پارت 1️⃣ از تجربه های بارداریم
اول از همه بگم که ۱۵ سالگی ازدواج کردم و الان ۱۸ سالمه و چون این سه سال تحصیل میکردم نه برای خودم مهم بود نه برای همسرم که بچه دار بشیم از همون اول هم رابطه بدون جلوگیری داشتم و فرقی نمیکرد برام
کلا سال اول دیدم جلوگیری ندارم ولی باردار نمیشم
سال دوم هم همینطور درسته مهم نبود برام اما شک کردم
پریودی های نامنظمی هم داشتم از قبل از ازدواج هم نا منظم بود
تصمیم گرفتم برم دکتر جریانو براش تعریف کردم بهم گفت که عزیزم تو سنت خیلی پایینه و چه عجله ای داری برای بچه بهش گفتم درد من بچه نیست اصلا مهم نیست بیشتر هدفم اینه بفهمم چرا دو سال با رابطه بدون جلوگیری و پریودی های دردناک و نا منظم باردار نشدم
بهش گفتم دوست دارم اگر مشکلی هست پیشگیری کنم درمان کنم وگرنه بچه برام مهم نیست که بشه یا نه چون هنوز وقت دارم
خلاصه برام ازمایش نوشت هم برای من هم برای همسرم
هر دو مشکلی نداشتیم عجیب بود همچنان برام بهم دو تا قرص داد یه د۳ یه فولیک اسید گفت دو ماه بخور اگر خبری نشد باز بیا پیشم
دو ماه خوردم و خبری نشد میدونستم هم خبری نمیشه
اما بعد دو ماه چون قرار بود امتحان بدم نرفتم دیگه و درگیر امتحانام شدم گفتم فعلا بیخیال بعد دوباره میرم پیگیر میشم
برو و بیای ازمایشا خیلی خسته کننده بود برام چون دکتری که میرفتم شهرستان بود و یک ساعت با من فاصله داشت از اون ور فقط روز های زوج بود و از طرفی هم گفته بود ازمایشایی که برات مینویسم رو باید جاهایی که میگم بری انجام بدی....
بقیه اش رو پارت بعد میذارم طولانی شد این😬

۳ پاسخ

👍👍👍👍👍👍

مثل رمانه😁❤️

درخواست ام قبول کن پارت بعد ببینم

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 2️⃣از تجربه های بارداریم
خلاصه رفت و امد برام سخت بود چون هر ازمایشی تایم خودشو داشت مثلا ازمایش تخمدان و پرولاکتین ازمایش اسپرم همسرم و از اون ور چون فقط روزای زوج بود و کار رو سخت تر کرده بود و منم محصل بودم نمیتونستم همش تو راه رفت و آمد و برو و بیا باشم خلاصه بیخیال شدم چون تو ازمایشام مشکلی نبود و همین برای من کفایت میکرد گذشت و وارد ۱۸ سالگی شدم اردیبهشت ماه
و امتحانای اخر سال هم شروع شده بود و منم سال اخرم بود و برام مهم بود و استرس گرفتم من همونجور خودم پریودی هام نا منظم بود و این استرس باعث شد پریود بشم اما برای اولین بار ۱۰ روز ادامه داشت و کل ده روز شدید بود و دقیقا وسط امتحانام بودم
امتحانام گذشت و و تموم شد منتظر بودم پریود شدم حالا یک ماه و خورده ای از پریودیم گذشته بود نه به ماه قبلش که ول کنم نبود نه به این ماه که نمیومد بعد از یک سال تصمیم گرفتم باز برم پیش دکترم ببینم چرا اینجوری‌ شدم الان دیگه ذهنم هم ازاد تر شده بود چون مدرسه تموم شده بود چون دیگه سه سال از ازدواجم گذشته بود و کم کم دیگه اطرافیان به شوخی میگفتن پس کی میخوای حامله شی برای ما که مهم نبود اما سوال بود چرا با وجود اینکه مشکلی نبود باز من هم پریودیم نامنظمه هم باردار نمیشم و کم کم داشتم نگران میشدم خلاصه رفتم پیش دکترم و ....
