پارت 1️⃣2️⃣ از تجربه‌های بارداریم
خلاصه دوباره باید میبرم هم سونو و هم ازمایشم رو نشون دکتر میدادم توی چکاب اولیه بارداری تیروئید پرکار داشتم توی ازمایش انتی هم که دوباره رفته بودم مجدد تکرار ازمایش تیروئید برام نوشته و انجام داده بودم باز هم همچنان پر کار بود دوباره رفتم پیش همون دکتر بد اخلاق چون هنوز هم تهوع هام خیلی شدید بود و نمیتونستم زیاد تو ماشین باشم که برم شهرستان پیش دکتر خودم
حوصله عوض کردن هم نداشتم چون نمیشناختم
خلاصه باز رفتم پیشش دقیقا برخوردا مثل بار قبل و داخل اتاقش شدم سونو رو نشونش دادم چک کرد گفت خوبه ازمایشم هم گفت خوبه فقط تیروئیدت که باید بری دکتر غدد
چند وقتی بود نمیدونم چرا اما حدسم این بود توی خواب دستم رو زیادی گذاشته بودم زیر دنده هام و بهش خیلی خیلی فشار امده و دنده درد شدیدی داشتم اون موقع هم که نمیشد گفت به خاطر بچه است چون هم کوچولو بود هم پایین
بهش ماجرا رو گفتم نفسم رو چک کرد گفت مشکلی نیست شاید مو برداشته باشه و خیلی درد داشتم از دردش حتی سرفه هم نمیتونستم بکنم و دلیلش هم نمیدونستم و فقط یه نقطه درد بود
پیگیر نشدم منتظر موندم خودش خوب بشه ولی حدود یک ماه و خورده ای زمان برد که دردش خوب بشه نمیدونم واقعا مو برداشته بود یا نه
خلاصه واسم سونو انومالی هم نوشت و تموم شد و امدم بیرون
یه چند جا گشتم که دکتر غدد پیدا کنم چون نبود هر چی میگشتم کلی تو گوگل گشتم تا بلاخره یکی پیدا کردم.....

۲ پاسخ

منم سه ماه اول ویار شدید داشتم ۶ کیلو کم کردم.
اولین دکترمم بعد بارداری خیلی بد بود عوضش کردم همون هفته اول خدا رو شکر دکتر الآنم خیلی خوبه

خب عزیزم منتظر تاپیک ها هستم

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 1️⃣3️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه دکتر غدد پیدا کردم و نوبت گرفتم و رفتم پیشش ازمایشا رو نشونش دادم پرسید عصبی هستی یا زیاد عرق میکنی و خلاصه چند تا سوال اینچنینی که همه رو گفتم نه
گفت پس این پرکاری بخاطر هورمونای بارداریه و ۲۰ هفته و اینا بهتر میشه و بعد مجدد یه ازمایش بده ۲۰ هفته به بعد
خیالم راحت شد و امد بیرون و ماجرای این تمام شد
و زمان انومالی رسید یکم استرس داشتم و بعد از چند هفته قرار بود ببینمش تازه چند وقتی بود راجب طول سرویکس و اینا خونده بودم برای همین استرسش رو داشتم و قبل انومالی استراحت داشتم و به خودم فشار خاصی نمیوردم دکتر هم برام سونو واژینال نوشته بود هم شکمی برای بررسی طول سرویکس خلاصه انجام دادم و گفت تو سرش دو تا غده است یکم استرس گرفتم اما بعد خوندم راجبش و همه میگفتن برطرف میشه و خداراشکر هم برطرف شد توی ۲۰ هفته
اما خب طول سرویکس که خیلی نگرانش بودم چون چیزای راجبش ندیده بودم و همش میترسیدم یه وقت کم باشه و خب میگفتن رابطه هم خوب نیست و من روزی یکی دوبار و اونم هر روز رابطه داشتم از اول بارداری و همین استرسم رو بیشتر میکرد
جواب سونو رو که گرفتم اولین چیزی که چک کردم همین بود
نوشته بود واژینال ۳۹ شکمی ۳۷ خیالم راحت شد چون طبق چیزایی که خونده بودم خداراشکر عالی بود و همین خیال راحتی کار دستم داد چون قبل سونو به خودم فشار نمیوردم و کارای خونه رو مرتب انجام نمیدادم در حد غذا که اونم گاهی همسرم درست میکرد اما بعد سونو که فهمیدم خوبه تازه همه چیز شروع شد...
