امروز روز تولد پسرمه🥹❤️
فکر نمیکردم تولدش تو همچین شرایط و روزایی باشه😔
دوست داشتم براش بهترین تولد و بگیرم چون هیچ مناسبتی رو مفصل نگرفتم براش😓
انشالله سال دیگه براش جبران کنم🙏🏻
عزیز دل مامان
خیلی به سختی بدست اوردمت خیلی تلاش کردم برات اصلا حاملگیه راحت و معمولی نداشتم خیلی حالم بد بود و در نهایت نتونستم به موقع بدنیا بیارمت و سی و پنج هفتگی به خاطر فشار زیادم زایمان شدم
تو قرار بود یه پسر قوی فروردینی باشی🥹همون پسری ک همیشه دوست داشتم و ارزوشو داشتم
قربون چشات برم من قلب من ولی عجله داشتی و شدی اسفند ماهی
ببخشید ک به خاطر مامان اولین روزای زندگیت و تو بیمارستان و زیر دستگاه بودی
🥲میدونم گاهی مامان خوبی برات نیستم و سرت داد میزنم ولی از فشاری هست ک رومه
همیشه تلاش میکنم هیچ وقت برات کم نزارم تا لحظه ای که جون تو بدن دارم
🥺حتی لباسی ک برات سفارش داده بودم ماه قبل برا تولدت ک عکس بگیرم ازت هم بدستم نرسید😓
حتی سرماخوردگی هم گرفتی شدید🥺 زودی خوب شو پسرکم
❤️❤️❤️❤️1404/12/19 بهترین روز زندگیم روزی که طعم شیرین مادرشدن رو چشیدم
به امید ایرانی آزاد



بارداری
زایمان
فرزند پروری

تصویر
۱۰ پاسخ

ما مامانا هیچ وقت از خودمون راضی نیستم هی ذهنمون میگه بیشتر بیشتر بیشتررررر😅 امیدوارم هردوتون سلامت و شاد باشید و کنار هم بهترین جشن ها رو بگیریذ🥰

ای جانم پسر شما با دختر من تو یه روز بدنیا اومدن منم برای تولد دخترم هیچ کاری نکردم
دختر من فروردین باید بدنیا میومد اولین روز سی ‌شش هفته زایمان کردم

تولدش هزاران هزاران بار پر تکرار عزیزم ذوقشو بزنید بزرگ شدنشو ببینید قشنگم 😍😍😍😍♥️♥️♥️😘😘😘😘

همزاد پسر منه… پسر منم ۱۹اسفند اومد ۳۵ هفتگی🤧

الهی عزیزم غصه نخور خداروشکر که الان که سالم تو بغلته

تولدپسرمنم امروز بود هرسال براش میگرفتم خیلی ذوق تولد داره ولی هن افتاد به احیا وهم جنگ انشالله جنگ تموم بشه باید کیک بخرم براش سوپرایزش کنم

عزیزمممم🥹❤️❤️یاد پسر خودم افتادم که ۳۵ هفته دنیا اومد🥹
قطعا تو بهتریننن مادر دنیایی
پسرتم قهرمان🥹❤️
تولدش مبارک 🩵

ایی بچم غصه نخور ایشلا سال دگ مفصل براش میگیری

خدا برای هم حفظتون کنه❤️

الهیییی چی شده بهش

سوال های مرتبط

مامان دایار مامان دایار ۱۵ ماهگی
می نویسم از حسی ک الان دارم تا ب یادگار بمونه
پسر کوچولوی من شد یک ساله 🥺چقدر زود گذشت همه چی چقدر تو یک یکسال سختی کشیدم چقدر دلم ب حال خودم میسوزه وقتی فک میکنم
مادر امروز تو این ساعت من داشتم درد می‌کشیدم ۱۲/۴۰ خیلی دردم شدید بود چشم انتظار دیدنت بودم بغل کردنت منتظر بودم ببینم پسر من چ شکلیه روز بعد ساعت ،ساعت ۱۲ یعنی /۱۴۰۴/۲/۴ رفتیم برای سزارین خیلی ترسیده بودم بی حسم کردن داشتم همه چی رو حس میکردم وقتی شکم دست جا کردنت در آوردن بیرون قشنگ داشتم حس میکردم اما ندیدمت 😔 کلن یک ثانیه چهرت دیدم بردنت تا یک روز ندیدمت بردن بستریت کردن😭
ببخش ک کنارت نبودم بزرگ سی برات تعریف میکنم چقدر قوی بودی چطور از پس همه چی بر آمدی
مادر شدن خیلی پر چالش بود برای من اما تو این سال خودم تنهایی تنهایی بدون هیچ کمک بزرگ کردم کیف میکردم وقتی برات غذا درس میکردم باهات بازی می‌کردم موهات شونه میکردم ... تو این یکسال همه ی وقتمو همه کارم همه چیزم تو شدی امیدوارم مادر خوبی برات بوده باشم سعی میکنم همیشه بهترین مادر دنیا برات باشم
چ خوب شدی ک دنیا آوردمت شدی پسر من شدی یار مادر
الهی مادر قربونت بشم امروز گفتی ماما
تولدت مبارک جونممممم🐣🥰😘