خیلی تنهاس مثلا میگم مامان رفتیم دیگه لج نکنید یا بازی کنید ولی همون دقیقه های اول شروع میکنن

همه ی رفتاراش مثه پسر منه منم هیچ جا نمیرم دیگه واقعا کشش ندارم پنج ماهی بودشهرستان نرفته بودم خانواده هامون اونجان اونم برا مراسم پدرشوهرم رفتم خیلیی اذیت میکنه

هی خواهر عین دختر من یعنی اون هفته دوتا خواهرام اومدن خونه ما اونا هم همسن دختر من یکی پسره یکی دختر ستایی زیر و زبر کردن خونمو ته بازیشون هم میشه دختر من داد گریه که چرا میخان برن خونه یه مراسم عزاداری هم بعد رفتن هر کس اجرا میکنه به هیچ وجه گوش به حرف نمیده،تازه دختر من زیر نظر مشاور هم هسته مشاور خیلی کمک میکنه

انگار پسر منو گفتی😫😫😫

پسرمنم همینطوری من هیجانمیرم غیرخونه خودم

همه بچه ها همینن خواهر

دختر منم با دختر خواهرم اصلا راه نمیان همش حسودی میکنه

پسر منم عین این رفتارا رو داره با بچه داداشم که ۲ سال کوچیکتره
به قول شما اصن نمیتونیم خونه هم بریم
احساس میکنم چون دیر دیر همو میبینن اینجوریه

سلام همه اینایی که گفتی دختر منم همینجوریه.هرجا میریم از دستش سردرد میگیرم .یا بچه ای بیاد خونمون همینطور.انکار اقتضای سنشون هیت