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۶ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 1️⃣8️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه شنبه بلاخره رسید صبح رفتم ازمایش دادم و کلا دیگه ازمایشه برام مهم نبود چون فهمیده بودم مشکلم تو سونو چیه و رفتم بیمارستان دوباره سمت زایشگاه یه ماما دیگه بود بهش جریانمو گفتم و کلا خیلی هم حالم بد بود خیلی نگران بودم و کل این مدت فقط کارم گریه شده بود سونو رو نشونش دادم و طبق بار قبل اینم ازمایشا و سونو هامو چک کرد و کلا انگار چیزی بلد نبود سنش هم بالا بود نمیخورد دانشجو باشه ولی کلا به هر حال نمی‌دونم
خودم بهش گفتم که تو سونو فانلینگ دیده شده و تازه فهمید گفت خب باشه بذار به دکتر زنگ بزنم شرایطت رو بهش بگم
زنگ زد به دکتر و کلی هم منو اونجا منتظر گذاشت و بلاخره بعد یک ساعت اینا کارمو راه انداخت و دکتر بهش گفت که معاینش کن اما خیلی اروم و اونم گفت باشه اروم معاینه میکنم دکتر
خلاصه برای بار دوم من تو ۲۰ هفته معاینه شدم و گفتم خب بار قبل درد ندلشت و اون ماما خیلی اروم انجام داد اینو که دیگه دکتر سفارش کرده حتما اروم انجام بده پس کلا اصلا درد نداره
چشمتون روز بد نبینه خدا خیرش نده کاشت ناخن داشت و چنان افتاده بود روم معاینه میکرد انگار قرار چی کشف کنه اون داخل افتاده بود رو زانو هام و و خلاصه خیلی دردم امد و خیلی بی ملاحظه گفت یک سانت بازه دهانه رحمت و همین جملش کافی بود که حال خراب منو هزار برابر خراب تر کنه سکوت کردم و شلوارم رو پوشیدم و کفشم هم همینطور
و از تخت امدم پایین رفتم رو صندلی نشستم و گفت منتظر بمون تا به دکتر خبر بدم. نشسته بود روم نمیشد گریه کنم اونجا یهو یه حس جدید و تازه ای امد سراغم چشمام داشت سیاهی میرفت تاحالا هیچوقت اینجوری نشده بودم....
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 1️⃣0️⃣ از تجربه های بارداریم
از مطبش امدم بیرون و برای شوهرم ماجرا رو گفتم از خشک و سرد بودنش اونم گفت خب بگرد عوضش کن اگر میدونی گفتم زیاد مهم نیست چه فرق میکنه بعد هم من کلا نمیدونم کی خوبه فعلا با همین کنار میام و بهش گفتم هر موقع تونست بره و برام نوبت برای انتی بگیره
حدودا ۱۳ هفته و اینا برام نوشته بود و گذشت و تاریخش فرا رسید
رفتم و انتیم رو دادم از قبل کلی خونده بودم راجبش و میدونستم باید چیزای نفاخ از قبل نخورم و قبل سونو چیز شیرین بخورم اما خب ازمایش هم داشتم و نمیتونستم به زمان دیگه ای موکولش کنم و برای ازمایش هم باید ناشتا میبودم برای همین اول رفتم ازمایشگاه و باهاش صحبت کردم نمیدونم بابت کدوم فاکتور ازمایش باید ناشتا میبوذم دقیق یادم نیست منشی ازمایشگاه هم با دکتر صحبت کرد و تصمیم گرفت یه سرنگ خون اضاف ازم بگیره ولی بهم گفت بعد سونو باز بیا پیشم فک میکردم قراره بعد سونو باز خون بگیره ازم اما اینجور نبود و فقط بعد سونو رفتم و یه فرم پر کردم و سونو رو نشونش دادم و از خوب بودن سونو که مطمئن شد دیگه گفت خون لازم نیست همون اوکیه
خب از خود سونو که بخوام بگم بعد ازمایش یه کیک و رانی خوردم اما خیلی مونده بود تا نوبتم بشه برای همین تو اون فاصله یه نوشابه هم خوردم اما حالت تهوع پدرمو در اورده بود یه بار هم بالا اورده بودم اما باز نوشابه خوردم که وقتی میرم حتما تو یه بار تموم شه مجبور نشم دوباره تکرار کنم
بلاخره نوبتم شد با یه مثانه ی پر که داشت میترکید😂🤦🏻‍♀️ چون گفته بودن پر باشه مثانه و یه حالت تهوع شدید ....
