۲۳ پاسخ

من ازبس حسنی نگو بلا بگو گوش کردم حالت تهوع گرفتم🤢
من ازتو بیمارستان ب دلوین پستونک دادم خیلیم دوستش داشت ولی جدیدا دیگه نمیگیره فقط ۱-۲بار درطول روز اونم وقتی میخواد بخوابه..غلت زدن هم نگم برات ازهرموقعیتی استفاده میکنه جدیدا یادگرفته۲-۳تاپشت سرهم میزنه میره ب سمت مبل یا زیر میزناهارخوری😄🤦‍♀️

آهنگ پیر مرد مهربون و کل فامیل ما هم دارن از حفظ میخونن من و همسرم که بماند😅😅😅

پستونکش عین پستونک بچه منه

دختر من هيچى گوش نميده 🫠🫠🫠

ما هم روزمون به خوبی شروع میشه و به خوبی هم تموم میشه البته با کلی خستگی خدارو شکر میکنم بابت نعمت و هدیه ای به این خوبی که به زندگیمون داده
عزیزم پاشا جان تو تاپش راحته
به نظرم گودی تاپشو با یک پتویی نوزادیای خودش که براش کوچیک شده پر کن خیلی جمع شده فک کنم
من پر کردم تاپشو یکم سطح صاف تر وو شیب دار تر درست کردم اگه دوست داشتی امتحان کن عزیزم

مامانای گل پسر من از روز دوم پستونک گرفت بدجورم وابسته شده منم اصلا نمیتونم ازش جدا کنم خیلیم میترسم فکش بدفرم بشه
بنظرتون یه روزی میشه که دیگه خودش پستونک و بزار کنار

اهنگ دیار کوچولو میخواد بخوابی از صبح تا شب دارم گوش میدمش😂

وای منم روزی صد بار پیرمرد مهربونو میخونم و میذارم😂😂همین الانم داره میخونه ی جوری عادت کردم ک در حال کارم واس خودم میخونم🥴

منم دارم تلاش میکنم پستونک بگیره خیلی سخت میگیره

دیگ اسم پیرمرد مهربون میاد پنیک میشم🥴خیرشازده پسر ما خودش غلت اینا نمیزنه ولی میگه شما زحمتشو بکش بگردونم

ستایش جان پسرمنم پستونک نمیگرفت اوایل، قطره اد میزدم خوشمزه بود میخورد تا مزش میرفت پستونکه مینداخت بیرون ولی الان بدون پستونک نمیخابه

از این تاب راضی هستی عزیزم؟

بنظرم دیگ ندی بهتره
چون بعد گرفتنشم سختهههه

عملیات موفق آمیز بود عزیزم 😂😍

به نظرم الان دیگه بهش نده چون اگه عادت کنه بعد که بخوای بگیری ازش خیلی اذیت میشه من شنیدم میگن گرفتنش حتی از سینه خود مادر هم بدتره

دختر من نباشه پستونکش خونه رو رو سرش میزاره

بسلامتی 😅
والا دختر من اصلا دهنش نمیزاره بندشو میکنه دهنش خودش ن یکی دو بار خورد الان اصلا نمیخوره

بااجازه ی دوست عزیز🙏🌷


ادیت عکس کوچولوهاتون📸😌
در🦋آتلیه رستا🦋
با انواع تم
نوزادی👼🏻
ماهگردتولد🌙
سالگردتولد🎂
غذای کمکی🍎🥕
آشپزباشی🧑🏻‍🍳
حمام کودک🛁
دندونی🦷
پری دریایی🪼
اولین قدم🚶🏻
ماشین موتوری🚘🛵
بهاری🌱
تابستانه 🌞
پاییزه🍂
زمستانه❄️
و مناسب های دیگر

و همینطور

عیدانهههه🐠🪴🪺🪻


(((((((فقط وفقط با ۵۰تومن 😲))))))
در 🦋آتلیه رستا🦋

❗️به هوش مصنوعی نده درست کنه که تغییر میده عکساتو❌🤷‍♀
بده به آتلیه رستا با آپ های مختلف و تخصصی درستش کنیم اونم طبیعی✅

سفارش به آیدی زیر :

روبیکا⬅️@aazzhhz
ایتا⬅️@aazzhhz

واردکانال شو و تم مورد علاقتو انتخاب کن🧚‍♀

لینک کانال روبیکا👇🏻

https://rubika ir/aatelierastaa

لینک کانال ایتا👇🏻
https://eitaa com/aatelierastaa

عزیزم پستونک فقط تا چهار ماهگی مفیده بعدش بهتره نخوره

وووی😂😂عزیزم از تاب راضی؟؟ چون پسرمنم یه جا بند نمیشه به چی وصل کردی ؟؟ داخلش میخوابه راحت؟

ببین ب نظرم نخورده تا الان نده بهش دیگه پستونک برای نوزادی کاربردیه نه الان
پسرم به قدری وابستس شبا بدون اون نمیخوابه با اینکه من فقط موقع خواب بهش میدم تو بیداری نمیدم بهش

