جنگ قبلی بارداربودیم ک بدتربود همش استرس داشتیم میگفتیم بچه از استرس چیزی نشهتواین شرایط زایماننکنیم
سری قبل من باردار بودم ۸ ماهم بود بدتر بود همش استرس داشتم بچه چیزیش نشه و زودتر دنیا نیاد
الان میگیرمش بغلم میرم
سری قبل باردار بودم خیلی استرس داشتم که بچه از این حجم از اضطراب من مریض نشه😭😭الانم که اینطورری…..
خنده دار نیست واقعا ، چون ما مادریم ❤️
جنگ قبلی من اخر بارداریم بود فرار کردم رفتم خونه مامانم شهرستان دقیقن ساعتی که بچم به دنیا اومد آتش بس کردن
دقیقا منم🥺🥺
من که هر جا میرم بغلش می کنم می برمش
زیر پنجره نذاشتمش
به این فکر دارم می کنم شب توی تختش بذارم یا پیش خودمون باشه
وای اره سری قبل منم باردار بودم خاطم چمع بود پیش خودمه بچم
اما الان میخواستم برم حموم تواتاق خواب بود واقعا میترسیدم
دقیقا منم تو همین فکر بودم
بچه تو شکمم بود خیال ادم راحت تر بود
الان من فرار کنم هم باید به فکر پوشک و شیر و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه باشم واسه بچم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.