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 9️⃣ از تجربه های بارداریم
قبل از شروع بگم که پارت ششم رو دوبار گذاشتم اگر باز نبود بهم بگید و اگر کسی دلیلش رو میدونه بگه ممنونم🥰
خلاصه از مطب امدم بیرون و عکس رو نشون همسرم دادم و براش توضیح دادم که دکتر چی گفت و چی شد و کلی هر دو ذوق داشتیم
یه سری مسائل پیش امد و من تا ۱۰ هفته نرسیدم برم سونو قلب خب خیالم هم تا حدودی راحت بود چون شش هفته خودش چک کرده بود و گفته بود همه چیز خوبه
ده هفته رفتم سونو و اونجا کلی اب خوردم تا نوبتم بشه و رفتم و صدای قلبش رو شنید حس خوب و قشنگی داشت یه ریتم منظم و دلنشین و از درون من بود جالب بود برام
از سلامتش مطمئن شدم و رفتم خونه اما دیگه از ۷،۸ هفته تهوعام شروع شده بود و خیلی بد بود اصلا نمیتونستم هیچی بخورم و خیلی اذیت بودم هر دقیقه گلاب به روتون استفراغ و همین باعث شد من نتونم برم دکتر خودم که از اول میرفتم پیشش چون تو ماشین حالم خیلی بد میشد و کوتاه ترین مسافت برام اذیت کننده بود برای همین یه دکتر تو شهر خودم انتخاب کردم و رفتم هیچ اطلاعی نداشتم که خوبه یا بد فک کردم همه دکترا مث هم هستن همه ی مطبا رسیدگیشون به یه شکله اما این مثل دکتر خودم نبود اول که رفتم اصلا مهم نبود حامله هستی یا نه و هیچ استثنایی برا زن حامله وجود نداشت
پبش خودم گفتم اینا مهم نیست دکتر مهمه بذار ببینم خودش چطوریه
نوبتم شد بعد از کلی انتظار و رفتم داخل سلام کردم به زور جواب داد و خیلی خیلی خشک برخورد کرد برعکس دکتر خودم که همیشه خوش برخورد و پر حرف بود اما این نه به زور حتی جواب سوالامو میداد
سونو رو نشونش دادم و سلامتش رو تایید کرد و برام سونو انتی نوشت و من با یه خسته نباشی که بی جواب موند مطبش رو ترک کردم ....
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 1️⃣5️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه وقتی فهمیدم طول سرویکسم خوبه دیگه رعایت نکردم و خونه که به شدت به هم ریخته بود رو تمیز کردم نزدیک به ۵ ساعت مدام سرپا بودم و از اون ور هم خیلی نشستم چون همسرم کار داشت در خونه یه هفته هر شب تا صبح کار میکرد و منم مدام تو این مدت فقط مینشستم پیشش بالای ۳،۴ ساعت و خلاصه همین فشارا تو یکی دو هفته باعث شد ۲۰ هفته دقیقا دو هفته بعد انومالی من درد شدید پریودی بگیرم که هی میگرفت و ول میکرد دو روز تقریبا درد داشتم اما گفتم احتمالا بچه داره جا باز میکنه از این حرفا چون اخریم بار سرویکسم خوب بود و مشکلی نداشتم برای همین شک نکردم
بعد دو روز یکم دردم اروم شد اما شوهرم یهو اصرار کرد که بریم دکتر و من هی میگفتم بخدا خوبم الان درد ندارم گفت باشه ضرر نداره بذار بریم ساعت ۹ و ۱۰ شب بود و تصمیم گرفتم برم زایشگاه
رفتم و بهشون گفتم که ۲۰ هفتم دو روزه درد پریودی دارم مدارک پزشکی مث سونوگرافی و ازمایشام رو چک کرد فشارم رو گرفت و بهم گفت میخوای معاینه کنم گفتم موردی نداره گفت نه اروم چک میکنم خب منم نمیدونستم خوبه یا بد ولی خب بعد فهمیدم نباید میذاشتم چون هفتم پایین بود ولی خب اروم معاینه کرد اصلا متوجه درد نشدم و گفت خوبه ولی سونو و ازمایش ادرار که ببینم عفونت داری یا نه هم برات مینویسم از شانسم سونو گرافی رو به روی بیمارستان باز بود و همون لحظه رفتم سونو رو انجام دادم....