سوال های مرتبط

مامان درنا مامان درنا ۶ سالگی
مادرشوهرم و خواهرشوهرم خیلی سردن با من اصلا محل نمیدن کلا اینجوریه ک من حق ندارم ازشون ناراحت باشم تا مشکلی پیش میاد اصلا محل من نمیدن پریشب تو مهمونی اقوامشون با من اصلا حرف نزدن یجوری بغضم گرفته بود هرچی میخواستم سرحرف باز کنم ولی اصلا تمایلی نداشتن ب صحبت با من
نمیدونم چرا همش حس اضافی بودن دارم تو خانواده اینا یجوری ک انگار از داشتن من خیلی خیلی پشیمونن و نمیدونم چجوری بگم قشنگ مشخصه منو نمیخوان نمیدونم چکار کنم خیلی خسته و خیلی دلشکسته ام یبار ب پدرشوهرمم گفتم اون کفت دلیلش اینه ک تو خیلی سردی و اونا این حس و ازت میگیرن ک اینجورین ولی من واقعا اینجور نیستم من فقط سر خیانت چند سال پیش همسرم ک اونا حق بمن ندادن با من بد حرف زدن ازشون ناراحتم ولی هیچوقت کم محلی بهشون نکردم خیلی حس بدی دارم شبا خواب نمیرم همش استرس دارم دلم میخواد گریه کنم دلم میخواد بمیرم نمیدونم….
تب استامینوفن فرزندپروری
فرزند پروری استامینوفن دیفن هیدرامین
استامینوفن تب فرزند پروری
مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا ممنون میشم راهنمایی کنید.. من شوهرم از اول هم موافق بچه نبود و با اصرار من بچه دار شدیم.تا وقتی نوزاد هم بود خوب بودن..ولی از ۴ سالگی تقریبا که دخترم دیگه فهمیده تر شد همش با شوهرم دعوا دارن و لجبازی میکنن.. کلا دخترم تازگیا مخصوصا دیگه اخلاقش کلا عوض شده و من دلیلش رو ۸۰ درصد شوهرم میدونم..شوهرم هرجور دوست داره باهاش حرف میزنه..بعد دخترم هم یاد گرفته همونجور باهاش حرف میزنه..حتی به شوهرم فحش هم میده.. قشنگ روشون بهم باز شده..به جز اون اصلا دیگه ادم حسابمون نمیکنه..حرفمون رو گوش نمیده..لجبازی میکنه... هم گاهی میزمنتش..هم کل کل میکنن باهم..خلاصه من تا حالا تو اطرافیان خودم ندیدم پدر با دخترش اینطوری کنه.. اصلااا صبور نیس.. مثلا دخترم کار اشتباهی میکنه مثلا میگم شکلات میخوره میگه بخور تا دندونت خراب شه.. اکثر کارهای منفیش رو اینطوری بهش تذکر میده.. جلو جمع همش بهش تذکر میده..خلاصه من دیگه دیوونه میشم تو خونه از دستشون..واقعا هم مربض شدم از دستشون..اعصابم رو خرد میکنن..فک کن تو خونه دو نفر مدام باهم کل کل کنن و دعوا کنن و بجنگن باهم..هرچی هم با شوهرم صحبت میکنم اصلا انگار نه انگار..جوری شده که دخترم از یکی دوتا مردهای فامیل که دخترم رو دوست دارن گدایی محبت میکنه.. هرچی به شوهرم میگم پس فردا خدایی نکرده باید بزنی تو سر خودت انگار نه انگار..به نظرتون چکار کنم؟؟ چندبار مشاوره هم رفتم ولی اثر نداشته..البته خودم هم گاهی دعوا میکنم با دخترم ولی شوهرم بدتر از منه..دلم میسوزه برای دختزم...از یه دختر خوب و اروم تبدیل شده به یه دختر حرف گوش نکن و عصبی و پرخاشگر
واکسن
پوشک
آنومالی
مامان آقا محمد مامان آقا محمد ۶ سالگی
اوتیسم# پوشک#شیرخشک#
سلام مامان ها، خیلی نگرانم استرس شدید گرفتم،
پسرم ۲سال و ۱ماهشه ۳۵هفته و ۵روز به دنیا اومد و زایمانم زودتر از موعد بود البته داخل دستگاه نرفت،
وزنشم ۲کیلو ۲۰۰ بود و خیلی ریز بود ، هنوز حرف نمیزنه در حد ماما، بابا ، به به ، وقتی صداش میکنیم اصلا واکنش نشون نمی ده به اسمش ، بیشتر با خودش بازی می‌کنه ، تنها دراز می‌کشه می‌خنده یا با یه چیزی رو می‌ره

ولی مثلا لباس منو میاره مثلا بپوش بریم بیرون، یا داداشم و زن داداشم رو میبینه میره بغلشون که یعنی منو ببرید خونتون، یا منو می‌بره سر یخچال یعنی صبحانه بده بهم یا لیوان برای آب دادن بهش میده دستم
یا بعضی اسباب بازی ها رو میاره و می‌دونه کاربردشون چیه و اشاره می‌کنه بازی کنیم مثلا ماسک صورت می‌بره سمت صورتم، دوست داره باهاش بازی کنم بچرخونمش یا قلقلک بدم و...نگاه چشمی زمانی باهاش بازی کنیم و بخندونیمش یا دالی بازی کنیم به صحنه های خشن یا خنده دار داخل فیلم درک داره و واکنش نشون میده به خصوص خندیدناما مثلا خوراکی رو میاره میده دستم باز کنم فقط نگاهش به خوراکی و دست من هست به خودم نگاه نمیکنه ، تلویزیون هم زیاد میبینه
و یه نکته دیگه اینکه تا ۱سال و ۵,۶ماهگی تا صدای آهنگ می‌شنید شروع میکرد رقصیدن اما دیگه خالم فوت شد و مدتی آهنگ و رقصیدن نبود تو خونه اونم دیگه فراموش کرد الان فقط اگه براش برقصیم میخنده و دوست داره بغلش کنیم، نگران اوتیسم شدم، لطفا اگه کسی تجربه داره راهنماییم کنه