۵ پاسخ

خود تو دوتا از همونا رو هر کدوم ۵۰۰ بهم دادی .

والا من که برگردوندم بیمارستان

چه شیری؟
میشه عکسش بزاری

خودت همینجا تاپیک بذار اگ کسی لازم داره ازت میگیره من خودم چنبار از مادرا داخل همین برنامه خریدم

میترسم دلاله بره گرونتر بفروشه به مادرا از اینورم مجبورم هر ماه کم میارم

سوال های مرتبط

مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱ سالگی
مامانا دختر من یکسال و ۶ ماهشه نمی‌دونم دخترم رو از شیر بگیرم یا نه موندم شوهرمم دیوانم کرده تا چندماه پیش که در به در دنبال شیر خشک می‌گشتیم کم شده بود و نمی‌دادن هی گیر میداد به من که کی بچه رو از شیر میگیری تا کی باید شیر خشک بخوره بهش شیر پاستوریزه بده میگفتم زوده حالا الان که تصمیم گرفتم از شیر بگیرم بهم عذاب وجدان میده میگه زوده حالا این یه دفعه رو بهش بده یا شیر قبل خوابش رو بده یا بذار چند هفته دیگه بریم از دکتر مشورت بگیر و گناه داره زوده همش برعکسه و همراه نیست وقتی می‌خوام شیر بدم میگه از شیر بگیر می‌خوام از شیر بگیرم میگه شیر بده😐😐
من دیروز کلا یه وعده صبح به دخترم شیر خشک دادم تا الان دیگه ندادم حتی شب قبل خوابشم ندادم چون خودش نخواست شکمش رو حسابی سیر کرده بودم حالا الان با وجودی که یدونه موز و یدونه ران مرغ خورده البته بدون برنج هی میگه شیر موندم بهش بدم یا ندم چیکار کنم روزی یه وعده رو بدم یا اینکه بذارم از سرش بیافته شکمش هم سیره مطمئنم باز الان دوباره دو سوم از یه بستنی وانیلی قیفی رو بهش دادم حتی کل نونشم دادم خورد که شکمش سیر تر بشه لطفاً راهنماییم کنید نمیخوامم زیاد وزن اضافه کنه اینجوری که من دارم برای از شیر گرفتن هی یه چیزی میکنم تو حلقش میترسم خیلی اضافه کنه اصلا بین دوراهی بدی گیر افتادم البته اینم بگم تا قبل اینکه شیر میخورد اصلا غذا لب نمیزد الان که شیرش کم شده خداروشکر خوراکش بهتر شده و غذا هم میخوره تا قبل اون همش شیر میخورد 🥺🥺
مامان Ana مامان Ana ۲ سالگی
من دخترمو چند روزه از شیر گرفتم چون شبا بیش از حد شیر میخورد تا صبح ده بار بیدار می‌شد هر دفعه ام یک ساعت بیشتر شیر میخورد انقد که دیگه تپش قلب می‌گرفتم حالم بد میشد روزا هم مدام چسبیده به من بود خلاصه یه شب انقد اذیتم کرد که دیگه تصمیمو گرفتم و از شیر گرفتمش ولی خوب خیلی عذاب وجدان داشتم و دارم... بعد دیروز مادرشوهرم سر صبح اومد خونه ما ،ما داشتیم صبحونه می‌خوردیم یهویی شروع کرد به حرف زدن که چرا بچه رو از شیر گرفتی شیر سوزش کردی هنوز سنش کمه باید تا دوسالگی می‌دادی مادری نکردی براش بعد دخترم اومد که بیاد رو پاهای من بشینه رو به دخترم میگفت نرو بغل مامانت ، مامانت به تو شیر نداده برات مادری نکرده... منم فقط اخمامو کشیدم تو هم خودمو خیلی کنترل کردم که بهش بی احترامی نکنم ولی الان خیلی پشیمونم که جوابشو ندادم از دیروز هم مدام حرفاش میاد تو ذهنم و گریم میگیره جدای از عذاب وجدان ازین حرص میخورم که اصن به اون چه ربطی داره واقعا کاش جوابشو میدادم که الان انقد خودخوری نمی‌کردم 💔💔