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت3️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه باز بعد یک سال رفتم پیش دکترم و منو یادش بود کلا دکتر خوش برخورد و مهربونی بود باز هم این بار هم بهم گفت دختر تو که سنت کمه و باز دلم میخواست بهش بفهمونم بخدا درد من چیز دیگس😂
خلاصه بهش گفتم که ماه قبل ده روز پریود شدم و الانم یک ماه نیمه پریود نشدم دقیقا تاریخارو یادم نیست اما فک کنم فروردین ده روز پریودیم زمان برد اردیبهشت کلا پریود نشدم خرداد هم یه چند روزی از اول ماه گذشته بود ولی باز دقیق دقیق یادم نیست اما میدونم خرداد بود رفتم پیشش تا بهش گفتم سریع گفت بذار معاینه ات کنم نمیدونستم چطوریه اما وقتی پرسیدم فهمیدم معاینه داخلی گفت برو مثانتو خالی کن استرس گرفتم خب بار اولم بود نمیدونستم چه خبره ولی اونجا که منتظرم مینشستم نوبتم بشه یه چیزایی از خانما شنیده بودم رفتم مثانمو خالی کردم پول معاینه رو کارت کشیدم و دوباره رفتم تو اتاقش و رو تخت دراز کشیدم معاینه کرد درد نداشت تا جایی که یادمه بهم گفت اندو نازکه و خلاصه به دستیارش که اونجا بود داشت میگفت که برام دارو بنویسه و معاینش که تموم شد رفت پشت میزش و من پیش دست یارش موندم که ماما بود و منتظر موندم ببینم چی میگه اتاق ماماش اینجوری بود که یه اتاقک کوچولو داخل اتاق خود دکتر بود با یه دستگاه معاینه و تخت و میز و کامپیوتر ماما
خلاصه واسم امپول نوشت که پریود شم امپول پروژسترون بود گفت اینو بزن پریودی شی بعد برام قرص و امپول دیگه هم نوشت که حالا میگم چی بودن بعد چون اونا رو باید بعد پریود شدن استفاده میکردم و اون اول هدفش این بود که من پریود شم...
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 1️⃣7️⃣ از تجربه‌های بارداریم
خب اون موضوع خوب شد و درمان شد و برگردیم سر موضوع قبل که توی سونو همون شبی که رفتم زایشگاه فهمیدم فانلینگ شدم
خب منم مثل خیلی از شما نمیدونستم چیه و همونجور که گفتم دکتر سونو اینقد عادی و ساده گفت گفتم خب حتما مهم نیس چون خود دکتر سونو گفت چیز خاصی نیست دیگه نرفتم سونو رو زایشگاه نشون بدم پنجشنبه شب هم بود و گفتم شنبه صبح ازمایش هم میدم یه بارگی میبرم نشون میدم .
رسیدیم خونه و کنجاو بودم این فانلینگ یعنی چی نشستم کلی توی گوگل توی همین برنامه هر چیزی که راجبش پیدا میکردم خوندم و اونجا بود که تازه فهمیدم اونقدار هم که دکتر میگفت چیز بی اهمیتی نیست و فهمیدم فانلینگ یعنی دهانه داخلی یا همون بالایی رحم باز شده اونم یک سانت و همین ترس و استرس باعث شد گریه ام قطع نشه چون همه جا نوشته بودن نیاز به عمل سرکلاژ یا پساری داره و میترسیدم که نکنه عمل لازم باشه نکنه لازم باشه پساری بذارم و هر چی بیشتر راجبش میخوندم چیزای جدیدی پیدا میکردم و همون شب کلی راجب پساری و سرکلاژ خوندم چون هیچ اطلاعی ازش نداشتم نمیدونم حتی انجام دادنش خوبه یا بد و خلاصه کلی استرس که فقط و فقط گریه میکردم
شوهرم یکم ارومم کرد گفت بذار شنبه بریم دکتر استرس که الان برای تو خیلی بدتره تو این مدت فقط استراحت کن و هیچکاری نکن و خلاصه من تا شنبه فقط استراحت مطلق کردم چون نمیدونستم چکار کنم فقط میدونستم که نباید به خودم فشار بیارم و بلاخره بعد از کلی انتظار و ترس و نگرانی شنبه شد....