غصم گرفته چجوری ازش بگیرم کاملا هیچ جوره راه نمیاد

خدا نگه اش داره پاشا خان رو😍 منم برای پستونک گرفتن هومان خیلی تلاش کردم اولا شاید یه ربع می گرفت ولی الان دیگه عوق می زنه 😅 تمام روزمم با هومان می گذره مخصوصاً الان داره لثه سفت می کنه و همش بهونه می گیره و آب دهنش می ریزه می گه کنارم باش

خخخ جات خالی دختر من عاشق پستونکههه😂

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱ سالگی
قصه امشب نی نی ها👼🌜

تو یه دهکده‌ی کوچیک 🏘️، یه دختر کوچولو 👧 به اسم پریا زندگی می‌کرد. پریا یه قلب مهربون ❤️ داشت و همیشه دوست داشت به دیگران کمک کنه. یه روز، پریا تو راه مدرسه 🏫 یه بچه‌گربه 🐈 کوچولو دید که توی بارون 🌧️ زیر یه درخت پناه گرفته بود.
بچه گربه خیلی گرسنه و سردش بود. پریا دلش براش سوخت. 🥺 اون کیف مدرسه‌اش رو گذاشت زمین و گربه رو بغل کرد. ❤️ پریا گربه رو به خونه برد و بهش شیر 🥛 داد و براش یه جای گرم درست کرد. 🔥
مامان و بابای پریا هم خیلی مهربون بودن و از این کار پریا خوششون اومد. 🥰 اونها به بچه گربه غذا دادن و اسمش رو گذاشتن “نینی”.
نینی و پریا با هم دوستای صمیمی شدن. 👯‍♀️ پریا همیشه از نینی مراقبت می‌کرد و باهاش بازی می‌کرد. 🧶 پریا به نینی یاد داد که چطور بازی کنه و نینی هم به پریا یاد داد که چقدر عشق و محبت می‌تونه خوشحال‌کننده باشه. 😊
یه روز، پریا و نینی با هم به پارک 🌳 رفتن. پریا دید که یه بچه‌ی دیگه 👦 داره گریه می‌کنه. پریا رفت پیشش و ازش پرسید که چی شده. بچه‌ی دیگه گفت که اسباب‌بازیش گم شده. 🧸
پریا به کمک نینی شروع کردن به گشتن دنبال اسباب‌بازی. 🕵️‍♀️ بعد از یه مدت، اسباب‌بازی رو پیدا کردن و به بچه‌ی دیگه دادن. 🥰 بچه‌ی دیگه خیلی خوشحال شد و از پریا و نینی تشکر کرد.
پریا یاد گرفت که کمک کردن به دیگران و مهربون بودن، بهترین حس دنیاست. 💖 و اینجوری بود که پریا و نینی، با مهربونیشون، دنیای خودشون رو قشنگ‌تر کردن.
مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱ سالگی
روزی روزگاری، یه نی‌نی کوچولو 👶 بود که تو یه سرزمین خیلی قشنگ زندگی می‌کرد. این سرزمین پر بود از گل‌های رنگارنگ 🌸🌼🌷 و درخت‌های بلند 🌳🌲🌴. نی‌نی کوچولو یه عروسک خرسی 🧸 داشت که خیلی دوستش داشت.
یه روز، نی‌نی کوچولو با عروسک خرسی رفت توی یه پارک خیلی بزرگ. تو پارک، یه تاب 🪅 خوشگل بود. نی‌نی کوچولو سوار تاب شد و شروع کرد به تاب خوردن. وقتی داشت تاب می‌خورد، یه پرنده کوچولو 🐦 اومد و کنارش نشست. پرنده کوچولو شروع کرد به خوندن یه آهنگ خیلی قشنگ 🎶🎵🎼. نی‌نی کوچولو خیلی خوشحال شد و شروع کرد به خندیدن 😄😃😀.
بعد از اینکه تاب بازی تموم شد، نی‌نی کوچولو و عروسک خرسی رفتن پیش یه حوضچه کوچولو ⛲. تو حوضچه، یه ماهی قرمز 🐠 بود که داشت شنا می‌کرد. نی‌نی کوچولو به ماهی قرمز نگاه کرد و یه بوس کوچولو 💋 فرستاد براش. ماهی قرمز هم یه دم تکون داد و یه حباب کوچولو 🫧 درست کرد.
وقتی که هوا داشت تاریک می‌شد 🌃، نی‌نی کوچولو و عروسک خرسی به خونه 🏠 برگشتن. نی‌نی کوچولو خیلی خسته بود. مامانش 👩‍👧‍👦 نی‌نی کوچولو رو برد توی تختش 🛌 و یه لالایی آروم 🎵 براش خوند. نی‌نی کوچولو خیلی زود خوابش برد 😴. تو خواب، دوباره پرنده کوچولو و ماهی قرمز رو دید و باهاشون بازی کرد.