۱۵ پاسخ

فاطمه خوبی سالمی؟

خیلی اشتباهه بنظرمن

من دوسال ونیم گرفتم ازپوشک دخترم آمادگی کامل داشت اصلا اذیتم نکرو

بهترین زمان ۲ سال و نیم تا ۳ ساله نه زودتر نه دیر تر
😶‍🌫️

من با یه دکتر یسری حرف میزدم ، میگفت یچیزی تو نغزشون یه ماده ای باید تولید و ترشح بشه تا ب این مرحله رسیدن برسن و بگن وگرنه تاقبل این خودتم بکشی نمیگن

من‌دو سالگی گرفتم خو دخترم دیگه میگفت

من ۱ ماهه گرفتم ولی خیلی سخت بود تا یاد گرف

سلام مامان من امروز بچه مو بردم بهداشت برا واکسن یک سالگی قد وزن گرفت وزن اش ۸ونیم کیلو قداش ۷۶سانت وزنش کم است گفت نمیدونم چیکار کنم ک وزن بگیرد کلی هم بهش رسیدگی میکنم نمیدونم چرا وزن نمیگره

من هانا پی پی میکرد سریع میگفت پوشکش و عوض کنم بدش میومد بمونه حتی زمین نمینشست با پوشک کثیف هی میگفت جیش
دیگه الان یک هفته اس فقط شبها پوشک میکنم دو سه روز اول سخت بود الان خودش از خودش میپرسه جیش کردی ؟😅😅😅بعد سریع میره سمت دستشویی باهم میریم

پسر من همینم نمیگه..باید از بوش متوجه بشم🤣🤣🤣

پسرمنم اصلا درکی ار جیش و پی پی نداره، حتی وقتی پی پی میکنه هم نمیگه . حتی پوشکشو نمیذاره دربیارم دوست داره همیشه پوشک باشه🤷🏻‍♀️

ولی مامانم میگه خودمونو یکسالگی از پوشک گرفته‌ و اصلا هم اذیت نکردم و خطا نداشتم

بچه ها متفاوتن دیگه 😄

من دوست دلا قشنگ هیجده ماه بود شش ماه با دلا اختلاف داره سنی بعد میدیدمش راحت تو خیابان بدون پوشک بازی میکرد گفتم پوشک نمیکنین گفت نه از خیلی وقت گرفتمش بچه هم راحت با اون سن خودشو هم خیس نمی‌کرد الان دو سال چند ماه خیلی وقت میخواد ما حوصله نداریم

شاید بچه هاشون آمادگی شو دارن
من دخترم بعد اینکه کارشو می‌کنه میاد میگه پیففف می‌دونم الان وقتش نیست منم اصراری ندارم

دخترمن پوشکشو درمیارم کلی گریه میکنه میترسه جیش کنه بدون پوشک کلا درگیرم باهاش

منم مشکلم همینه🤦🏻‍♀️

سوال های مرتبط

مامان گل دخترم 💤 مامان گل دخترم 💤 ۲ سالگی
مادر شوهرم فک کنم مریضه . براتون تعریف کنم اون روز پاشد اومد بالا دخترم خ جیغ میزد صداش رفته بود پایین ‌ اول ک هی میگفت حوصلش سر رفته بچه منم گفتم پارک بردمش بازیشو کرده توی تراسم بردمش آب بازیشو کرده الانم گشنشه و خوابش میاد باز میگفت وای ای حوصلش سر رفته😊دلم میخواست بزنم تو دهنش.
بعد سریع یه چیز داشتم درست میکردم بدم بخوره دخترم دراومده اینجوری میکنه برنجم بهش،میدی بخوره 🙄 قیافه من 😕 گفتم آره هرروز ظهر و هر شب برنج میخوره عصرانه نمیشه برنج داد دیگ شام نمیخوره .
بعد رفتم دخترمو گزاشتم رو زمین دراز بکشه چرت بزنه نق میزد دراومده میگه وای کاش پستونک می‌خورد 🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥 میگم تو این سن مگ احمقم ب بچه پستونک بدم میگ دختر فلانی هنوز داره پستونک میخوره😳 گفتم اون نتونسته از بچش پستونکو بگیره ک هنوز بچش داره میخوره ((( اون بچه دوماه از دختر منم بزرگتره یعنی تقریبا دوساله هست))) .
خلاصه دخترم بیهوش شد خوابش برد . اونم پاشد رفت پایین .

امشب پدر شوهرم اومد دنبال دخترم پسر برادرشوهرمم باهاش بود از دختر من بزرگتره ۳سالو خورده ایشه . بردش پایین رفتم پشت پنجره اتاق ک گوش بدم ببینم چی میگن دیدم مادر شوهرم داره ب جاریم میگ ای بچش از دست ما هیچی نمیخوره فقط مامانش باید بهش غذا بده وااای ماشالووو شاهان ( پسر برادرشوهرم) همسن ای بود ماهرچی میدادیمش میخورد🫥🫥
خب زنیکه عوضی پفیوز دختر من غذاشو سره موقع من بهش میدم عوضیکه تعریف کنی بگی بچش همیشه سیره هیچوقت گشنه نیس با یه لحن بد داری بیانش میکنی. یعنی متنفررررم از این اخلاقای مسخرش ک بچه هارو باهم مقایسه میکنه .‌




دلم میخواد یه تفنگ داشتم خلاصش میکردم 😊😊😊
مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو ۲ سالگی