۱۷ پاسخ

خدا چیکار داره همش خریت ی مشت وطن فروشه

اینبار طرفمون وحشی تر از قبله

تن و بدنمون همش میلرزه🥺🥺 کِی پس قراره با ارامش زندگی کنیم اخه

خدایا همون گرونی بسمون بود مارو اواره نکن

خدا بچه هامونو حفظ کنه نگهدارشون باشه نگهدار هممون باشه رحم کنه بهمون کلی استرس کشیدیم

نمیدونم چرا گریم گرفت با حرفت ان شاالله ک همه چی زود درست بشه

ای خدا کاش همون ۱۲روز بود😭

خدا بهمون رحم کنه ما که هیچی از زندگی نفهمیدیم ای خدا کاش به بچه هامون رحم میکردی😭

بدتر میشه عزیزم

بدترررر میشه عزیزم

اینبار ۱۲ روزه نیس طولانیه و بدبختیهاش بیشتر

۱۲ روز؟
حتی بیشتر هم میشه

نگران‌نشو ولی طولانی تر میشه

😢😢هیچی ندیدیم تو این زندگی همش گرونی و مریضی و جنگ و....

منم یادم نمیره پسرم دقیقا دوماهش بود چقدر اون شبا گریه کردم چقدر روزا گریه میکردم و استرس داشتم و شیرم داشت خشک میشد :)))

به نظرم بدتر میشه ، نمیخوام جو بدم اینبار ولی فرق داره

با این تفاوت که این بار دیگه ۱۲ روز نیست

سوال های مرتبط

مامان رضا🍼💙 مامان رضا🍼💙 ۸ ماهگی
دلم واقعا خیلی پره خیلی
.... به اندازه پنج سال ک بچه دار نمیشدم🥲💔اونموقعه که با ذوق تمام رفتم انتی دوقلوهام مرده بودن تو شکمم وقتی ک برگشتم مادرشوهرم میخندید و حتی به روی خودش نمی‌آورد ک حرفشون هم بزنه🥲بعدش ک با اون همه امید بچه دار شدم و دخترک سه ماهمو خدا ازم گرفت داغی ک روی دلم تا ابد ابد ابد سنگینی میکنه یادم نمیره وقتی که مرده بود اومدم خونه حس میکردم هزار تیکه شدم و هر تبکه ازم یه جایی افتاده بود اونا قهقهه میزدن میگفتن و میخندیدن وقتیم ک گفتم چرا میخندید بده شدم🥲بعد همه اینا اون یسالو نیمی ک اقدام بودم و دکتر میرفتم و نمیشد هیچوقت منت های شوهرم یادم نمیره یادم نمیره اون همه نفرینی ک این خانواده به بچهام کردن و با مردنشون شاد شدن هزار تا حرف برام در اوردن ک تو سرطان داری بچهات اینجوری شده انقدررر بهم طعنه میزدن تو که بچه نداری خونه خوب میخای چکار فلانی پسر داره و.... حالا بعده اینهمه بدبختی من خدا بهم نگاه کرد و بچه دار شدم یادمه رضا رو ک باردار بودم مادرشوهرم هرجا رفته بود گفته بود بچش عقب مونده س شکم نداره وزنش کمه فلانه بهمانه اون همه نفرینی ک میکردن که چیزیش بشه و با کمک خدا یه بچه سالم بهم داد الان اونا صاحبش شدن خنده دار نیست .... میگن تو بچه رو مریض کردی تو بهش دارو سروقت نمیدی تو میزنیش