سلام دخترا…امیدوارم خوب باشید امروز که خونه لرزید من تو آشپزخونه بودم دی کوچولوم تو هال جلو 📺,رفتم بیارمش نمیدونستم کدوم وری برم همه جا میلرزید فقط میگفت میترسم و میگفتم اره مامان حق داری اما من بغلت کردم ازت مراقبت میکنم نمیزارم آسیب ببینی،باز بدتر شد گفت مامان خیلی میترسم مو ش کههه ،از کجا فهمیده اخه!هیع:)
من اکثرا کارتون میزارم بازی میکنم باهاش این روزا اما کوچولوها باهوش تر ازین حرفان،آروم شد گفت دستشویی کردم گفتم فدای سرت میشورمت اخه داره هرروز بهم میگه دسشویی دارم و میره رو پاتی…اما خب اوضاعی نیست که بهش فشار بیارم اینجوری جفتمون راحتتریم من مشکلی با پوشکش ندارم وقتش نیست الان با این اوضاع…
به بچه ها اجازه بدین از ترسشون حرف بزنن احساس ناتوانی نکنن
خودمم ترسیدم کاش برگردم به دوران این عکس هام که ۱۱ روز پیش مامان دلش تنگ شده بود از آلبومم عکس گرفته بود فرستاده بود…
پ ن:داشتم مینوشتم الان که باز صدا اومد💣گفت ترسیدم ترسیدم گفتم بیا بغلم بغل مامانو داری آروم شد گفتم دخترم بخاطر صداها ببخششون ادم بزرگا بعضی وقتا بد میشن کارای بد میکنن این صدا برا همونه ببخش مامانی که اذیت شدی حق داری
پ ن ۲:جلوی تی وی بود الان با صدای موتور پرید کاش خوب بشن این کوچولوها نباید تروما داشته باشن آینده ساز کشورن…
کاش خوب بشه همه چیز و یه روز خوب بیاد مثه بچگیامون🌱

تصویر
۱۶ پاسخ

انشالله آرامش برگرده به ایران خانوم نور بر تاریکی پیروزه 🕊

من مامان کفشدوزک شدم دخترم بچه کفشدوزک😅😅😂🌚🧘🏼‍♀️🧘🏼‍♀️

تصویر

هرچی میگذره، امشب بدتر میشه🥺قلبم درد گرفته ،اما باید ادا بازی داشته باشم برا دخترک❤️

تصویر

چه خوبه که با این جمله ها ترسشو کنترل میکنی👌
عکسای بچگی هاشو نگاه🤗😘
واقعا کاش مثل بچگی هامون بشه همه چیز 🥲

مامان قوی و با درک و های لول هستی زیبا😍

وقتی صدای موشک میاد واقعا اون لحظه ناتوانیو با تمام وجودم حس میکنم دلم میخواد بچه هامو یه جای ببرم که هیچی نفهمن ولی جایی نیست دلم روزای اروم میخواد ارامش حقمونه کاش سیاست مدارا اینو درک میکردن که بیشترین اسیب و تو این لج و لجبازی مردم میبینن

ای جان دلم
خیلی دل نگرانتونم هممون گناه داریم بچه هامون بیشتر🥺
خدا حافظتون باشه❤️

الهی بگردم عزیزم،واقعا وحشتناکه اگه میتونین از تهران خارج شین حداقل به خاطر بچه ها ،اگه هم جایی رو ندارین سمت ما خدارو شکر خبری نیست قدمتون سر چشم تشریف بیارین منزل ما بدون تعارف دارم میگم به خدا

افرین عزیزم بهت افتخار میکنم
اتفاقا روانشناس کودک هم تاکید میکرد به بچه ها بگین
و ارومش کنین
بغل کنید و بگین ما کنار همیم ما مواظب همیم… همین ک شما رفتار میکنین 💕

شهر ما ارومه زیاد به اون صورت خبری نیست فقط یع شب ک بازم پسرم خواب بود .تو خونه اصلا اخبارو‌نمیگیرم .دیروز داشت باخودش بازی میکرد مثلا با تلفن حرف میزد میگفت .سلام چه خبر جنگههه . قشنگ دلم ریخت .فکر نمیکردم اصلا ک اینو ازش بشنوم.هرچند ک میدونم معنای کلمه رو نمیدونه

چرا تاپیک های من بالا نمیاد براتون آخه چرا یکی نیست جواب بده

عزیزم 🥺پسر منم روزای اول جنگ که سه چهار روز نزدیک مارو پشت سرهم میزد اینطور شده بود حتی دوشب نتونس بخوابه هزیون میگفت از خواب میپرید گریه میکرد🤕

افرین مامان باسواد و قوی
خداکنه روزای خوب زود از راه برسه
صدای شادی بچه هامون تو خیابونا و پارک ها بیاد

سلام
با این نوشته ت
با تصور خودم جای تو و علیرضا جای دخترت دارم اشک میریزم
خدا خودش نجاتمون بده 💔🫂