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 4️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه گفتم که اون هدفش این بود که من اول پریود شم
بهش گفتم اگر امکانش هست این امپولی که باعث میشه پریود شم رو نزنم فعلا یه هفته دیگه صبر کنم شاید خود به خود پریود شدم اونم قبول کرد و گفت موردی نداره
خب راجب اون قرص و امپول که گفتم همون موقع بهم پیشنهاد ای یو ای داد دکتر چون در واقع تخصص اصلیش نازایی و ای یو ای و ای وی اف بود و خب من مسلما چنین چیزی نمیخواستم حتی نمیدونستم چی به چیه گفتم باید با همسرم یه مشورت کنم برگردم گفت باشه رفتم به شوهرم گفتم دست و پا شکسته میدونستیم چیه اما دقیق نه زدیم گوگل خوندیم و هر دو هم مخالف بودیم رفتم و بهش گفتم که نه ای یو ای نمیخوام انجام بدم و اونم گفت باشه و برام این قرص و امپول رو داد قرص لتروفم و امپول سینال اف هر دو برای تحریک تخمدان بودن که قرص رو بهم گفت از روز پنج پریودیت ۳ تا روزانه بخور کلا ۱۵ تا بود البته اگر اشتباه نگفته باشم و امپول هم نمیدونم دو تا یا سه تا بود که بهم گفت دقیقا سر ساعت شش در فلان تاریخ بزن و دقیقا خودش هم ساعت هم تاریخ رو بهم داد و منم رعایت کردم و سر تاریخ امپول زدم و سر ساعت قرص خوردم نمیدونم شاید تنبلی تخمدان داشتم یا هر چیزی ولی تو ازمایشا بهم گفته بود چیزی نیست و از اون ور هم بعدش هم اسمی نیورد که مشکل چیه و منم نفهمیدم ولی حدسم همون تنبلی تخمدان بود
خلاصه بهم گفته بود بعد از تموم شدن اینا بیا دوباره مطب که یه دارو دیگه بهت بدم ولی خب قبل از اینکه اون دارو رو بده که یه امپول بود باید اول معاینه میکرد پس دوباره رفتم پیشش برای معاینه داخلی دوم...
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 9️⃣ از تجربه های بارداریم
قبل از شروع بگم که پارت ششم رو دوبار گذاشتم اگر باز نبود بهم بگید و اگر کسی دلیلش رو میدونه بگه ممنونم🥰
خلاصه از مطب امدم بیرون و عکس رو نشون همسرم دادم و براش توضیح دادم که دکتر چی گفت و چی شد و کلی هر دو ذوق داشتیم
یه سری مسائل پیش امد و من تا ۱۰ هفته نرسیدم برم سونو قلب خب خیالم هم تا حدودی راحت بود چون شش هفته خودش چک کرده بود و گفته بود همه چیز خوبه
ده هفته رفتم سونو و اونجا کلی اب خوردم تا نوبتم بشه و رفتم و صدای قلبش رو شنید حس خوب و قشنگی داشت یه ریتم منظم و دلنشین و از درون من بود جالب بود برام
از سلامتش مطمئن شدم و رفتم خونه اما دیگه از ۷،۸ هفته تهوعام شروع شده بود و خیلی بد بود اصلا نمیتونستم هیچی بخورم و خیلی اذیت بودم هر دقیقه گلاب به روتون استفراغ و همین باعث شد من نتونم برم دکتر خودم که از اول میرفتم پیشش چون تو ماشین حالم خیلی بد میشد و کوتاه ترین مسافت برام اذیت کننده بود برای همین یه دکتر تو شهر خودم انتخاب کردم و رفتم هیچ اطلاعی نداشتم که خوبه یا بد فک کردم همه دکترا مث هم هستن همه ی مطبا رسیدگیشون به یه شکله اما این مثل دکتر خودم نبود اول که رفتم اصلا مهم نبود حامله هستی یا نه و هیچ استثنایی برا زن حامله وجود نداشت
پبش خودم گفتم اینا مهم نیست دکتر مهمه بذار ببینم خودش چطوریه
نوبتم شد بعد از کلی انتظار و رفتم داخل سلام کردم به زور جواب داد و خیلی خیلی خشک برخورد کرد برعکس دکتر خودم که همیشه خوش برخورد و پر حرف بود اما این نه به زور حتی جواب سوالامو میداد
سونو رو نشونش دادم و سلامتش رو تایید کرد و برام سونو انتی نوشت و من با یه خسته نباشی که بی جواب موند مطبش رو ترک کردم ....