مامان کیان❤️کارن مامان کیان❤️کارن روزهای ابتدایی تولد
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 1️⃣ از تجربه های بارداریم
اول از همه بگم که ۱۵ سالگی ازدواج کردم و الان ۱۸ سالمه و چون این سه سال تحصیل میکردم نه برای خودم مهم بود نه برای همسرم که بچه دار بشیم از همون اول هم رابطه بدون جلوگیری داشتم و فرقی نمیکرد برام
کلا سال اول دیدم جلوگیری ندارم ولی باردار نمیشم
سال دوم هم همینطور درسته مهم نبود برام اما شک کردم
پریودی های نامنظمی هم داشتم از قبل از ازدواج هم نا منظم بود
تصمیم گرفتم برم دکتر جریانو براش تعریف کردم بهم گفت که عزیزم تو سنت خیلی پایینه و چه عجله ای داری برای بچه بهش گفتم درد من بچه نیست اصلا مهم نیست بیشتر هدفم اینه بفهمم چرا دو سال با رابطه بدون جلوگیری و پریودی های دردناک و نا منظم باردار نشدم
بهش گفتم دوست دارم اگر مشکلی هست پیشگیری کنم درمان کنم وگرنه بچه برام مهم نیست که بشه یا نه چون هنوز وقت دارم
خلاصه برام ازمایش نوشت هم برای من هم برای همسرم
هر دو مشکلی نداشتیم عجیب بود همچنان برام بهم دو تا قرص داد یه د۳ یه فولیک اسید گفت دو ماه بخور اگر خبری نشد باز بیا پیشم
دو ماه خوردم و خبری نشد میدونستم هم خبری نمیشه
اما بعد دو ماه چون قرار بود امتحان بدم نرفتم دیگه و درگیر امتحانام شدم گفتم فعلا بیخیال بعد دوباره میرم پیگیر میشم
برو و بیای ازمایشا خیلی خسته کننده بود برام چون دکتری که میرفتم شهرستان بود و یک ساعت با من فاصله داشت از اون ور فقط روز های زوج بود و از طرفی هم گفته بود ازمایشایی که برات مینویسم رو باید جاهایی که میگم بری انجام بدی....
بقیه اش رو پارت بعد میذارم طولانی شد این😬
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 2️⃣از تجربه های بارداریم
خلاصه رفت و امد برام سخت بود چون هر ازمایشی تایم خودشو داشت مثلا ازمایش تخمدان و پرولاکتین ازمایش اسپرم همسرم و از اون ور چون فقط روزای زوج بود و کار رو سخت تر کرده بود و منم محصل بودم نمیتونستم همش تو راه رفت و آمد و برو و بیا باشم خلاصه بیخیال شدم چون تو ازمایشام مشکلی نبود و همین برای من کفایت میکرد گذشت و وارد ۱۸ سالگی شدم اردیبهشت ماه
و امتحانای اخر سال هم شروع شده بود و منم سال اخرم بود و برام مهم بود و استرس گرفتم من همونجور خودم پریودی هام نا منظم بود و این استرس باعث شد پریود بشم اما برای اولین بار ۱۰ روز ادامه داشت و کل ده روز شدید بود و دقیقا وسط امتحانام بودم
امتحانام گذشت و و تموم شد منتظر بودم پریود شدم حالا یک ماه و خورده ای از پریودیم گذشته بود نه به ماه قبلش که ول کنم نبود نه به این ماه که نمیومد بعد از یک سال تصمیم گرفتم باز برم پیش دکترم ببینم چرا اینجوری‌ شدم الان دیگه ذهنم هم ازاد تر شده بود چون مدرسه تموم شده بود چون دیگه سه سال از ازدواجم گذشته بود و کم کم دیگه اطرافیان به شوخی میگفتن پس کی میخوای حامله شی برای ما که مهم نبود اما سوال بود چرا با وجود اینکه مشکلی نبود باز من هم پریودیم نامنظمه هم باردار نمیشم و کم کم داشتم نگران میشدم خلاصه رفتم پیش دکترم و ....