۵ پاسخ

دهانه رحمت رو چطور نرم کردی؟

منم شیاف میذاشتم تا هفته 31 ولی چون 36 رفتم زایمان هرکار کردن اصن باز نشدم رفتم سزارین خداروشکر

دهانه رحمتو چطور نرم کردی؟

چه خوب

جوون چه نینی تپلی😍🥺🥺

سوال های مرتبط

مامان عزیز دلم مامان عزیز دلم ۴ ماهگی
مامان آقا مهدیار💚 مامان آقا مهدیار💚 ۱۴ ماهگی
تا الان چند بار اومدم تجربه زایمان بگم ،وسط نوشتن یهو درگیر بچه شدم وقت نشد 🫡
پس بریم برای خواندن یه تجربه دیگه:
پارت ۱:زایمان طبیعی فیزیولوژیک:۳۹ هفته وشش روز
اول بگم من توی رویاهام همیشه ۳۷ هفته و پنج روز زایمان کرده بودم و همیشه اماده این تاریخ بودم😬
از قضا ۳۷ هفته و پنج روز رفتم معاینه لگن و دکتر گفت دهانه رحمت یک سانت بازه و کیسه آبت بمبه شده،با یه انگشت معاینه تحریکی کرد و گفت با این وضعیت اگر بیشتر ورزش کنی احتمالا تا آخر هفته زایمان میکنی،منم با تعجب و خوشحالی که اوو چه پیشرفتی قرار داشته باشم ورزش ها و پیاده روی هارو با شدت بیشتر شروع کردم.
البته بگم من همون شب دردام منظم شد و تا صبح درد داشتم و موکوس دفع کردم و فکر میکردم همین امروز فردا زایمان میکنم.اما صبح روز بعد دردام کامل قطع شد ولی خب من انرژی گرفته بود و روزانه یه ساعت نیم ورزش القایی و یه ساعت و نیم پیاده روی رو انجام میدادم.
اما خب روزهای هفته میگذشت و من دردی نداشتم دیگه با دکترم‌ تماس گرفتمو شرایط گفتم و گفت اگر دردت نگرفت بیا مطب.
مامان پسری🩵 مامان پسری🩵 ۱۳ ماهگی
سلاااام دوستای عزیزم😍بالاخره بعد چند روز درگیری شیرین اومدم تجربه زایمان طبیعیمو بذارم 🫠

من از همون اول دلم میخواست طبیعی زایمان کنم ولی متاسفانه به خاطر استراحت و شیاف میترسیدم سخت بشه برام ، کلی تحقیق کردم درباره هردو نوع زایمان و تجربه دیگرانو خوندم بازم دودل بودم چون کسی نمیتونست تضمین کنه من میتونم زایمان طبیعی خوبی داشته باشم
از ۳۶ هفته شیاف و استراحت قطع شد و تونستم فعالیتم رو شروع کنم، اوایل واقعا سخت بود برام کمردرد و لگن درد میشدم ولی به مرور بهتر شد، منم که انقدرررررر دلتنگ گشت و گذار بودم که به جرعت میتونم بگم یه روزم خونه نموندم😅هر روز بیرون بودم پیاده روی و بازارگردی میکردم🥹 ۳۸ هفته معاینه لگن شدم و دکترم گفت که لگنم عااالیه و دهانه رحمم نرم شده و سر بچه اومده تو لگن😍 منم خوشحاااال با اینکه قبلش تاریخ سزارین گرفته بودم ولی با این حرف مصمم شدم سر زایمان طبیعی، ماما همراه گرفتم و ورزش و پیاده روی و رابطه و شیاف و شربت خاکشیر گلاب عسل همرو استفاده میکردم ، تو ۳۹ هفته ۱ سانت بودم، ۳۹و ۲ روز ۲ سانت و ۳۹ و ۴ روز تقریبا ۳ سانت که بستری شدم همون ۳۹ و ۴ روز
خیلی خیلی میترسیدم چون فقط میخواستم چک بشم چند سانتم ولی دکتر زایشگاه بعد معاینه شدیدی که کرد(دستش خونی شد در صورتی که با هیچ معاینه ای لکه بینی نداشتم)
مامان میران:) مامان میران:) ۳ ماهگی
تجربیات زایمان طبیعی
پارت اول:
من از اوایل بارداریم هربار میرفتم سنو ی چیزی بود ک باید براش غصه میخوردم سنوگرافی ان تی جفتم بشدت پایین بود و هماتوم بزرگ دیده میشد!!!و من شروع کردم ب استراحت و استفاده شیاف تا حل بشه سنوگرافی بعدی ک طبیعتا انومالیه که من رفتم و خب حل شده بود اما خب طول سرویکسم افتضاح بود و من دوباره ی مسئله جدید بود برام و مصرف شیاف هام بیشتر شد و خب بازم استراحت !
تا سنو رشد ک طول سرویکسم داغون تر از قبل شده بود و هرلحظه ممکن بود زایمان زودرس داشته باشم!
۳۳هفته یهو انقباض گرفتم و دهانه رحمم ی سانت بازشد و بچه اومد توی لگن و من بستری بودم ی مدت تا جلوش گرفته بشه! و خب حل شد و من هفته ها دراز کشیده بودم و هیچ تحرکی نداشتم تا هفته ۳۶ و ۶ روز ک دل رو زدم ب دریا و برای اخرین بار رفتم سنوگرافی چون خسته شده بودم از استراحت از بی تحرکی از زایمان طبیعی ک در انتظارم بود و من هیچ امادگی نداشتم براش! و خب من از ی سانت هیج تغییری نکرده بودم و خب وزنش شده بود ۳۲۰۰ و من تصمیم گرفتم شیاف هامو ول کنم و شروع کنم به امادگی اولیه برای زایمان مثل پیاده روی و .....
#دورهمی # فرزندپروری