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 1️⃣5️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه وقتی فهمیدم طول سرویکسم خوبه دیگه رعایت نکردم و خونه که به شدت به هم ریخته بود رو تمیز کردم نزدیک به ۵ ساعت مدام سرپا بودم و از اون ور هم خیلی نشستم چون همسرم کار داشت در خونه یه هفته هر شب تا صبح کار میکرد و منم مدام تو این مدت فقط مینشستم پیشش بالای ۳،۴ ساعت و خلاصه همین فشارا تو یکی دو هفته باعث شد ۲۰ هفته دقیقا دو هفته بعد انومالی من درد شدید پریودی بگیرم که هی میگرفت و ول میکرد دو روز تقریبا درد داشتم اما گفتم احتمالا بچه داره جا باز میکنه از این حرفا چون اخریم بار سرویکسم خوب بود و مشکلی نداشتم برای همین شک نکردم
بعد دو روز یکم دردم اروم شد اما شوهرم یهو اصرار کرد که بریم دکتر و من هی میگفتم بخدا خوبم الان درد ندارم گفت باشه ضرر نداره بذار بریم ساعت ۹ و ۱۰ شب بود و تصمیم گرفتم برم زایشگاه
رفتم و بهشون گفتم که ۲۰ هفتم دو روزه درد پریودی دارم مدارک پزشکی مث سونوگرافی و ازمایشام رو چک کرد فشارم رو گرفت و بهم گفت میخوای معاینه کنم گفتم موردی نداره گفت نه اروم چک میکنم خب منم نمیدونستم خوبه یا بد ولی خب بعد فهمیدم نباید میذاشتم چون هفتم پایین بود ولی خب اروم معاینه کرد اصلا متوجه درد نشدم و گفت خوبه ولی سونو و ازمایش ادرار که ببینم عفونت داری یا نه هم برات مینویسم از شانسم سونو گرافی رو به روی بیمارستان باز بود و همون لحظه رفتم سونو رو انجام دادم....
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 1️⃣0️⃣ از تجربه های بارداریم
از مطبش امدم بیرون و برای شوهرم ماجرا رو گفتم از خشک و سرد بودنش اونم گفت خب بگرد عوضش کن اگر میدونی گفتم زیاد مهم نیست چه فرق میکنه بعد هم من کلا نمیدونم کی خوبه فعلا با همین کنار میام و بهش گفتم هر موقع تونست بره و برام نوبت برای انتی بگیره
حدودا ۱۳ هفته و اینا برام نوشته بود و گذشت و تاریخش فرا رسید
رفتم و انتیم رو دادم از قبل کلی خونده بودم راجبش و میدونستم باید چیزای نفاخ از قبل نخورم و قبل سونو چیز شیرین بخورم اما خب ازمایش هم داشتم و نمیتونستم به زمان دیگه ای موکولش کنم و برای ازمایش هم باید ناشتا میبودم برای همین اول رفتم ازمایشگاه و باهاش صحبت کردم نمیدونم بابت کدوم فاکتور ازمایش باید ناشتا میبوذم دقیق یادم نیست منشی ازمایشگاه هم با دکتر صحبت کرد و تصمیم گرفت یه سرنگ خون اضاف ازم بگیره ولی بهم گفت بعد سونو باز بیا پیشم فک میکردم قراره بعد سونو باز خون بگیره ازم اما اینجور نبود و فقط بعد سونو رفتم و یه فرم پر کردم و سونو رو نشونش دادم و از خوب بودن سونو که مطمئن شد دیگه گفت خون لازم نیست همون اوکیه
خب از خود سونو که بخوام بگم بعد ازمایش یه کیک و رانی خوردم اما خیلی مونده بود تا نوبتم بشه برای همین تو اون فاصله یه نوشابه هم خوردم اما حالت تهوع پدرمو در اورده بود یه بار هم بالا اورده بودم اما باز نوشابه خوردم که وقتی میرم حتما تو یه بار تموم شه مجبور نشم دوباره تکرار کنم
بلاخره نوبتم شد با یه مثانه ی پر که داشت میترکید😂🤦🏻‍♀️ چون گفته بودن پر باشه مثانه و یه حالت تهوع شدید ....
