۵ پاسخ

وای دختر منم همینه احساس کردم از جانب من تاپیک نوشتی!تازه منو از اتاق میندازه بیرون میگه اینجا نمون

میگذره باربدم اینجوری بود درست میشه

آره عزیزم همونه شیشه دلش میخواد ؛ میگذره فوادم اونطوری بود

خب شیشه بهش بده
چایی یا دمنوش بریز تو شیشه بهش بده شب بخوره
من بعضی شبا به شهرزاد میدم

شاید دلش درد می‌کنه
قبل خواب بهش اهورا نی نی بده

سوال های مرتبط

مامان دخترم وتودلی💓 مامان دخترم وتودلی💓 هفته بیست‌وششم بارداری
مامانا حالم خیلی بده. دو ماهه دخترم لجبازی های عجیب غریب میکنه زندگی رو بهم سیاه کرده شب و روز برام نذاشته واقعا از آدمیت خارج شدم مثلا میگه غذا نمیخورم نمیخوام بخوابم نمیام پوشکمو عوض کنی نمیخوام آب میخواد میگه نمیخوام آب بخورم همه رو با گریه . تا ببینه سفره پهن میشه میخواد جمع کنه نمیذاره هیچی بخوریم نمیذاره جارو کنم نمیذاره لباسای خودم و خودشو عوض کنم حتی نمیذاره دسشویی برم چایی نمیذاره بخورم و همه این مخالفت ها هم با گریه ست با گریه های شدید
اما الان دو روزه میخواد پی پی کنه تا میاد بشینه یهو پا میشه میگه نمیخوام پی پی کنم و واقعا خودشو نگه میداره هر یک ساعت نیم یهو میبینه میخواد پی پیش بیاد میزنه زیر گریه که نمیخوام میگم بشین پی پی نکن نمیشینه خودشو جمع میکنه واقعا روانی شدم انروز سه روزه پی پی نکرده منم دیدم این آدم نمیشه هرچی بغلش میکنم هرچی بهش چشم چشم میگم بخدا نمیذاره ظرف بشورم نمیذاره نماز بخونم گفتم بهش بغلت نمیکنم با من خرف نزن اون واسه خودش گریه میکرد من ظرفامو شستم دسشویی رفتم نماز خوندم بعدم بردمش حمام حتی یک ماهه حمام نمیاد همه کارامو کردم بخدا وقتی صدا میکرد مامان دلم کنده میشد اندازه ده سال امروز پیر شدم ولی دیگه از دستش خسته شدم دیگه دمار از روزگارم دراورده الان خوابیده ولی هنوز تو خواب هق هق میکنه واقعا دلم خونه واسه بچم واسه خودم و زندگی تلخ تر از زهرم
مامان الا🧡 مامان الا🧡 ۲ سالگی
از دیماه تا الان خونه مادرشوهرم نرفتیم اونا شهرستانن دخترم شبا جایی رفتنی خیلی اذیت میکنه تا صبح صد بار بیدار میشه و گریه میکنه اونا هم آدمای بی حساب و کتابی هستن تا ساعت ۴ صبح بیدار بودن خیلی هم شلوغ پلوغن دخترمو بردیم بخوابونیم خیلی بهانه گرفت نمیخوابید بردیم با ماشین دورش دادیم تا خوابید بعددوباره ساعت ۷ صبح بیدار شد جیغ و گریه و بهانه منم ظهرش نخوابیده بودم اعصابم داغون شد شوهرمم هر چند دقیقه یبار از خواب بیدار میشد میگقت بزنش تا بخوابه فلان کن منم دیگه سکوتمو شکستم گفتم میخواستی نیای نمیدونستی وضعیتش چطوره بچه چرا باید عذاب بکشه ؟؟ آخه وقتی بچه ای جا به جا میشه نمیتونه بخوابه هم خودشو اذیت میکنه هم اطرافیانو چه رفتنیه (می گفت نه باید یه شب بمونین ناراحت میشن) بعد همون ۸ صبح اینو من گفتم با عصبانیت گفت جم کن بریم خونه جم کردیم برگشتیم دخترم از اون موقع خوابید تا ساعت ۱ ظهر حالا آقا تو قهر کرده نه تو راه با من کلامی حرف زد الانم به من گفت صداتو نشنوم همه حرفاشم به حالت دستوری به من میگه زندگی رو به کامم زهر کرده چقد مردا خوخواه و خودبینن شما بودین چکار میکردین ؟؟؟ دختر من هر سری میریم اونجا خواب و خوراکش بهم میریزه 😭😭😭😢😢😢
فرزندپروری
پوشک
شیرخشک
زایمان
خواب دخترم