انشالله بزودی همه جا امن بشه و تموم بشه این جنگ

خدا خودش درست کنه واقعا حق داری خیلی روزای سختیه

سوال های مرتبط

مامان ماهک مامان ماهک ۲ سالگی
تجربه ی از پوشک گرفتن :
امروز تقریبا شد ۹ روز که شروع کردم
هر چقدر که جایزه دادم و با ملایمت رفتار کردم و مهربون و صبور بودم فایده نداشت زیاد ...
واقعا به این پی بردم که بچه با بچه خیلی فرق داره
من با زبون خوش و با داستان و شعر هردفعه توضیح دادم براش لجبازی کرد و به بازی و مسخره بازی گرفت و می‌گفت نه جای جیش تو پوشکه تو دستشویی کار بدیه ...
جدی رفتار کردم😬🙂 جایزه رو همچنان دادم و تشویق همیشه بود
ولی دیگه جدی و منطقی رفتار کردم و حرف زدم خیلی جدی گفتم وقتی تو شلوار جیش میکنی من ناراحت میشم خیلی کار بدیه و فلان
هر دفعه توضیح دادم تنبیه هم کردم (شاید شما با من مخالف باشید )مثلا تو شلوار پی پی کرد تنبیه کردم و خوراکی ندادم بهش بخوره چون کار بدی بود و مامان ناراحت میشد خونه کثیف میشه ..
نتیجه چی شد؟ از دیروز هروقت جیش داره خودش میاد میگه مامان من جیش دارم ...
امروز پنج ساعت تو راه بودیم تو ماشین و پوشکش کرده بودم هرچقدر اصرار ‌ التماس که جیش کن تو پوشک اصلا اشکالی نداره
قبول نکرد می‌گفت کار بدیه باید تو دستشویی جیش کنم آخر یه دستشویی پیدا کردیم که تمیز بود بردمش جیش کرد
من که از کار خودم خیلی راضی بودم ...
این تجربه ی من بود
مامان روشان🎼🦄 مامان روشان🎼🦄 ۲ سالگی
تجربه من از پوشک گرفتن 🚽
غول مرحله آخر👹
اول از همه بگم من صرفا تجربه شخصی خودم رو براتون میگم و این نسخه رو نمیشه برای همه پیچید.
اولین کاری که قراره بکنید آمادگی ذهنی بچس،شما میتونید با خوندن کتاب،شعر،کارتون،بازی کردن این آموزش رو از قبل بهش بدین که جای جیش و پی پی کجاست.من از حدود دوماه پیش این آمادگی رو ایجاد کردم جوری که دخترم خودش میگفت جیش باید تو دستشویی بکنیم فقط کلامی بود ولی عملی هیچ اقدامی نکرده بودیم.دوم دختر من چند ساعت در طول روز پوشکش خشک بود حتی شبا و این یکی دیگه از علائم آماده بودن بچس.این نشونه خوبیه که بچه کنترل داره روی مثانه ش.سوم اینکه برای اقدام اگر خودتون شرایط روحی جسمی ندارید اصلا شروع نکنید یا حتی اگر بچه از مریضی خاصی درومده،یا سرماخوردگی یا حتی یبوست یا اسهال بوده اصلا اقدام نکنید که جواب عکس میده.من از اونجایی شروع کردم که همه این شرایط فراهم بود خداروشکر و روزی که پوشک دخترم تموم شد دیگه نرفتم تهیه کنم و گفتم دیگه مامان دیگه پوشک نیست،پوشک برا نی نی هاست تو باید از این به بعد شورت بپوشی
ادامه تو کامنت ها...
مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
سلام خانوما
بچه های من دختر و پسرن...شدیدا به همسرم وابسته هستند..نمی‌دونم شاید همش سرکار هست برا همین یا هرچی.....اما من واقعا اذیت میشم....مثلا میشه روزی که کلا نیست فرداش عصر یا شب میاد ....وقتی خونه هست همش بهونه می‌گیرند گریه میکنند حتی یه دستشویی هم می‌ره میرن وای میسن دم در دسشویی گریه میکنند خذمی میرم طرفشون منو پس میزنند ...وقتی بچه هارو میخوابونیم اون باشه بعد خواب بچه ها بره باشگاه یا بیرون
.اینا بیدار میشن مخصوصا پسرم یه سر گریه می‌کنه امروز حتی با من دسشویی هم نیومد پسرم از صبح هم نرفته بود دسشویی هرچی گفتم نیومد باهام دسشویی..همش گریه میکرد می‌گفت بابا بیاد منو ببره...بعضی وقتا واقعا کلافه میشم گریه میکنم پیششون میگم‌ مامان مگه من مردم گریه می‌کنی خب من مامانتم...پیشتم....نمی‌دونید چقدر غصه میخورم اینحوری میکنند با منم‌ اروم‌نمیشن....حالا باباشون دوروز بود سرکار بود اصلا خونه نبود...یا پنج روز منو بچه هارو کذشات خونه مامانم بخاطر اسباب کشی بخاطر این اخلاق بچه ها که بیاد خونه نمیذارن از خونه بره بیرون اصلا نیومد بچه هارو ببینه فقط بهم می‌گفت دلم برا بچه ها تنگه...از این ورم‌ میخواد مارو بذاره پیش خونوادش یه شهرستان دور یک ماه و خودش برگرده...میگه پدرومادرم هم حق دارن بچه هارو ببینن...من نمی‌دونم این پدر واقعا این ارزش رو داره بچه ها بخاژرش هق هق کنند...منی که سه سال از کارم از درسم از جایگاه شغلی م‌ از زیباییم گذشتم آنقدر برا بچه هام ارزش ندارم که اون داره...لطفا ارومم‌کنید ....😭😭