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت3️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه باز بعد یک سال رفتم پیش دکترم و منو یادش بود کلا دکتر خوش برخورد و مهربونی بود باز هم این بار هم بهم گفت دختر تو که سنت کمه و باز دلم میخواست بهش بفهمونم بخدا درد من چیز دیگس😂
خلاصه بهش گفتم که ماه قبل ده روز پریود شدم و الانم یک ماه نیمه پریود نشدم دقیقا تاریخارو یادم نیست اما فک کنم فروردین ده روز پریودیم زمان برد اردیبهشت کلا پریود نشدم خرداد هم یه چند روزی از اول ماه گذشته بود ولی باز دقیق دقیق یادم نیست اما میدونم خرداد بود رفتم پیشش تا بهش گفتم سریع گفت بذار معاینه ات کنم نمیدونستم چطوریه اما وقتی پرسیدم فهمیدم معاینه داخلی گفت برو مثانتو خالی کن استرس گرفتم خب بار اولم بود نمیدونستم چه خبره ولی اونجا که منتظرم مینشستم نوبتم بشه یه چیزایی از خانما شنیده بودم رفتم مثانمو خالی کردم پول معاینه رو کارت کشیدم و دوباره رفتم تو اتاقش و رو تخت دراز کشیدم معاینه کرد درد نداشت تا جایی که یادمه بهم گفت اندو نازکه و خلاصه به دستیارش که اونجا بود داشت میگفت که برام دارو بنویسه و معاینش که تموم شد رفت پشت میزش و من پیش دست یارش موندم که ماما بود و منتظر موندم ببینم چی میگه اتاق ماماش اینجوری بود که یه اتاقک کوچولو داخل اتاق خود دکتر بود با یه دستگاه معاینه و تخت و میز و کامپیوتر ماما
خلاصه واسم امپول نوشت که پریود شم امپول پروژسترون بود گفت اینو بزن پریودی شی بعد برام قرص و امپول دیگه هم نوشت که حالا میگم چی بودن بعد چون اونا رو باید بعد پریود شدن استفاده میکردم و اون اول هدفش این بود که من پریود شم...
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 7️⃣ از تجربه‌های بارداریم
خلاصه به همسرم زنگ زدم ولی میدونستم الان بگم فک میکنه مثل همیشه دارم اذیتش میکنم و واقعا هم همین شد بهش گفتم تست زدم و مثبت شد گفت اره تو راست میگی خندیدم و گفتم بخدا جان خودت مثبت شد الان دیگه باور کرد از سکوت چند ثانیه ای که داشت معلوم بود و بعد از چند ثانیه سکوتش رو شکست و گفت شاید بخاطر امپولاست که زدی هورمونات بهم ریخته چون خب اون امپول ازادسازی همون هرمون بارداریه و اینو قبلش تو گوگل خونده بودیم و چند جا دیده بودم ممکنه خطای کاذب بده اگر زود تست بزنی اما خب من زود تست نزده بودم ولی خب شک همچنان بود هم برای من هم برای همسرم
همسرم گفت باز تست داری گفتم نه دو تا بود زدم و هر دو مثبت بود گفت بذار از سرکار امدم میریم باز میگیریم چون صبح دقیق تره صبح هم بزن اگر اونا هم مثبت بود میریم ازمایش میدیم که کامل مطمئن بشیم
صبح شد و چشم انتظار منتظر من که تست بزن تست زدم دو باره دوتای دیگه و باز هم مثبت شد و این بار با چشمای خودش دید و امید وار شد تو چشماش حس امیدواری و خوشحالی کاملا مشخص بود اما باز نخواست شادی اصلیش رو نشون بده و باز منتظر بود بریم ازمایش بدیم
اماده شدیم رفتیم سمت ازمایشگاه و ازمایش دادیم و گفتن عصر ۵ به بعد جوابش هم ارسال میشه هم میتونید بیاید بگیرید استرسش باعث میشد همین چند ساعت برام چند روز بگذره و بلاخره ساعت داشت نزدیک که ۵ میشد....
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 1️⃣2️⃣ از تجربه‌های بارداریم
خلاصه دوباره باید میبرم هم سونو و هم ازمایشم رو نشون دکتر میدادم توی چکاب اولیه بارداری تیروئید پرکار داشتم توی ازمایش انتی هم که دوباره رفته بودم مجدد تکرار ازمایش تیروئید برام نوشته و انجام داده بودم باز هم همچنان پر کار بود دوباره رفتم پیش همون دکتر بد اخلاق چون هنوز هم تهوع هام خیلی شدید بود و نمیتونستم زیاد تو ماشین باشم که برم شهرستان پیش دکتر خودم
حوصله عوض کردن هم نداشتم چون نمیشناختم
خلاصه باز رفتم پیشش دقیقا برخوردا مثل بار قبل و داخل اتاقش شدم سونو رو نشونش دادم چک کرد گفت خوبه ازمایشم هم گفت خوبه فقط تیروئیدت که باید بری دکتر غدد
چند وقتی بود نمیدونم چرا اما حدسم این بود توی خواب دستم رو زیادی گذاشته بودم زیر دنده هام و بهش خیلی خیلی فشار امده و دنده درد شدیدی داشتم اون موقع هم که نمیشد گفت به خاطر بچه است چون هم کوچولو بود هم پایین
بهش ماجرا رو گفتم نفسم رو چک کرد گفت مشکلی نیست شاید مو برداشته باشه و خیلی درد داشتم از دردش حتی سرفه هم نمیتونستم بکنم و دلیلش هم نمیدونستم و فقط یه نقطه درد بود
پیگیر نشدم منتظر موندم خودش خوب بشه ولی حدود یک ماه و خورده ای زمان برد که دردش خوب بشه نمیدونم واقعا مو برداشته بود یا نه
خلاصه واسم سونو انومالی هم نوشت و تموم شد و امدم بیرون
یه چند جا گشتم که دکتر غدد پیدا کنم چون نبود هر چی میگشتم کلی تو گوگل گشتم تا بلاخره یکی پیدا کردم.....
