سوال های مرتبط

مامان گردو مامان گردو ۲ ماهگی
تجربه زایمان (طبیعی)
🖇پارت 5:
گذشت و من همچنان استراحت مطلق بودم انقباض های نامنظم و درد های ریز و درشت داشتم البته همرو به دکترم گفته بودم و گفتن اگه منظم شد و خونریزی یا ابریزش داشتی خطرناکه وگرنه انقباض ها دیگه کاریش نمیشه کرد ما تا تونستیم بهت دارو دادیم
اوایل اردیبهشت ماه بود 34 هفته بودم و با انقباض های منظم هر سه دقیقه و شدید رفتم بیمارستان و سه شب بستری شدم با وجود استراحت کامل نمیدونم چرا دوباره شدید شده بود درد ها این بار دهانه رحمم دو و نیم باز شده بود
درد و انقباض رو من از 28 هفته تا روز زایمان همیشه داشتم گاهی خفیف و گاهی شدید
37 هفته و 4 روز بودم که با شک بر اینکه ترشح دارم و نکنه این ترشح نشتی کیسه اب باشه رفتم بیمارستان بخش زایشگاه که رفتم معاینه کرد دکتره و گفت دهانه رحم سه سانت یعنی اون انقباض ها که کم کم توی خونه داشتم به مرور کارساز بود و دهانه رحمو باز میکرد با اینکه نامنظم بود
بعد از معاینه و سونو بیوفیزیکال و... خداروشکر کیسه اب مشکلی نداشت و خب دیگه به هفته امن رسیده بودم امپول ریه هم زده بودم و استرسم ازین بود که وزن پسرم کم نباشه موقع تولد،زردی نداشته باشه، درد زایمان چجوریه وووو دغدغه هایی که همه خانومای باردار ماه اخر دارن
مامان شاهان مامان شاهان ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
خب من از اول از سزارین میترسیدم فقط میگفتم طبیعی از هفته ۳۶ دردای زایمانم شروع شد منظم یه هفته بستری شدم آمپول ریه زدن برام با یه سانت دهانه رحم دیگه مرخص شدم بعد یه هفته مرخص شدم ولی همچنان درد و انقباض منظم داشتم کلی ورزش و پیاده روی داشتم ۳۸ هفته و دو روز دیگه بچم تکون نمیخورد رفتم معاینه شدم رحمم کلن بسته شده بود تو بیمارستان راه رفتم پله بالا پایین رفتم یه سانت شد دیگه تا روز بعدش همینجور بود و بچم تکون نمیخورد دیگه بستری شدم برا زایمان ساعت هشت صبح آمپول فشار رو با سرم بهم وصل کردن دردام بیشتر شد تا ساعت یک رحمم سه سانت شد دیگه پیشرفت نکرد ساعت سه ظهر دوباره فشار زدن درد کشیدم درد کشیدم و رحمم باز نشد کلی معاینه تحریکی شدم به زور شد چهارتا تا ساعت ده شب بلاخره شد هشت سانت و کیسه آبم فقط سوراخ شد دیگه داشتم جون میدادم خودشون اومدن کیسه رو ترکوندن انقد دیگه درد کشیده بودم جون نداشتم زور بزنم و اینم بگم که وقتی درد و انقباض اومد باید زور بزنیم هر چی فشار دادم فایده نداشت
مامان آوا 🌱 مامان آوا 🌱 ۱ ماهگی
تجربه زایمانم:
من از ۳۵ هفته ورزش و پیاده روی رو شروع کردم و قصدم طبیعی بود از اول، از ۳۷ هفته هرچی معاینه شدم دهانه رحمم بسته و خلف بود و سر بچه فلوت بود. خلاصه ۱۸ تیر روز سه شنبه ۴۰ هفته و یک روز رفتم بیمارستان و بدون درد و هیچ انقباضی با دهانه رحم بسته و خلف بستری شدم، از ۹ صبح تا ۹ شب بهم آمپول فشار وصل کردن اما ۹ شب که معاینه شدم یک سانت هم باز نشده بودم حتی در طول روز یه انقباض و درد هم نداشتم، آمپول فشار و برام قطع کردن و باز ۶ صبح با دوز دوبرابر برام وصل کردن تا یک ظهر معاینه شدم و تازه یک سانت باز شده بودم، اون مدت تو یه اتاق تک و تنها بدون همراه و گوشی و حتی پنجره‌ای که بتونم بیرون رو نگاه کنم بودم و از لحاظ روحی بشدت بهم ریخته بودم، ساعت یک ظهر با یک سانت باز بودن کیسه آبم رو خودشون پاره کردن تا دردام شروع بشه، من از یک ظهر تا ۷ غروب درد کشیدم که باز هم شدید نبود ساعت ۸ شب معاینه شدم توسط دکتر شیفت که شده بودم ۲ سانت، چقدر التماسش کردم که عملم کنه اما نکرد.
(بقیه تو کامنت می‌ذارم.)

بارداری بارداری بارداری