منم دقیقا عین تو بودم یادم میفته حالم خراب میشه
وای دقیق مثل من یادم میاد ناراحت میشم
عزیزممم 🥺
ان شاءالله همیشه سالم و سلامت کنارت باشه♥️♥️
منم پسرم بردن ان ای سیو ۸ روز اونجا بود ولی من یک دقیقه هم بیمارستان ترک نکردم موندم تو اتاق مادران و هر نیم ساعت میرفتم پیشش سزا بودم مادران اونجا خیلی کمکم کردن درد داشتم ولی هرشب تا صبح گریه میکردم دیگه نصف شب میرفتم پیشش پرستار دعوام میکردن ولی دست خودم نبود اشکام میومد
منم هر سه بچه ام حسرت اینکه روز بعد زایمان بیام خونه به دلم مونده
خیلی سخته خدا واسه هیچ مادری نیاره
منم حال تو رو داشتم عزیزم
والان همش میگم کاش همون روز باهم میومدیم خونه
اما خداروشکر که الان سالمه قربونش برم کنارمه
من زایمان خیلی بدی داشتم برام مثل کابوس میمونه
از عقب وجلو زخم بودم کم خونی شدید که غش می کردم
وبچمم ازم دور بود
خلاصه خیلی برام سخت گذشت
نزدیک ده ماه گذشته من هنوز بخاطرش گریه میکنم😔😔😭
سزارین اورژانسی شدم حتی وقت نبود بیحسی بزنن بیهوشم کردن
بچمو ندیدم اونایی که همراهم بودن گفتم لااقل شما یه عکس ازش میگرفتین اولین روز بچم یه عکس داشته باشم
گفتن وقتی دکتر گفت بچه خفه شده بود احیاش کردیم و وضعیتش مشخص نیس دیگه به فکر عکس نبودیم😔😔
۱۳ روز nicu بود
منم پسرمو بهم نشون ندادن فقط صداشو شنیدم بردنش تو دستگاه اکسیژن بچم زود و سخت به دنیا اومد. تو ریکاوری بودم یه پرستاره ی بچه رو با دستگاه آورد کنارم گفتم بچه منه؟ گفت آره منو برد کنار دستگاه 🥲🥹 اونجا کلی باهاش حرف زدم. من هنوز حس نداشتم فقط سرمو میچرخوندم. همیشه اولین باری که بچه تو میبینی یادت میمونه. بعدش رفتم تو اتاق تو دستگاه دیدمش. هنوزم دلم کباب میشه یادم میوفته😢🥲
من پیامت رو خوندم فقط گریه ام گرفت
یاد سختی که کشیدم افتادم
۲۴ روز تو ان ای سیو بستری بود پسرم
و هیچکس نمیگفت مشکل چیه!
یادم میاد قلبم کنده میشه
خدا نگهدار همه بچه ها باشه و جدایی نیاره بین بچه و مادر
خیلی سخت گذشت هنوز از اون مسیر رد میشیم قلبم تیر میکشه
خیلی سخت بود رفتن مسیر خونه و بیمارستان
خدا برا هیچکس نیاره
پسر منم نیا وردن پیشم بردن ان ای سیو پنج روز بستری کردن😔
منم دقیقا همنطوری حتی اتاق زایمانم بچمو بهم نشون ندادن😭چون بچمو بمحض بیرون اوردن از شکمم احیاش کردن سریع بردنش nicuمن حتی صدای گریه شم نشنیدم بچمو یه هفته فک میکردم دروغ میگن بچم حالش خوبه😭تا اینکه رفتم و بچمو دقیقا شب یلدا اوردمش خونه 😍روزای سختی بود اما الحمدالله الان هست و تمام زندگیم شده🥺
دقیقا منم همین طور. بچه م بعد از یک هفته مرخص شد. واقعا خیلی سخت بود وقتی بدون بچه ت برمیگردی خونه🥲
مو به تنم سیخ شد موقع خوندن متن
دقیقااا منم تو همین حالت بودم
ولی من حتی صداشم نشنیدم موقع بدنیا اومدن🥲
منم مثله شما بودم وقتی بهوش اومدم پرسیدم بچم کو پرستاره گف بردنش تو دستگاه منم ندیدم بچمو ۱۰ روز تو دستگاه بود
سه شب دخترم بستری بود بخاطر زردیش کنارش بودم شباتاصیح با بخیه هام بالاسرش نشسته بودم بخیه هام عفونت کرد ولی خداروشکر که الان کنارمه
منم اومدم خونه از بس از همون بیمارستان استرس داشتم دو روز اونجا بودم نخوابیدم اومدم خونه هم باز تا چند روز نمیتونستم بخوابم داشتم دیونه میشدم از بس بچم گریه میکرد یه دقیقه آرامش واسه خوابیدن نداشتم داشتم تو افسردگی مطلق میمردم همش گریه میکردم اینارو گفتم که بهت بگم منم ازون روزا نتونستم لذت ببرم
سلام عزیزم چند هفته؟؟؟
منم دخترم نارس۳۳هس
طبیعی دنیاآووردم اصلن هم ندیدمش سریع بردن دستگاه۱۴روز موند خودم۸روزبستری بودم..
🪅هر عکس فقط 80تومن💵🛍
🍭🧚♂کلی تم خوشگل نمونه کار برا هر مناسبتی بخواین دارم 🎯 تولد_ ماهگرد ،خانوادگی ووو......
@ilamiiiiii آیدی روبیک
@mjkfvddc آیدی تگرام
🌱🧜♀ثبت سفارش ۰۹۹۳۱۴۰۰۹۶۰ پیام رسان روبیکا یا تلگرام پیام بزارید🌱🧜♀🍌
مال من برعکس بود من بستری بودم دخترم خونه بود
عزیزم من صداشمنشنیدم
بدون نفس بدنیا اومد
سریع بردن احیاش کردن
۸ روز ان ای سی یو بود
سه روز ای سی یو بودم مرخص شدم رفتم خونه دوش گرفتم برگشتمبیمارستان اتاق مادران گرفتم موندم ببمارستان
و دقیقا میفهمم چی میگی
به خصوص اون وقتی که تنها میشی یه چی تو دلت تکون میخوره ولی خالیه و بچه ام پیشت نیست...
خیلی بده خیلیییییییی
پسر منم حدود ۶ الا ۷ روز بود با وجود بخیه و سزارین ولی کنار آن ای سیو ی اتاق برا مادران داشتن من بودم سخت بود خب ولی گذشت
نارس بود؟دیکه غصه نخور.خدارو شکر الان سالم پیشته
درکت میکنم منم سه روز بچم تو آن ای سی یو بود خیلی سخته
پسر منم موند تو ان ای سیو ۴روز بدون اون اومدم خونه با آغوشی که قرار بود داخلش باشه ولی خالی اوردمش خیلی ناراحت کننده بود داشتم اماده میشدم که مرخص بشم.
ولی گذشت دیگه خداروشکر سالم اومدن
منم دخترم زردی شدید داشت اون شب تمام اتاق بغلیام صدای بچه هاشون میومد ولی دختر من تو دستگاه بود
عزیزم 🥺🥺🥺
خیلی سخت بوده برات
خیلی اون لحظات سخته
جدایی سخته من برعکس بودم دخترم خونه بود من بیمارستان
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.