مامان آراد مامان آراد ۷ ماهگی
خیلی خوب بود توی اتاق زایمان بعد متخصص زنان که داشت سال اول میخوند بالا سرم بود بعد یه دکتر سال دومی اومد معاینه کرد که خیلی درد داشت گفت ۲ سانتی بعد رفت دکتر سال اولی بالا سرم موند فامیلیش صفایی بود بعد ان اس تی گرفتن و فشار و قند و همه چی چک کردن یکی تز سونو هارو توی اورژانس تاریخشو ننوشته بود هی دنبال اون میگشتن بعد من به حاطر درد معاینه نمیخاستم که طبیعی بیارم با یکی از سال اولی های دیگه صحبت کردم گفت میتونی به استادمون بگی با ۳۰ میلیون سرارین میکنه اختیاری
بعد دیگه ۱ ساعت بعد دکتر اومد گفت اکپول ریه اونایی که دیابت دارن بعد ۳۴ هفته نمیخاد بزنن و گفت بیارین دو ساعت دیگه من سونوگرافی کنم اگر آب دور بچه بیشتر از ۲ بود من یه هفته نگه میدارم به منم گفت راضی گفتم اره
دیگه دو ساعت ان اس تی وصل بود مامانم مدارکمو اورد پیشم موند وقتی هم که میخاستم برم سونو خرما با خودم بردم رفتم
دکتر سونو کرد گفت ۲۷۰۰ هست اب دور بچه هم خیلی کمه نمیتونم نگه دارم باید خاتمه بدیم بعد گفتم میشه سزارین کنیم گفت چرا گفتم اخه خیلی معاینه میکنن و خیلی درد داره گفت اگر به خاطر کعاینه و درد میگی من میگم هر موقع لازم بود معاینه کنن برات میتونم زایمان بدون دردم هم هماهنگ کنم منم چون ورزش اینارو دوس داشتم و دوس داشتم امتحان کنم گفتم پس بگین توپم بهم بدن گفت باشه من مینویسم
مامان پسرچه مامان پسرچه ۳ ماهگی
پارت ۱۵ تجربیات بارداری:
همه چی نرمال بود تا ۱۸ دی که بعد از شام که البته همراه با شور خورده بودم، یهو دیدم مج پای راستم ورم کرده🥹 میدونستم ورم یک طرف خوب نیست. ولی به شور که خورده بودم هم شک داشتم. دیگه کلی آب‌خوردم، پامو بالا نگه داشتم تا دو سه ساعت بعد که ورم کم شد.
فرداش تلاش کردم ویزیت انلاین بگیرم ( دوست خوب‌من در بارداری ویزیت انلاین😬) که نت ها قطع بود و نشد. دیگه خودم رفتم ازمایشگاه گفتم یه ازمایش ادرار بدم برای دفع پروتیین. جواب اومد و منفی بود.
ورم پام کم شده بود ولی کامل از بین نرفته بود. نتها قطره چکونی وصل شد و ویزیت انلاین گرفتم. دکتر برام یه سری ازمایش خون انزیم کبدی و کلیوی نوشت و تکرار ازمایش ادرار، بعد هم توضیح داد برای ورم یک طرف باید برم بیمارستان و یه سری کار دیگه انجام میدن چون ممکنه نشونه لخته خونه خدایی نکرده ولی با توجه به اینکه واسه من چند ساعت بعد کم شده من این مورد رو ندارم.
خلاصه جواب این ازمایش هم اومد و خوب بود.
دیگه با همینا رفتم پیش دکتر خودم که از همه چی راضی بود. و سونوی رشد رو برای هفته ۲۸ نوشت.