۳۲ پاسخ

با‌تمام وجودم‌درک کردم
اخه کی باورش میشد سال ۴۰۲ ک مادر شدیم میخواد جنگ بشه
مگه میاوردیم‌به‌دنیا😭!

الهی ۴۰۴ بره گمشه حتی تو تاریخ هم اثری توش نمونه بس ک گند بود برا هممون

چقدر هرروز باخودم این حرفهارومیزنم پسرم شرمندتم😭😭😭😔😔😔قراره چی به سرمون بیاد خداداند

ایواییی دمه دمه 😭😭😭😭😭😭😭

درخپاست دادم بهت عزیزم اگه دوست داشتی قبول کن

الهی 😭🫂🫂

خدا حفظش کنه زنده باشه الهی

چقدر گریه کنیم خدا برات ک یه نگاهی کنی ب این مملکت

الهی بگردم💔درست میشه همه چی🕊

ای ‌وااای
الاه اوشاخ لاریمیزا باخیپ رحم السین
هنوز خیلی کوچیک واسه درک جنگ

خدا حافظ تموم بچه ها باشه انشاالله

😭😭😭😭

وافعا خیلی ناراحت کننده بود چقدر گناه دارن این طفلان معصوم

الهی عزیزممم🥲😭
امیدوارم روز های خوبی در انتظارمون باشه 🙃😭😭

من خیییییلی خیلی خوشبختم ک تاالان سره دخترم گرمه واقعا خدا ممنونم ک نفهمید چی ب چیه.‌‌خواهر مگه میدونستیم قراره اینجوری بشششه

😭😭😭😭

😭😭😭😭😭

دقیقا عزیزم دقیقا
ماهاام گناهی نداریم خبر نداشتیم که قراره اینجوری بشه نمیدونستیم که قراره دنیا برای ماها اینجوری به تهش برسه
اینجوری ارزوهامون پودر بشه برای بزرگ کردن بچههامون😭😭😭

وای پسر منم اینجوری ترسید🥲
محکم بغلم کرد خیلی حس بدی بود

😭😭😭😭😭چقدر سخته مادربودن ،خدایااااا به بچه هامون رحم کن، 😔کاش میدونستیم اینطور میشه

😭😭😭😭😭😭

بمیرم برای بچه هامون 😭😭😭
یک ربع بیشتره بالای سرمون صدای جنگنده است و من فقط چسبیدم ب پسرم
خدا به دل پاک بچه هامون نگاه کنه

انشاالله آنقدر موفقیت هاشو جشن میگیری که جنگ یاد هر دوتاتون میره

ای جانم🥺
الهی عزیزم
حال هیچکدوممون خوب نیست
اما بخاطر بچه هامون باید تحمل کنیم
این‌روزا ازهرموقع دیگه باید قوی تر باشیم ادامه بدیم...
توکلمون به خداست💔
به امید روزهای روشن برای مردم عزیز میهنم 🙏🏻

منم همش همین دعا رو میکنم پایان این جنگ برای ما مردم عادی خوب باشه برای بچه هامون آینده روشن باشه
ایرانمون آباد بشه 😔😔

خدایا خودت به بچه هامون رحم کن اونا خیلی کوچیکن جز ما پناهی ندارن 😭

🥲🥲🥲🥲بمیرم برای تک تک بچه ها
کاش آینده خوبی انتظار تک تکشون بکشه
تو خوشبختی آرامش و آسایش زندگی کنن
چیزایی که دیدیم رو نبینن♥️

ای خداااا ۱۵ اسفند تولدمه ولی جوری دلم گرفتع و ترسیدم ک یادم رفت تولدمه😭چرا انقد جنگنده میره ومیاد توی اسمون؟ مال ایرانن ینی حواسشون به آسمونه؟؟؟؟ از صداش میترسم

عزیزم 😭😭😭😭

اله جانینان😢😢😢

قلبمو‌کندی دختر😔

آخ😭😭😭😭😭😭😭😭💔💔💔💔💔💔

سوال های مرتبط

مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.
مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
سلام
مامانا دیشب مادرشوهرم خونمون بود من و شوهرم دعوامون شد تقصیر شوهرمم بود. از دیشب خیلی گریه کردم . امروزم صبح ۶ پسرم با گریه بیدار شد. دل‌درد داشت بعد من بغلش@کرده بودم مادرشوهرم با صدای کلفت حرف می‌زد این خواب از سرش پرید و مادرشوهرم باهاش بازی کرد. بعد با صدای خیلی بلند جوری که من تو اتاق داشتم با استادم تلفنی حرف میزدم صداشو نمیشنیدم. بعد من پسرمو دعوا کردم که نمیخوابی از فردا دوباره خوابت بهم میریزه من باید تا صبح بیدار بمونم. به مادرشوهرم گفتم وقتی خواب و بیداره نباید باهاش بازی کنین که خوابش بپره. اونم میگفت میخواستم ساکت شه. من که پسرمو دعوا کردم پسرم ترسید رفت بغل مادرشوهرم اونم از خداخواسته میگف بیا بغلم خودم فلان. خیلی حرص خوردم‌ . دوس دارم بره خونش. بچم خوابید نذاشت بیارم رو تختش میگف همینجا بذار بخوابه . یه ساعت بعد پسرم بیدار شد اومد دنبالم دید هستم گفت شیر دادم بهش بعد گفت میرم پیش مادربزرگم. منم چیزی نگفتم بردمش گذاشتمش پیشش بخوابه. منم شب ۲ ساعت خوابیدم. از طرفی شوهرم از اینورما از دست مادرش حرص خوردم‌ . خیلی خونمون میاد میمونه اصلا حوصلشو ندارم‌ پسرم که دل‌درد داشت اون با بازی کردن ساکت کرد خوابش پرید بعد به من میگه کیف کردی چجوری ساکت کردم‌ عادت داره فقط از همه چی خودش@تعریف کنه تحملشو ندارم‌ . دوس دارم بره خونش. کم مونده از ریدن...هم تعریف کنه‌ . از دختراش از اینکه فلانی خودکشی کرد برا دخترم .... تا کم مونده موی اونجارو از اینکه عرقش بو نمیده... تعریف میکنه. واقعا تحملشو ندارم. .... به نظرتون تقصیر منه ؟
#پوشک فرزند نوزاد پوشک