من بارداری اولم با اینکه مادر شوهرم همه پخت و پز و اینا کرد دوسش نداشتم اذیت میشدم و درد داشتمولی بارداری دوم با ی بچه همه کارامو کردم اشپزی دخترمو میبردم مدرسه طبقهدوم هروز میبرفتیم بیرون با دخترم عالی بود خونم دسته گل و تمیز بود از وقتی دنیا اومد اروم بود بد نبود ولی بزرگتر شده همش داره دندون در میاره بچم تو نقه نمیذاره کاری کنم عصبی هم شدم نمیتونم بیرون برم این وضعیتا هست دو سه ماهه علنا زندگیامون بهم ریختس
بدترین دوران زندگیم بود،از زمین و آسمون هم برام بلا نازل میشد
منم خداروشکر دوران بارداری خوب و نرمالی داشتم
منم بهترین بارداری داشتم کلی بهم خوش گذشت واقعا ❤️
خدا رو شکر یکی دیگه هم از زندگیش راضیه تو مامانای گهواره 💗
خیلی خوشحال میشم وقتی اینجوری میگید
منم بهترین دوران زندگیم همین بارداری بود،همسرممم ب شدت هوام داشت ،پسرم تو شکمم اصلا اذیتم نکرد خدارو هزار مرتبه بابتش شکر میکنم❤️
برا من فقط با گریه و تنهایی گذشت همسرم رفت بخاطر بدهیش خیلی روزای بدی بود الانم تنهام ولی پسرم کنارمه و این برام یعنی بهترین دوران
تا ۴ ماه اول وحشتناک هر هفته بیمارستان بستری به اندازه تمام عمرم بالا آوردم
اما بعدش عالی بود خونه تکونی کردم شب زایمان بالا مبل میل پرده میزدم بخور بخواب
الحمدلله خوب بود سبک بودم تا اخر زایمانم همه کارامو خودم انجام میدادم
منم داشتم امروز ب اون روزا فک میکردم با وجود دوماه بالا آوردن شدید،همسرم و مادرم خیلی هوامو داشتن😂یحرفم دوتا نمیشد،هرچی میخواستم فراهم بود🥴بعد ب من میکفتن چقدر ویار داری،میگم من ذاتا خوش اشتها هستم ربطی ب بارداری نداشت😂
منم بارداریم خیلی خوب بود باردار نمیشم چون میدونم دیگه مثل بارداری اول خوب نیست یه بچه دیگه دارم که باید هواشو داشته باشم
اخی خداروشکر خوشحال شدم برات
واقعاخدادوستمون داشتهه که بارداری راحتی داشتیم😍منم اصلااذیت نشدم حتی ویارهم نداشتم😅حس میکنم دومی رواگه باردارشم هیچ وقت مثل بارداری اولمنشه وخیلی اذیت شم😂🤦🏻♀️
ا بدنیا اومد فک میکردم دکترا اشتباه کردن و من حامله نیستم تا این حد ..شهر غریب هیچ کسم کمکم نبود شب خونه تمیز کردم صبحش کیسه آب پاره شد و دنیا اومد ...ولی بعدش وحشتناککککک افسردگی و تنهایی و. تااا پنج شش ماهگی دیگه از پسش براومدم
منم بارداری خیلی خوبی داشتم
خیلی راحت
فقط یه شب سوزش معده شدید داشتم
و در کل بهترین بارداری رو داشتم از نطر خودم
وحشتناک ترین دوران زندگیم ک هر روز ارزوی مرگ میکردم دوران بارداریم بود .اصلا یاد اون روزا میفتم تن و بدنم سرد میشه .اونقدر بلا های مختلف سرم اومد ک هنوزم دوا درمون نشدم
منم خیلی بارداریم خوب بود خیلییییی دلم تنگ شده برای اون روزا
واسه اینه اگه اوضاع درست بشه حتما بازم میارم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.